فرنچایز Blade Runner یکی از درخشانترین آثار ژانر سایبرپانک و علمی-تخیلی است که از رمان فیلیپ کی. دیک Do Androids Dream of Electric Sheep الهام گرفته و از سال 1982 تاکنون، دنیای سینما و فرهنگ پاپ را با پرسشهای عمیق فلسفی در مورد انسانیت، حافظه و هوش مصنوعی به چالش کشیده است. اما ما باید چه انتظاری از سریال جدید Blade Runner 2099 داشته باشیم؟ با فانتزیمگ در ادامه این مطلب همراه باشید.
پیشزمینهای بر میراث Blade Runner

رمان فیلیپ کی. دیک از دهه 1960 پرسشهای بنیادین حول ماهیت زندگی و انسان بودن را مطرح کرد و نشان داد در جهانی که انسان و ماشین درهم آمیختهاند، مرزهای طبیعی انسانی چگونه ممکن است تعریف شوند. فیلم 1982 که با اجرای هریسون فورد و نقشآفرینی تاثیرگذار روتگر هاور، با روشناییهای نئونی شهرهای بارانی هنوز هم منبع الهام بزرگترین آثار سایبرپانک است، ایدههای فلسفی بیشتری درباره حقوق هوش مصنوعی و کدهای اخلاقی در هوش ساختگی در همآمیخت.
دنباله Blade Runner 2049 با بازی رایان گاسلینگ هم علاوه بر حفظ اتمسفر و جهانسازی خیرهکننده، به عمق بیشتر پرسشهای اخلاقی و هویتی پرداخت و نشان داد که این فرنچایز، فقط یک اثر بصری نیست؛ بلکه سفری فلسفی در دنیای آینده است.
سریال Blade Runner 2099: ساختاری نو در قصهگویی و خط روایی

دوران جدید Blade Runner با سریال Blade Runner 2099 وارد مرحلهای قابل توجه شده است. پرایم ویدیو در سال 2022 ساخت این سریال را تصویب کرد و روند فیلمبرداری آن پس از وقفههای ناشی از اعتصابهای هالیوود در سال 2024 به پایان رسید. این سریال که قرار است در سال 2026 در اختیار مخاطبان قرار گیرد، فرصتی برای توسعه و عمق بخشیدن به دنیای Blade Runner در قالب اپیزودهای متعدد فراهم میکند.
ریدلی اسکات، پایهگذار جهان Blade Runner، پس از سالها به عنوان تهیهکننده اجرایی بازمیگردد تا رسالت حفظ کیفیت و خط داستانی نسخههای پیشین را تضمین کند. شو رانر و نویسنده سریال، سیلکا لوئیزا، خالق Shining Girls، وظیفه نوشتن و هدایت داستان را به عهده دارد.
خط داستانی اعلامشده درباره کُرا (با بازی هانتر شافر)، یک رپلیکنت فراری است که در تلاش برای محافظت از برادرش با اولون (میشل یئو)، یک مأمور بازنشسته Blade Runner، متحد میشود. داستان آنها در دل یک توطئه بزرگ در لس آنجلس 2099 شکل میگیرد، جایی که هنوز سایههای تاریک فناوری و انسانیت درگیر یکدیگرند.
کانون توجهات و چالشهای احتمالی؛ از Deckard تا سوالات باقیمانده

یکی از بزرگترین سوالهای بیپاسخ این فرنچایز، هویت واقعی ریک دکارد است؛ آیا او انسانی کامل است یا خود یک رپلیکنت محسوب میشود؟ فیلم 1982 به شکلی مبهم این موضوع را مطرح کرده و نسخههای مختلف این فیلم نشانههایی متفاوت درباره این مسئله ارائه دادهاند. ریدلی اسکات خود معتقد است دکارد رپلیکنت است اما بازیگر نقش، هریسون فورد، همچنان روی انسانی بودن شخصیتش تأکید دارد.
فیلم Blade Runner 2099 میتواند فرصت طلایی برای نقد و پاسخگویی دقیقتر به این پرسش باشد، در حالی که باید به فلسفه عمیق و پیچیدگیهای اثر وفادار بماند و بار آشکارسازیهای سطحی را برندارد. همچنین سریال باید ترکیبی از مخاطبان وفادار و بینندگان جدید را جذب کند و ریسک تکرار صرف یا fan-service را مدیریت کند.
زبان بصری و موسیقی؛ جان بخش به دنیایی برقی و بارانی

برای طرفداران جدی ژانر سایبرپانک، جهانسازی Blade Runner شامل ساختار بصری و صوتی آن است: چراغهای نئونی، باران پیوسته، تابلوهای هولوگرافیک عظیم، و موسیقی سینمایی که تلفیقی از آتسمسفر تیره و جادوی تکنولوژیکی است. نسخه 2049 جو رومرو با استفاده از رنگهای سیاه، آبی و نارنجی، فضایی بصری برتر و سینمایی ارائه داد که انتظار میرود سریال 2099 حداقل همین سکانسها را تکرار کند یا فراتر رود.
موسیقی نیز عنصر مهمی است؛ صدای همیشگی تنظیمات سینثویو و صدای اطرافی که همزمان حس تکنولوژی و تنهایی را منتقل میکند، باید در سریال حفظ یا بهروزرسانی شود تا جاودانه بماند.
مخاطب و ریسکها؛ حفظ توازن میان نوآوری و سنت

پیشروی در یک فرنچایز قدیمی و پرطرفدار، با مخاطبانی وفادار که هر جزئیات را زیر نظر دارند، سختیهای خاص خود را دارد. سریال باید هم رنگ و بوی دیوانگیهای نوآورانه را داشته باشد و هم ریشههای فلسفی، اخلاقی و بصری را محترم بشمارد. خطر اصلی، تبدیل شدن به نسخهای کلیشهای یا بیش از حد وابسته به موارد قدیمی است که مخاطب جدید را پس میزند و طرفدار قدیمی را ناامید میکند.
بنابراین Blade Runner 2099 نه تنها فرصتی برای کشف زوایای جدید داستانی است بلکه فرصتی برای تثبیت جایگاه Blade Runner به عنوان یکی از برترین آثار فلسفی-سایبرپانک محسوب میشود. با حضور ریدلی اسکات و دستاندرکارانی که به فضای اصلی وفادارند، انتظار میرود سریال ترکیبی از روایت ژرف، جهانسازی حرفهای و ارجاعات دقیق به گذشته باشد.


