صفحه اصلی > ابر قهرمان‌های مارول و سریال : واندر من؛ وقتی مارول از کلیشه‌های ابرقهرمانی فاصله می‌گیرد

واندر من؛ وقتی مارول از کلیشه‌های ابرقهرمانی فاصله می‌گیرد

جهان سینمایی مارول (Marvel Cinematic Universe – MCU) این‌بار با سریال واندر من (Wonder Man) نه فقط یک شخصیت تازه، بلکه یک پدیده پربیننده جهانی را معرفی کرده است. سریالی که برخلاف مسیر رایج آثار ابرقهرمانی، سراغ متامتنیت می‌رود و با نگاهی آگاهانه به خستگی مخاطب از محصولات کمیکی، سعی می‌کند خودش را بازتعریف کند.
مارول در این پروژه، شخصیت سایمون ویلیامز (Simon Williams) یا همان واندر من را نه به‌عنوان یک قهرمان کلاسیک، بلکه به‌عنوان سوژه‌ای برای بازنگری در کلیشه‌های MCU بازسازی کرده؛ حرکتی که می‌توان آن را یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های این جهان مشترک دانست.

موفقیت آماری واندر من و جایگاه جهانی سریال

واندر من فقط در سطح ایده متفاوت نیست؛ اعداد و آمار هم از موفقیتش حمایت می‌کنند. این سریال موفق شده ۹۰ درصد امتیاز منتقدان را در متاکریتیک (Metacritic) و ۸۹ درصد امتیاز کاربران را در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) به دست بیاورد. از نظر میزان تماشا نیز، واندر من پربیننده‌ترین سریال دیزنی‌پلاس (Disney+) در مقیاس جهانی بوده و در ۶۹ قلمرو جغرافیایی رتبه اول را ثبت کرده است.
این عملکرد، واندر من را در کنار آثار جریان‌ساز پلتفرم‌های رقیب قرار می‌دهد؛ از سریال‌های پرمخاطب نتفلیکس (Netflix) مانند بریدگرتون (Bridgerton) گرفته تا آثار تحسین‌شده اپل تی‌وی پلاس (Apple TV+) مثل Hijack.

روایت متامتن و شیمی بازیگران

در دوره‌ای که تکرار الگوهای ابرقهرمانی باعث دل‌زدگی بخشی از مخاطبان شده، واندر من آگاهانه از اکشن شلوغ فاصله می‌گیرد و تمرکزش را روی روایت درون‌نگر، طنز تلخ و نگاه انتقادی به خودِ صنعت سرگرمی می‌گذارد.
نقطه قوت اصلی سریال، شیمی میان یحیی عبدال-میتین دوم (Yahya Abdul-Mateen II) در نقش سایمون ویلیامز و بن کینگزلی (Ben Kingsley) در نقش تراور اسلاتری (Trevor Slattery) است. این دو، با رابطه‌ای که گاه رنگ‌وبوی رفاقت دارد و گاه به تقابل می‌رسد، تعادل ظریفی میان کمدی و درام ایجاد می‌کنند. همین انتخاب بازیگران و لحن متفاوت، بسیاری از انتقادها درباره نبود اکشن کلاسیک مارولی را خنثی کرده است.

پیوندهای روایی با MCU

واندر من در عین استقلال، ارتباطش را با دنیای مشترک مارول قطع نمی‌کند. اشاره به عناصری مثل شرکت راکسون (Roxxon Corporation) و پرداختن به ترس و بدبینی جامعه نسبت به ابرقهرمانان، نشانه‌هایی هوشمندانه از مسیرهای آینده MCU هستند. این ارجاعات، به‌ویژه در زمینه گمانه‌زنی درباره ورود تدریجی X-Men و گروه Champions در فاز هفتم، بدون تحمیل مستقیم به روایت، حس کنجکاوی بلندمدت ایجاد می‌کنند.

معنای موفقیت واندر من برای دیزنی‌پلاس

پس از سریال‌هایی مانند لوکی (Loki)، وانداویژن (WandaVision) و مون نایت (Moon Knight)، واندر من نشان می‌دهد دیزنی‌پلاس بیش از پیش به سمت روایت‌های شخصیت‌محور، کم‌اکشن‌تر و حتی خودانتقادی حرکت می‌کند. این تغییر مسیر می‌تواند نشانه‌ای از تلاش مارول برای تنوع‌بخشی واقعی و فاصله گرفتن از فرمول‌های فرسوده باشد؛ مسیری که اگر ادامه‌دار شود، آینده MCU را از یکنواختی نجات می‌دهد.

Wonder Man
تصویر رسمی سریال واندر من از مارول

واندر من بیش از آن‌که یک سریال ابرقهرمانی باشد، بازتابی از تغییر نگاه مارول به روایت است. ترکیب متامتنیت، طنز و درام، این اثر را به تجربه‌ای متفاوت تبدیل کرده که هم منتقدان و هم مخاطبان را با خود همراه کرده است. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، واندر من می‌تواند به الگویی برای آینده دیزنی‌پلاس و حتی کل MCU تبدیل شود؛ الگویی که نشان می‌دهد گاهی، کمتر اکشن داشتن یعنی داستان بیشتر گفتن.

رادین کاظمی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید