در دورانی که جهان مارول کامیکس یکی از ثروتمندترین بسترهای داستانی کمیکبوکی بود و با اقتباسهای سینمایی صرفا منبعی الهامبخش برای خلق دنیای سینمایی محسوب میشد، ظهور مارول سینماتیک یونیورس (MCU) در سال 2008 با Iron Man آغازگر انقلاب روایی و تجاری بیسابقهای محسوب میشد. با نگاهی به ۵ ویژگی جدیدی که MCU به اقتباسهای کمیکی اضافه کرد همراه فانتزیمگ باشید.
مسیر سنتی اقتباس از کمیکها توسط MCU تغییر کرد
تا پیش از سال 2008، رابطه بین مارول کامیکس و هرگونه اقتباس سینمایی به شکل کلاسیک از کمیک به فیلم تعریف میشد. داستانها و کاراکترها ابتدا در صفحات کمیک ظاهر میشدند و سپس توسط استودیوها برای پرده نقرهای اقتباس میشدند؛ درست مانند کلاسیکهایی چون Spider-Man یا X-Men. اما ورود MCU و موفقیت خیرهکنندهاش باعث شد نه تنها فیلمها از کمیکها الهام بگیرند، بلکه جهت اثرگذاری تغییر کرده و حالا MCU خودش تبدیل به منبع اصلی شکلدهی به شخصیتها و داستانهای کامیکها شود. این معنا را داشت که دیگر شاهد حضور صرف یک اقتباس نبودیم بلکه تغییرات و بازتعریفها ابتدا در فیلمها انجام و سپس به کتابهای کمیک تحمیل میشد.
تبدیل آیرون من به شخصیتی کاریزماتیک و شوخ
یکی از بارزترین نمونهها برای این مورد تحول شخصیتی تونی استارک است. پیش از سال 2008، کمیکهای کلاسیکی مانند Iron Man: Extremis (2004) تصویری بسیار جدی از استارک را به تصویر میکشیدند. با این وجود هنر بیبدیل رابرت داونی جونیور، تونی استارک را به نسخهای کاریزماتیکتر، شوخطبعتر، و مردمیتر از آیرون من کرد شد که از نسخه کمیکیاش فاصله قابل توجهی گرفته است. جالب است بدانید که پس از این فیلم، نویسندگانی چون مت فرکشن هم شروع به القای خصیصههای رفتاری و واکنشهای مشابه MCU به این شخصیت کردند که نقطه عطفی رضایتبخش برای مخاطبان سینمایی ولی تا حدی تضعیفکننده عمق روانی بود.

تبدیل استار-لرد از ضدقهرمانی جانسخت به رهبری محبوب
پیتر کویل که در کمیکها شخصیتی سنگیندل، جنگزده و دقیق داشت، اما در MCU به نمادی از یک رهبر دقیق، خشصیتی کمدی، شوخطبع و گاهی کودکانه شد. این نمای تازه با طنز غالب MCU سازگاری پیدا کرد، اگرچه که به قیمت از دست رفتن بخش قابل توجهی از ساختار پیچیده کاراکتر اصلی شد. این تغییر باعث شد نسخه سینمایی بازتاب مستقیمی بر کمیکها بگذارد و نسخه کمدی او به جریان اصلی راه یابد که بحثهای بسیاری در میان طرفداران حرفهای را برانگیخته است.

تغییر ریشههای اسکارلت ویچ و کوییکسیلور
یکی از بحثبرانگیزترین تغییرات به تغییر منشا اسکارلت ویچ و برادرش کوئیکسیلور بازمیگردد. در کمیکهای قدیمی ارتباط مستقیم با نژاد جهشیافتهها یکی از پایههای منشا قدرت و داستان آنان بود. اما فیلم Avengers: Age of Ultron در سال 2015 آن را تغییر و منبع قدرتشان را به اتفاقی آزمایشگاهی ربط داد. جالب اینجاست که کمیکها در همان سال تغییر را پذیرفتند و ارتباط آنها با گروه مردان ایکس را از میان برداشتند.

ایجاد فضای تجاری گسترده
نقش بازار و استراتژیهای برندسازی دیزنی و مارول استودیو غیرقابل انکار است. موفقیت عظیم MCU سبب شد مارول کامیکس به یک موفقیت سینمایی عظیم تبدیل شود. حفظ یکپارچگی داستانها و اصالت شخصیتها هم گاهی قربانی نیاز بازار و دیدگاههای تجاری شد. در واقع تصمیمات مدیریتی و رویکردهای تجاری به گونهای اتخاذ شدند که فروش و جلب مخاطب عام مهمتر از حفظ هویت اصیل و پیچیدگی روایت بود. این موضوع در بازنویسیهای کمیکی هم دیده میشوند.
بدون شک MCU دسترسی به دنیای مارول را برای انبوه مخاطبان فراهم کرد و فروش و توجه رسانهای را رکورد زد. شخصیتهایی مانند فیل کلوسن یا دارسی لوئیس از ساختههای MCU به غنای کمیکها افزودند که نمونههای مثبتی از همزیستی موفق فرهنگ سینمایی و کمیکی هستند.

با این حال، پیامدهای منفی نیز مشهود است: همگنسازی شخصیتها که باعث کاهش تضادهای دراماتیک و روانی شد، تضعیف ارتباطات اجتماعی و فرهنگی خاص لایههای هویتی و کاهش خلاقیت مستقل خالقان اصلی کمیکها. سطحی شدن شخصیتها در مقابل سوژههای پیچیده و بازخوانی مکرر گذشته از دیگر بخشهای مضرى است که طرفداران وفادار کمیک را ناراضی کرده است.
سلطه مارول سینماتیک یونیورس بر مارول کامیکس پدیدهای تحولزا و البته پرتناقض است. از یک سو، فرصتهای بزرگ برای شکوفایی فرنچایز و جذب مخاطب نو فراهم کرد، اما در طرف دیگر، هویت تاریخی، پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتها و استقلال روایتهای عمیق را به خطر انداخت. امروز مارول کامیکس در چالش حفظ خود به عنوان یک رسانه مستقل و اصیل است، در حالی که باید در برابر قدرت رو به گسترش سینمایی تعادل برقرار کند. آینده این دنیای پرشور نیازمند بازتعریف و احترام به تاریخچه کمیکها و در عین حال پذیرش نوآوریهای معقول در عرصه چندرسانهای است.


