خانواده و سوگ از آن موضوعهایی هستند که با گذشت زمان نه کهنه میشوند و نه سادهتر. بعضی فیلمها هستند که در لحظهی تماشا فقط «خوب» به نظر نمیرسند، بلکه آنقدر صادق و انسانیاند که سالها بعد هم در ذهن میمانند. اینجا لیستی است از فیلمهایی که با وجود تفاوت در زمان، زبان و فرهنگ، تصویری مشترک از فقدان، دلبستگی و سوگ ارائه میدهند؛ فیلمهایی که غم را انکار نمیکنند، اما اجازه نمیدهند مخاطب در آن غرق شود. تجربهی دیدنشان بیشتر شبیه یک مکث است؛ مکثی برای فکرکردن به خانواده، به نبودنها، و به ارزش لحظههایی که معمولاً دستکم گرفته میشوند.
It’s a Wonderful Life (زندگی شگفتانگیز است – ۱۹۴۶)
کارگردان: فرانک کاپرا | کشور: آمریکا
این فیلم کلاسیک هنوز هم یکی از صادقانهترین روایتها دربارهی ارزش زندگی فردی در دل خانواده و جامعه است. داستان مردی معمولی که در نقطهی فروپاشی روحی قرار گرفته و مجبور میشود زندگیاش را از زاویهای دیگر ببیند. غم فیلم آرام و تدریجی است و در نهایت به قدردانی از روابط انسانی ختم میشود. اثری که نه با احساسات بازی میکند و نه تاریخ مصرف دارد.

A Monster Calls (هیولایی فرا میخواند – ۲۰۱۶)
کارگردان: خوان آنتونیو بایونا | کشور: اسپانیا / بریتانیا
فیلمی دربارهی سوگ از زاویهای کمتر گفتهشده: ذهن یک کودک. مواجهه با بیماری مادر، ترس از فقدان، و احساساتی که حتی خودِ شخصیت هم از بیانشان میترسد. فیلم با استفاده از فانتزی، به احساساتی بسیار واقعی نزدیک میشود و نشان میدهد سوگ فقط غم نیست، بلکه مجموعهای از خشم، گناه و ترس است. تلخ است، اما در نهایت تسکیندهنده.

Shoplifters (دزدان فروشگاهی – ۲۰۱۸)
کارگردان: هیروکازو کورئیدا | کشور: ژاپن
روایتی آرام و بیقضاوت از خانوادهای که از نظر قانونی شاید خانواده نباشند، اما از نظر احساسی کاملاً واقعیاند. فیلم دربارهی فقر یا جرم نیست؛ دربارهی انتخاب است، دربارهی اینکه آدمها چگونه به هم پناه میبرند. غم فیلم ریشهدار است، اما نگاهش انسانی و گرم باقی میماند. یکی از ماندگارترین تصویرهای معاصر از مفهوم خانواده.

How to Make Millions Before Grandma Dies (۲۰۲۴)
کارگردان: پات بوننیتیپات | کشور: تایلند
فیلمی که در ظاهر با شوخطبعی شروع میشود، اما خیلی زود به دل رابطههای خانوادگی و ترس از دستدادن میزند. محور داستان مرگ مادربزرگ است، اما تمرکز اصلی روی فاصلههایی است که در طول زمان شکل گرفتهاند. غم فیلم واقعی و قابل لمس است، اما پایانش حس آشتی میدهد، نه شکست.

Rental Family (خانوادهی اجارهای – ۲۰۱۵)
کارگردان: هیکارو اوکونو | کشور: ژاپن
ایدهی اجارهکردن خانواده در ابتدا غیرواقعی به نظر میرسد، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد چقدر این مفهوم به تنهایی انسان مدرن نزدیک است. غم این فیلم آرام، سرد و بسیار انسانی است. بدون اغراق و ملودرام، دربارهی نیاز به تعلق و ترس از خلأ عاطفی حرف میزند. اثری که بعد از تمامشدن، مدتی با آدم میماند.

این فیلمها یادآوری میکنند که سوگ همیشه با فریاد و اشک همراه نیست؛ گاهی ساکت است، گاهی در رفتارهای کوچک دیده میشود و گاهی سالها بعد خودش را نشان میدهد. وجه مشترک همهشان این است که به مخاطب اجازه میدهند غم را ببیند، بفهمد و بعد رهایش کند. شاید به همین دلیل است که حتی پس از گذشت سالها، هنوز در ذهن میمانند؛ چون دربارهی چیزهایی حرف میزنند که هیچوقت از زندگی ما حذف نمیشوند.


