این متن وارد جزئیات مهم فاز نهایی مانگای جوجوتسو کایسن مودولو (Jujutsu Kaisen Modulo) میشه. اگه هنوز به این چپترها نرسیدی، بهتره ادامه ندی.
بالاخره اتفاقی که مدتها منتظرش بودیم افتاد. یوجی ایتادوری (Yuji Itadori) تو فاز پایانی جوجوتسو کایسن (Jujutsu Kaisen) گسترش قلمرو خودش (Domain Expansion) رو رو کرد؛ اونم نه تو یه مبارزه معمولی، بلکه وسط یکی از سنگینترین تقابلهای داستان.
تو چپترهای پایانی، وقتی یوجی دوباره روبهروی ماهیتو (Mahito) قرار میگیره، دیگه اون پسر خام و صرفاً واکنشی ابتدای داستان نیست. قلمروش با سرعتی باز میشه که عملاً فرصتی برای واکنش باقی نمیذاره. بدون مقدمه طولانی، بدون تشریفات نمایشی. یه لحظه، و بعد قوانین فضا عوض میشه.
همین لحظه، تعادل قدرت تو کل سری رو تکون میده.

گسترش قلمرو (Domain Expansion) یوجی دقیقاً چیه؟
تو دنیای جوجوتسو کایسن، گسترش قلمرو بالاترین سطح تکنیکهای جادوگریه. یه قلمرو شخصی که قوانین داخلش به نفع کاربر خم میشن. هر جادوگر بزرگ یه قلمرو مخصوص خودش داره که هویت و فلسفه قدرتش رو نشون میده.
قلمرو یوجی از نظر ماهیت، شباهتهایی به معبد شوم سوکونا (Malevolent Shrine) داره؛ تمرکز روی برش، تخریب و تکهتکه کردن بیوقفه. اما این فقط تقلید نیست. یوجی از همون الگوی تخریب استفاده میکنه، ولی با نیت و جایگاه متفاوت.
نکته مهمتر سرعت فعالسازیشه. قلمرو یوجی تقریباً در حد گوجو (Satoru Gojo) و سوکونا (Ryomen Sukuna) سریع باز میشه. بدون حرکات پیچیده، بدون آمادهسازی طولانی. این یعنی از نظر مهارت تکنیکی، دیگه تو سطح مبتدیها نیست.
و این رشد، ناگهانی به نظر نمیاد؛ پشتش مسیر طولانی درد و تجربه خوابیده.

مقایسه با گوجو و سوکونا؛ یوجی حالا کجاست؟
گوچو با خلا بینهایت (Unlimited Void) ذهن طرف مقابل رو از کار میندازه. سوکونا با معبد شوم (Malevolent Shrine) فضای نبرد رو به قتلگاه تبدیل میکنه. هر دو، استاد بیچونوچرای گسترش قلمرو هستن.
اما قلمرو یوجی یه چیز دیگهست: اعلام استقلال.
تا قبل از این، یوجی همیشه تو سایه سوکونا تعریف میشد. قدرتش، بدنش، حتی جایگاهش وابسته به حضور اون بود. اما حالا قلمرویی داره که مال خودشه. نه نسخه فرعی، نه قدرت قرضی. از نظر روایی، این یه نقطه برگشته. یوجی دیگه صرفاً میزبان نیست؛ خودش یه قطب قدرته.
فقط یک پاورآپ؟ نه، یه تغییر شخصیتی
اگه بخوایم دقیق نگاه کنیم، قلمرو جدید یوجی فقط یه «پاورآپ» (Power-Up) نیست. یه بیانیه شخصیه. یوجی از اول داستان با مفهوم مرگ و مسئولیت درگیر بوده. هر بار که یکی جلوی چشمش کشته شده، یه لایه از سادهلوحیاش ریخته. حالا قلمروی اون تجسم همون مسیره؛ قدرتی خشن، سریع و بیرحم، ولی نه از سر لذت. سوکونا میکشه چون میخواد. چون قدرت براش یعنی سلطه. یوجی میکشه چون مجبوره. چون نمیخواد دوباره کسی جلوی چشمش قربانی بشه.
همین تفاوت، قلمرو یوجی رو از یه ابزار تخریب ساده جدا میکنه. اینجا با یه شخصیت بالغتر طرفیم، نه صرفاً قویتر.
این اتفاق برای پایان داستان چه معنیای داره؟
با معرفی قلمرو یوجی، هرم قدرت سری تغییر کرده. حالا تقابل نهایی فقط جنگ تکنیکها نیست؛ جنگ دیدگاههاست. سوکونا نماینده قدرت مطلق و بیقیدیه. یوجی نماینده قدرتیست که هنوز دنبال معنا میگرده.
اگه این مسیر درست ادامه پیدا کنه، فاز پایانی جوجوتسو کایسن میتونه از یه نبرد بزرگ فراتر بره و تبدیل بشه به یه جمعبندی فلسفی درباره مسئولیت، اختیار و هزینه قدرت. و قلمرو یوجی، نقطه شروع همین جمعبندیه.


