در دوران بازآفرینیهای متعدد جهانهای DC و البته موج کمیکهای New 52، هیچ داستانی به اندازه Court of Owls اساسکات اسنایدر، قدرتمند و تاثیرگذار نبود. این گروه مخفی و سایهوار که از عمق تاریخ گاتهام پا به درون کمیکها گذاشت، وعده داد که تجربهای تازه و شهرگرا از دشمنیهای خفاش را نشان دهد. اما آیا آنچنان که باید، از جادوی این داستان بهره برده شد؟ شاید پاسخ منفی باشد؛ چرا که کمیک Court of Owls قرار بود روایتی شخصیتر درباره نایتوینگ، دنیایی کوچکتر و جهانی تاریکتر را به تصویر بکشد؟ با فانتزیمگ همراه باشید.
کامیک Court of Owls درباره چیست و چه بلایی بر سر آن آمد؟

اسکات اسنایدر و گرگ کاپولو، زوج طلایی داستانسرایی کمیکی، با خلق Court of Owls قصد داشتند مخاطب را وارد لایههای عمیقتری از تاریکی گاتهام کنند. برخلاف تصور فعلی که Court را به منزلهای از یک سرزمینتوطئهای گسترده و بنیادین معرفی کرد، ایده آنها در اصل ریشه در سیرک معروف Haly’s Circus داشت؛ جایی که کودکان به نحوی شیطانی هدف دستکاری و سوءاستفاده این گروه قرار گرفته بودند.
این بازسازی روی ترومای جمعی گاتهام تمرکز داشت: میراث طبقه فرودست که در سایههای بلندِ نخبگان شهر، دستکم گرفته شده بود. این بعد انسانی از داستان، نوید یک داستان دراماتیکتر، ملموستر و عمیقتر از گاتهام را میداد. داستانی که نه فقط بتمن، بلکه نایتوینگ و دیک گریسون را در برابر این شیاطین نهفته قرار میداد و با مخلوطی از رازهای خانوادگی و تراژدی شخصی مواجه میکرد.
تغییر مسیر در New 52؛ دیگر خبری از نایتوینگ نیست

با آغاز موج ریبوتهای DC، مجموعه New 52 به عنوان یک ریبوت بزرگ پدید آمد و سیاست تجاری و رواییاش را به سمت قهرمانانی با ابعاد وسیعتر و داستانهایی با دامنه شهرگستره سوق داد. در این شرایط، ماجرای Court of Owls هم تبدیل به یک نیروی شیطانی فراملیتی شد که در تمام لایههای قدرت گاتهام نفوذ کرده بود.
این تغییرات باعث شد روایت در پی کشف و گسترش نقشهای هولناک برای کنترل شهر گسترده شود، اما رازآلود بودن و تاثیرگذاری شخصی که ایده اولیه داستان را در ذهن داشت، کمرنگ گردد. خروجی نهایی به جای تمرکز بر نایتوینگ و پیوند شخصی او با سیرک Haly، داستان از سطح فردی بیرون آمد و به نبردی حماسی میان گاتهام و یک فرقه نابکار بدل شد. بدین ترتیب عمق روانشناختی شخصیتها و انگیزههای آنها و همچنین حس ترس و کشمکش داخلی پررنگ کمتر شد
نایتوینگ، با نام اصلی دیک گریسون، سالها در سایه بتمن به عنوان شاگرد و جایگزین او زیسته است. داستان قدیمی Court of Owls فرصتی ناب برای خودنمایی او به عنوان قهرمانی مستقل، با روایت شخصی و دراماتیک فراهم میکرد، اما با تغییر مسیر داستان، این فرصت هم از دست رفت.

اگر داستان هنوز در ابعاد کوچک و متمرکز بر سیرک و گذشته تاریک نایتوینگ میبود، میتوانستیم شاهد یک آرک احساسی قوی باشیم؛ مثلاً تحقیقات شخصی دیک درباره خانوادهاش و فرقهای که سالها در پسزمینه زندگیاش سایه افکنده بود. بر این اساس، این داستان میتوانست تمرینی برای هویتیابی او، بهعنوان بتمن دوم یا حتی فردی مستقل و فراتر از سایه بتمن باشد.
معضل اصلی این است که پروژه New 52، نایتوینگ را به جای شخصیت مرکزی، تا حدی به پسزمینه منتقل کرد و داستان را برای بتمن کلاسیک و شاخصتر نمود. این موضوع نه تنها برای شخصیت دیک گریسون که برای طرفداران دوستداشتنی او نیز ناامیدکننده بود.


