صفحه اصلی > سریال و شوالیه‌ی هفت پادشاهی : محاکمه هفت و جنگی که دیده نمی‌شود؛ چرا اپیزود ۵ شوالیه هفت پادشاهی متفاوت است

محاکمه هفت و جنگی که دیده نمی‌شود؛ چرا اپیزود ۵ شوالیه هفت پادشاهی متفاوت است

اپیزود پنجم فصل اول شوالیه هفت پادشاهی (A Knight of the Seven Kingdoms) با صحنه‌ای آغاز می‌شود که عمداً انتظار مخاطب را تحریک می‌کند: محاکمه هفت (Trial of Seven). دو تیم هفت‌نفره در میدان مه‌آلود روبه‌روی هم ایستاده‌اند، شیپور جنگ نواخته می‌شود و همه‌چیز طوری چیده شده که ذهن بیننده فوراً به بزرگ‌ترین نبردهای بازی تاج و تخت (Game of Thrones) پرتاب شود. اما تنها چند دقیقه بعد، روایت از میدان نبرد فاصله می‌گیرد و به گذشته دانک (Ser Duncan the Tall) می‌رود. این تغییر ناگهانی، یک تصمیم روایی کلیدی است؛ تصمیمی که اپیزود را از یک نمایش جنگی صرف به یک مطالعه شخصیتی تبدیل می‌کند. برای بررسی این اپیزود با فانتزی‌مگ همراه باشین.

حذف نمایش محاکمه هفت، انتخابی هوشمندانه

بدیهی است که شوالیه هفت پادشاهی در مقایسه با بازی تاج و تخت یا خاندان اژدها (House of the Dragon) با مقیاس اقتصادی محدودتری ساخته شده است. اجرای یک نبرد مفصل با چهارده شوالیه، سیاهی‌لشکر، طراحی صحنه گسترده و جلوه‌های ویژه پیچیده، هزینه‌ای قابل‌توجه دارد. اما تقلیل نمایش نبرد تنها یک تصمیم بودجه‌ای نیست. این انتخاب، ادامه همان سنت روایی فصل اول بازی تاج و تخت است؛ جایی که نبردهایی مانند Whispering Wood یا Green Fork به‌طور مستقیم نمایش داده نشدند و تمرکز بر پیامدهای انسانی و سیاسی آن‌ها قرار گرفت.

دانک در سریال شوالیه هفت پادشاهی

دادگاه هفت؛ جنگ از درون زره

کارگردان اپیزود، ایرا پارکر (Ira Parker)، نبرد را از دید اول‌شخص دانک روایت می‌کند. دوربین داخل کلاه‌خود سنگین او قرار می‌گیرد؛ جایی که میدان دید محدود است، نفس‌کشیدن سخت می‌شود و صدای برخورد فلزها با پژواکی خفه شنیده می‌شود. مه غلیظی که میدان را پوشانده، علاوه بر پوشاندن گستره‌ی نبرد، حس سردرگمی و اضطراب را تشدید می‌کند. مخاطب به‌جای تماشاگر میدان، به اسیر درون زره تبدیل می‌شود. این جنگ، یک نمایش باشکوه نیست؛ تجربه‌ای خفه‌کننده و شخصی است.

دانک و اگ در سریال شوالیه هفت پادشاهی

فلش‌بک‌ها؛ جنگ پیش از جنگ

هم‌زمان با نبرد، سریال به گذشته‌ی دانک بازمی‌گردد؛ به روزهای جوانی‌اش با راف (Rafe)، به آموزه‌های سر آرلان (Ser Arlan) و به ردگراس فیلد (Redgrass Field)، میدان سرنوشت‌ساز شورش بلک‌فایر (Blackfyre Rebellion). این فلش‌بک‌ها صرفاً توضیح اضافی نیستند؛ آن‌ها بنیان فلسفه‌ی شوالیه‌گری دانک را شکل می‌دهند. مردی که از پایین‌ترین طبقات جامعه آمده و حالا مقابل شاهزاده‌ای متکبر مانند آریون تارگرین (Aerion Targaryen) ایستاده است. نبرد بیرونی، بازتابی از مسیر درونی اوست؛ آزمونی برای آنچه از شرافت و عدالت آموخته است.

پیروزی شخصی دانک، تراژدی سیاسی

مبارزه‌ی نهایی دانک و آریون، زیبا و قهرمانانه نیست؛ کثیف، فرسایشی و بی‌رحم است. بیشتر یادآور نبرد براینی و هاند در بازی تاج و تخت تا یک دوئل شوالیه‌ای کلاسیک. اما درست در لحظه‌ای که پیروزی دانک رقم می‌خورد، مرگ بایلور تارگرین (Baelor Targaryen) ضربه‌ای تکان‌دهنده وارد می‌کند. چون بخش‌هایی از نبرد از دید ما پنهان مانده، این مرگ ناگهانی و گیج‌کننده حس می‌شود. تضاد میان موفقیت فردی دانک و پیامد سیاسی آن، عمق تراژدی را بیشتر می‌کند.

شوالیه هفت پادشاهی، سریالی درباره انسان‌ها

اپیزود پنجم نشان می‌دهد شوالیه هفت پادشاهی قرار نیست با مقیاس حماسی بازی تاج و تخت رقابت کند. این سریال درباره ارتش‌ها و اژدهایان نیست؛ درباره انسان‌هاست. درباره مردی که باید در جهانی خشن، تعریف خودش از شوالیه بودن را پیدا کند. محدود کردن نمایش نبرد و تمرکز بر گذشته‌ی دانک، نه‌تنها از شدت تنش کم نکرده، بلکه آن را شخصی‌تر و مؤثرتر کرده است.

اشاره‌های ظریف به شورش بلک‌فایر و سرنوشت اگ (Egg) نشان می‌دهد این روایت تازه شروع یک مسیر بزرگ‌تر است. اگر همین رویکرد شخصیت‌محور ادامه پیدا کند، شوالیه هفت پادشاهی می‌تواند به نمونه‌ای متفاوت در دنیای وستروس تبدیل شود؛ اثری که ثابت می‌کند گاهی در فانتزی، مهم‌تر از تماشای هزار شمشیر، فهمیدن داستان پشت یک زره است.

رادین کاظمی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید