صفحه اصلی > انیمه : اگه فانتزی دوست داری، این ۱۰ انیمه را از دست نده!

اگه فانتزی دوست داری، این ۱۰ انیمه را از دست نده!

پنج سال گذشته برای فانتزیِ دنیای انیمه واقعاً دوره‌ی عجیبی بود؛ از اون سال‌هایی که ژانر نه‌تنها افت نکرد، بلکه با چندتا اثر درست‌وحسابی، دوباره خودش رو به عنوان یکی از خلاق‌ترین بخش‌های صنعت ثابت کرد. ما با موج تازه‌ای از دنیاهای تخیلی روبه‌رو شدیم؛ دنیاهایی که هم حس جادو و شگفتی رو زنده می‌کنن، هم بلدند چطور روایت رو متفاوت‌تر بسازن و تصویرسازی رو چند پله ارتقا بدن.

در این مدت، فانتزی فقط به «شمشیر و جادو» محدود نبود. از فانتزی تاریک و خشن گرفته تا فانتزی شهری و حتی ترکیب‌های دیوانه‌وار ژانری، انیمه‌ها ثابت کردن هنوز کلی مسیر تازه برای رفتن وجود داره. توی این فهرست ۱۰تایی، رفتیم سراغ بهترین انیمه‌های فانتزی چند سال اخیر؛ آثاری که هرکدوم به شکل خودشون یا جریان‌ساز شدن، یا خیلی جدی استانداردهای این ژانر رو بالا بردن.

1) Dorohedoro – هیجان خشن و جادوی سیاه در دنیایی بی‌رحم

استودیو: MAPPA

«دوروهدورو» یه انیمه‌ی تک‌فصله که از همون قسمت اول می‌فهمی قرار نیست راحتت بذاره. داستان درباره یه مرده با سر خزنده که حافظه‌اش رو از دست داده و توی شهری تاریک، کثیف و هرج‌ومرج‌زده دنبال اینه بفهمه کیه و چی سرش اومده.

ترکیب اکشن خونین، طنز سیاه، فضای روانی عجیب و CGI حساب‌شده باعث می‌شه این اثر یه حال‌وهوای خاص داشته باشه. اگه فانتزی تاریک دوست داری، Dorohedoro دقیقاً همون چیزیه که می‌خوای… فقط حواست باشه: خشونتش جدیه.

2) The Case Study of Vanitas – بازتعریف شیک و متفاوت خون‌آشام‌ها

استودیو: Bones (Studio BONES)

اگه از خون‌آشام‌ها انتظار داری فقط یه فضای کلیشه‌ای گوتیک ببینی، «ونیتاس» قراره غافلگیرت کنه. این اثر از خالق Pandora Hearts میاد و یه دنیای قرن نوزدهمی فرانسوی می‌سازه که هم زیباست، هم بیمار، هم مرموز.

روایت پر از راز، رابطه‌های پیچیده و یک فضای گوتیکِ تمیز باعث می‌شه انیمه هم از نظر بصری چشم‌نواز باشه، هم از نظر احساسی درگیرت کنه. فقط یه نکته: فضای داستان بعضی جاها تلخه و تم‌های سنگین داره.

3) Hell’s Paradise – شینوبی‌ها، جاودانگی، و یک جهنمِ سبز

استودیو: MAPPA

«بهشت جهنمی» شاید به اندازه Jujutsu Kaisen یا Chainsaw Man سروصدا نکرده باشه، ولی اگر دنبال یه فانتزی خشن و جدی هستی، از اون انیمه‌هایی‌ـه که باید ببینی. داستان درباره گابیمارو (Gabimaru)، یه شینوبی قاتلـه که می‌فرستنش به یه جزیره‌ی عجیب برای پیدا کردن اکسیر جاودانگی. مسئله اینه که جزیره، بیشتر شبیه کابوسه: پر از موجودات ناشناخته، مرگ‌های وحشیانه و رازهای سنگین.

اینجا هم اکشن داریم، هم وحشت، هم فلسفه‌ی بقا. ولی هشدارش هم واضحه: محتوای بالغ و خشونت بالا.

4) Dandadan – ترکیب دیوانه‌وار فانتزی شهری و علمی‌تخیلی

استودیو: Science SARU

«داندادان» اون انیمه‌ایه که اگه فقط یک قسمت ببینی، یا عاشقش می‌شی یا می‌گی: «این دیگه چی بود؟» چون واقعاً بی‌پرواست. ترکیب عجیب و شلوغی از فانتزی شهری، موجودات فراطبیعی، بیگانه‌ها، اکشن شونن و حتی رومنس ریز و دوست‌داشتنی. داندادان توی سرعت و انرژی، شوخی نداره. فضای مدرنش هم باعث می‌شه خیلی قابل لمس‌تر باشه، چون از اون فانتزی‌های «جهان دوردست» نیست؛ انگار همین کنار خیابون اتفاق می‌افته.

5) Mushoku Tensei: Jobless Reincarnation – فانتزی ایزکایِ جدی که استانداردها را بالا برد

استودیو: Studio Bind

اگر بخواهیم از ایزکای (Isekai) یک نمونه درست‌ودرمان و واقعاً باکیفیت معرفی کنیم، «مُشوکو تنسی» دقیقاً همان گزینه‌ای است که نمی‌شود از کنارش ساده گذشت. داستان درباره مردی شکست‌خورده و منزوی است که بعد از مرگ، در دنیایی فانتزی دوباره متولد می‌شود؛ اما این‌بار با یک فرصت واقعی برای ساختن زندگی از نو.

نکته مهم اینجاست که Mushoku Tensei فقط یک فانتزی سرگرم‌کننده با جادو و ماجراجویی نیست. این سری، جهان‌سازی دقیق و جزئی‌نگر دارد، سیستم قدرتش منطقی طراحی شده و مهم‌تر از همه، رشد شخصیت اصلی را مرحله‌به‌مرحله و بدون عجله جلو می‌برد؛ طوری که مخاطب حس می‌کند با یک مسیر واقعی روبه‌روست، نه یک قهرمان همه‌چیزدان که از قسمت اول شکست‌ناپذیر است.

6) Lord of Mysteries – ماورا، استیم‌پانک و یک جهان پیچیده

استودیو: B.CMay Pictures

«ارباب رازها» هم دونگ‌هواست و فضای کاملاً متفاوتی نسبت به مورد قبلی داره. اینجا با یک دنیای استیم‌پانکی (Steampunk) طرفیم؛ پر از فناوری بخار، فرقه‌ها، نیروهای ماورایی و رازهای خطرناک. داستان از نگاه کلین مورتتی (Klein Moretti) روایت می‌شه و از همون شروع، معلومه که با یه جهان چندلایه طرفیم. اگر اهل داستان‌های پرجزئیات و جهان‌های پیچیده‌ای، این یکی می‌تونه حسابی درگیرت کنه.

7) The Boy and the Heron – فانتزیِ شخصی و پیچیده‌ی میازاکی

استودیو: Studio Ghibli

«پسر و مرغ ماهی‌خوار» از اون فیلم‌هاست که باید براش حال داشته باشی. بعد از سال‌ها، هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki) برگشت و فیلمی ساخت که هم جادوییـه، هم عجیب، هم خیلی شخصی. این اثر مثل بعضی کارهای قبلی گیبلی «سرراست» نیست؛ روایتش استعاری‌تر، پیچیده‌تر، و بیشتر شبیه یک رؤیاست تا یک قصه کلاسیک. اما اگر فانتزی فلسفی دوست داری، این فیلم واقعاً تجربه‌ی خاصیه.

8) Chainsaw Man – بیشتر از خون و کشتار

استودیو: MAPPA

«چینساومن» اون انیمه‌ایه که خیلی‌ها با صحنه‌های خشن و دیوانه‌وارش شناختنش، ولی واقعیت اینه که جذابیت اصلیش فقط توی خشونت نیست. اینجا شیاطین (Devils) در اصل تجسم ترس‌های انسانی‌اند و همین ایده ساده، کل دنیا رو سنگین‌تر می‌کنه. ترکیب طنز تلخ، اکشن بی‌رحم، شخصیت‌های عجیب و لحظات کاملاً انسانی باعث می‌شه Chainsaw Man یه فانتزی تاریک مدرن باشه؛ اثری که هم می‌خندونتت، هم می‌زنه توی صورتت.

9) Delicious in Dungeon – فانتزی سیاهچاله‌گردی با طعم آشپزی

استودیو: Trigger

اولش ممکنه فکر کنی Delicious in Dungeon فقط یه شوخی خوشمزه‌ست: یه گروه ماجراجو که توی دانجن گیر افتادن و مجبور می‌شن هیولاها رو بپزن و بخورن! ولی واقعیت اینه که این انیمه خیلی بیشتر از یک ایده بامزه‌ست. این سری، هم جهان‌سازی دقیق داره، هم ساختار دانجن‌گردی کلاسیک، هم کمدی درست‌درمون و حتی لحظات جدی. نتیجه‌اش یه فانتزی سرگرم‌کننده‌ست که نمی‌فهمی کی به خودت میای و چند قسمت پشت سر هم دیدی.

10) Frieren: Beyond Journey’s End – بهترین فانتزی مدرن چند سال اخیر

استودیو: Madhouse

«فریرن» اون انیمه‌ایه که خیلی راحت می‌تونه بهت یادآوری کنه فانتزی فقط برای هیجان و جنگ و قهرمان‌بازی نیست. داستان از جایی شروع می‌شه که معمولاً فانتزی‌ها تموم می‌شن: بعد از پایان ماجراجویی. فریرن یک جادوگر الفه که عمرش هزاران ساله‌ست و همین باعث می‌شه مرگ، زمان، خاطره و دلتنگی معناهای متفاوتی پیدا کنن. این انیمه هم آرومه، هم عمیقه، هم زیبا. و دقیقاً به همین دلیل، یکی از بهترین فانتزی‌های مدرن چند سال اخیر محسوب می‌شه.

فانتزی در دنیای انیمه توی پنج سال اخیر ثابت کرد که نه‌تنها نمرده، بلکه مدام داره شکل تازه‌تری پیدا می‌کنه. از فانتزی تاریک و خشن گرفته تا روایت‌های احساسی و فلسفی، این ژانر هنوز هم می‌تونه هم سرگرمت کنه، هم درگیرت کنه، هم حتی گاهی نجاتت بده.

برچسب ها :

هانا میرزایی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید