بیاغراق، سولو لولینگ (Solo Leveling) یکی از اون پدیدههاییه که خیلی بیسروصدا شروع شد ولی آخرش کل دنیا رو گرفت. یه وبناول کرهای بود، بعد شد مانهوایی که همه دربارهش حرف میزدن، و حالا هم با انیمهای از استودیوی ای-وان پیکچرز (A-1 Pictures) رسماً وارد لیگ جهانی شده.
چی باعث این موفقیت شد؟ اکشن پشتسرهم، یه قهرمان بیشازحد قوی، و داستانی که پیچیدهبازی درنمیاره. سولو لولینگ دقیقاً همون چیزیه که خیلی از مخاطبها میخوان: سریع، هیجانانگیز و اعتیادآور. ولی همین موفقیت بزرگ، یه سؤال مهم رو هم میاره وسط: نکنه انیمه داره زیادی به همین فرمول میچسبه؟
اوتاکوهای سنتی یعنی دقیقاً کیا؟
ایتو (Ito) توی حرفهاش یه اصطلاح جالب به کار میبره، طرفداران سنتی انیمه. منظورش کیا هستن؟ کسایی که وقتی اسم انیمه میاد، انتظار اکشن خفن، موسیقی پرهیجان و یه دنیای فانتزی یا ایسکایی دارن. همونا که میخوان اقتباسها مو به مو شبیه منبع اصلی باشن و خیلی از چارچوب ژانر بیرون نزنن.
مشکل از جایی شروع میشه که این انتظار تبدیل میشه به قانون نانوشته. ایتو میگه فیلم جدیدش، نگهبان درخت کافور (The Keeper of the Camphor Tree)، عمداً خلاف این موج ساخته شده. خبری از مبارزه و انفجار نیست؛ داستان آرومه، انسانیتره و تمرکزش روی احساساته.
طبیعیه که این مدل کار، شاید خیلی به مذاق طرفدارهای اکشندوست خوش نیاد، ولی دقیقاً همون چیزیه که ایتو میخواد.

وقتی صنعت انیمه توی حالت امن فرو رفته
واقعیت اینه که اقتباس از مانگا و وبتون برای استودیوها یه گزینه بیدردسره. مخاطبش معلومه، بازارش آمادهست، ژانرش مشخصه. شونن، شوجو، سینن؛ همهچیز دستهبندی شده. سرمایهگذار هم خیالش راحته که پولش برمیگرده.
اما این امنیت یه هزینه داره، ریسکپذیری میمیره. صنعت انیمه کمکم پر شده از پروژههایی که شبیه هم هستن، با همون ساختار آشنا و همون ضرباهنگ تکراری. توی این فضا، پروژههایی مثل The Keeper of the Camphor Tree بیشتر شبیه استثنا هستن تا قاعده؛ کارهایی که بهجای هیجان فوری، میخوان حالوهوا بسازن.
این اتفاق فقط تو ژاپن نیست. هالیوود هم همین مسیره رو میره. ولی هر وقت یه اثر متفاوت موفق میشه، دوباره یادمون میندازه که مخاطب از تجربه جدید نمیترسه؛ فقط باید بهش اعتماد کرد.
قراره با چه فیلمی طرف باشیم؟
اگه دنبال اکشن انفجاری و نجات دنیا هستی، بهتره بدونی این فیلم اصلاً برای این کار ساخته نشده. نگهبان درخت کافور قراره آرومت کنه، نه شوکه. تمرکزش روی آدمهاست، رابطهها، فضا و جزئیاتی که معمولاً توی انیمههای پرسرعت له میشن. برای مخاطبهای جدیتر، جذابیت اصلی فیلم دقیقاً همینجاست؛ اینکه جرئت کرده لحنش رو عوض کنه و از کلیشههای همیشگی فاصله بگیره.


