صفحه اصلی > سینما و استاروارز : طرح اولیه جنگ ستارگان؛ وقتی سرنوشت از آناکین اسکای‌واکر به لیا می‌رسید

طرح اولیه جنگ ستارگان؛ وقتی سرنوشت از آناکین اسکای‌واکر به لیا می‌رسید

در میان تمام روایت‌های چندلایه دنیای جنگ ستارگان (Star Wars)، مفهوم «فرزند منتخب» (Chosen One) همیشه یکی از بحث‌برانگیزترین ایده‌ها بوده است. مفهومی که نخستین‌بار در سه‌گانه پیش‌درآمد مطرح شد و قرار بود به ظهور ناجی‌ای اشاره کند که تعادل را به نیرو (Force) بازمی‌گرداند. اما اسناد تازه نشان می‌دهند این روایت، حتی در ذهن جورج لوکاس (George Lucas) هم قرار نبود به همان شکلی که می‌شناسیم پایان یابد.

بر اساس کتاب آرشیو جنگ ستارگان: اپیزودهای ۱ تا ۳ (The Star Wars Archives: Episode I–III 1999–2005) نوشته پاول دانکن (Paul Duncan)، طرح اولیه لوکاس برای سه‌گانه دنباله‌ای کاملاً متفاوت بود. در این نسخه، آناکین اسکای‌واکر (Anakin Skywalker) فرزند منتخب نهایی محسوب نمی‌شد و این نقش به‌تدریج به خواهرش، لیا اُرگانا (Leia Organa)، منتقل می‌شد.

Leia Organa in Empire Strikes Back

نقشه اولیه لوکاس چه تفاوتی داشت؟

برخلاف برداشت رایج که پایان بازگشت جدای (Return of the Jedi) را تحقق تعادل نیرو می‌داند، لوکاس این اتفاق را فقط یک مرحله میانی تلقی می‌کرد. در طرح او، که هرگز به مرحله تولید نرسید، کهکشان پس از سقوط امپراتوری وارد دوره‌ای از صلح شکننده می‌شود و با تهدید یک امپراتوری جنایی تازه، به رهبری دارث مول (Darth Maul) و شاگردش دارث تالون (Darth Talon)، روبه‌رو خواهد شد.

در پایان این سه‌گانه، تعادل واقعی نیرو نه با هم‌زیستی نور و تاریکی، بلکه با پیروزی کامل نور محقق می‌شد. در همین نقطه است که لیا به‌عنوان فرزند منتخب واقعی معرفی می‌شود؛ نه آناکین.

Anakin Skywalker with Sith Eyes

تعادل نیرو از نگاه لوکاس

لوکاس «تعادل نیرو» را به‌معنای توازن دائمی میان نور و تاریکی نمی‌دید. از نگاه او، تعادل یعنی حذف کامل تاریکی. بنابراین نابودی امپراتور پالپاتین (Emperor Palpatine) پایان مأموریت نبود، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه محسوب می‌شد. تحقق نهایی این ایده قرار بود از طریق نسل بعدی، یعنی لوک اسکای‌واکر (Luke Skywalker) و لیا، انجام شود.

لیا؛ ناجی سیاسی کهکشان

در این طرح، لیا نه صرفاً یک جنگجو یا نماد مقاومت، بلکه رهبر سیاسی کهکشان است. او به‌عنوان فرماندار کل جمهوری جدید (New Republic) نقش محوری در تثبیت صلح و نظم ایفا می‌کند. در مقابل، لوک بیشتر در جایگاه بازسازنده فرقه جدای‌ها (Jedi Order) قرار می‌گیرد. قدرت، در این روایت، نه در شمشیر نوری بلکه در سیاست، رهبری و ساختن آینده معنا پیدا می‌کند.

بازخوانی نقش آناکین

این دیدگاه جایگاه آنیکن را نیز بازتعریف می‌کند. او همچنان قهرمانی مهم است، اما مأموریتش ناتمام باقی می‌ماند. تعادل نیرو به‌جای یک کنش قهرمانانه فردی، به روندی چندنسلی تبدیل می‌شود؛ تغییری که بسیاری از تناقض‌های روایی نسخه‌های بعدی را توضیح می‌دهد.

مقایسه با سه‌گانه دنباله‌ای دیزنی

در سه‌گانه دنباله‌ای دیزنی (Disney Sequel Trilogy)، این نگاه کنار گذاشته شد. تعادل نیرو به‌عنوان کشمکشی دائمی میان نور و تاریکی تعریف شد و مفهوم فرزند منتخب عملاً به ری (Rey) منتقل گردید. مرگ لوک و لیا و فروپاشی جمهوری جدید، روایتی تاریک‌تر و بدبینانه‌تر از آینده کهکشان ارائه داد؛ روایتی که واکنش‌های متناقضی میان طرفداران برانگیخت.

Rey in The Rise of Skywalker

اسناد مربوط به طرح اولیه لوکاس نشان می‌دهد که مفهوم «فرزند منتخب» قرار نبود به یک شخصیت واحد محدود شود، بلکه نمادی از تداوم، نسل‌ها و ساختن صلح پایدار بود. هرچند این ایده هرگز روی پرده جان نگرفت، اما همچنان یکی از جذاب‌ترین «چه می‌شد اگر»‌های تاریخ جنگ ستارگان است؛ برداشتی که می‌توانست مسیر این فرنچایز را به‌شکلی بنیادین تغییر دهد.

نورا نادری

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید