صفحه اصلی > انیمه : انیمه فلسفی محکوم به قهرمان بودن: تبدیل قهرمانی به مجازات

انیمه فلسفی محکوم به قهرمان بودن: تبدیل قهرمانی به مجازات

تلفیق هوشمندانه‌ی آرمان‌های مثبت ابرقهرمانی غربی با حال‌وهوای پرانرژی شونن‌های ژاپنی، سال‌ها پیش با مای هیرو آکادمیا (My Hero Academia)، یه تعریف تازه از قهرمانی ساخت. انیمه‌ای که فقط سرگرم‌کننده نبود، بلکه نشون می‌داد قهرمان شدن الزاماً به استعداد خارق‌العاده یا سرنوشت از پیش‌نوشته‌شده ربط نداره. تلاش بی‌وقفه‌ی یک آدم معمولی برای تبدیل شدن به نماد امید، چیزی بود که خیلی‌ها باهاش ارتباط گرفتن؛ مخصوصاً تو دنیایی که قهرمانی بیش از هر زمان دیگه‌ای زیر ذره‌بینه.

اما هر ژانری، اگه بخواد زنده بمونه، مجبور می‌شه یه‌جایی با خودش دربیفته. درست همین‌جاست که محکوم به قهرمان بودن (Sentenced to Be a Hero) وارد می‌شه؛ انیمه‌ای که تو فصل زمستون ۲۰۲۶ تصمیم گرفت کل مفهوم قهرمانی رو از پایه برعکس کنه. این‌جا قهرمان بودن افتخار نیست، پاداش نیست، حتی انتخاب هم نیست؛ حکم مجازاته. مجازاتی برای بدترین جنایتکارها که باید جلوی موجودات شیطانی وایستن و بجنگن، اون‌هم بدون هیچ امیدی به رهایی؛ چون حتی مرگ هم پایان کارشون نیست.

صحنه پایانی My Hero Academia

قهرمانی، این بار به شکل زندان

داستان تو دنیایی تاریک و بی‌رحم می‌گذره؛ جایی که جامعه برای زنده موندن، حاضر شده از انسان‌ها ابزار بسازه. عنوان قهرمان توی این دنیا یعنی تعلق داشتن به واحد قهرمانان محکوم (Penal Hero Unit)؛ تیمی از مجرمان، تبعیدی‌ها و قربانی‌های یه سیستم قضایی معیوب که به خطرناک‌ترین جبهه‌ها فرستاده می‌شن. اگه تو نبرد کشته بشن، دوباره برگردونده می‌شن؛ اما هر بار با بهایی سنگین‌تر: تکه‌ای از جان، حافظه یا حتی روحشون.

همین چرخه‌ی مرگ و بازگشت، بار روانی سنگینی به داستان می‌ده و مدام این سؤال رو جلو چشم مخاطب می‌ذاره: قهرمانی که هیچ اختیاری نداره، واقعاً قهرمانه؟

مقایسه با مای هیرو آکادمیا؛ امید در برابر اجبار

اگه مای هیرو آکادمیا درباره‌ی رؤیا، امید و رشد فردیه، محکوم به قهرمان بودن دقیقاً سمت تاریک همون ایده رو نشون می‌ده. این‌جا قهرمان‌ها برای نجات دنیا داوطلب نشدن؛ به زور فرستاده شدن. فضا خیلی تلخ‌تره و بیشتر یادآور انیمه‌هایی مثل چینساومن یا آکامه گا کیل هست؛ آثاری که قهرمان‌هاشون بیشتر درگیر زنده موندن و انتخاب‌های خاکستری‌ان تا نجات دنیا.

با این حال، داستان فقط دنبال شوک و سیاهی نیست. زیر این ظاهر خشن، یه نقد جدی به ساختارهای قدرته؛ به این‌که چطور مفاهیمی مثل قهرمانی می‌تونن تبدیل به ابزار کنترل جامعه بشن و چطور سیستم‌ها، به اسم امنیت، انسان‌ها رو مصرف می‌کنن.

شخصیت‌ها؛ قهرمان‌هایی که نمی‌خواستن قهرمان باشن

قهرمان‌های این انیمه نه الهام‌بخشن، نه بی‌نقص. هر کدوم شکسته‌ان، پر از زخم و پر از تضاد. زایلو فوربارتز (Xylo Forbartz)، فرمانده واحد 9004 و شوالیه‌ی مقدس سابق، نمونه‌ی خوبیه از این نگاه؛ کسی که سقوط کرده و حالا باید نقش قهرمانی رو بازی کنه که هیچ‌وقت دنبالش نبوده.

حتی خدایان این دنیا هم امن و مهربون نیستن. تئوریتا (Teoritta) به‌جای یه الهه‌ی نجات‌دهنده، موجودی خشن و جنگیه که خودش بخشی از چرخه‌ی خشونته. این استفاده‌ی متفاوت از اسطوره‌ها، قهرمانی رو از جایگاه مقدس پایین می‌کشه و می‌ذاره زیر تیغ نقد.

Sentenced to be a Hero anime

محکوم به قهرمان بودن از ۳ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۳ دی ۱۴۰۴) پخشش رو با یک اپیزود یک‌ساعته شروع کرده؛ این انیمه رو استودیو کای (Kai) تولید کرده؛ تیمی که سابقه‌ی حضور در پروژه‌هایی مثل تناسخ یک بیکار (Mushoku Tensei) رو داشته و از نظر کیفیت بصری و کارگردانی، استاندارد بالایی رو وعده می‌ده.

با این حال، واقعیت اینه که این اثر تو یکی از شلوغ‌ترین فصل‌های انیمه‌ای سال روی آنتن رفته؛ فصلی که اسم‌های بزرگی مثل جوجوتسو کایسن فصل سوم و بهشت جهنمیان فصل دوم حسابی سر و صدا کردن. همین موضوع باعث می‌شه خطر گم شدنش زیر سایه‌ی انیمه‌های محبوب امسال کاملاً جدی باشه.

برای همین، اگه دنبال یه روایت متفاوت، تاریک و چالش‌برانگیز از مفهوم قهرمانی هستین، بهتره «محکوم به قهرمان بودن» رو از همین حالا تو لیست تماشا نگه دارین؛ قبل از این‌که بی‌سروصدا رد بشه و بعداً بهش بگیم «کاش زودتر دیده بودیم».

نظرتون رو با مخاطبین فانتزی‌مگ به اشتراک بذارین!

هانا میرزایی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید