هشدار اسپویل: این مقاله حاوی جزئیات مهمی از چپتر 1185 مانگای وان پیس (One Piece) است.
اگه بخوایم درباره تلخترین گذشتههای وان پیس (One Piece) حرف بزنیم، انتخاب فقط یه نفر واقعاً سخته. تقریباً همه اعضای کلاه حصیریها (Straw Hat Pirates) یه داستان دردناک پشت سرشون دارن؛ از نابودی اوهارا (Ohara) و سالهای فرار نیکو رابین (Nico Robin) گرفته تا کودکی تلخ سانجی (Sanji)، زندگی نامی (Nami) زیر سلطه آرلانگ (Arlong) و خیلی مثالهای دیگه.
برای همین تا مدتها بحث درباره اینکه کدوم عضو بیشترین رنج رو کشیده، بیشتر به سلیقه طرفدارها بستگی داشت. اما چپتر 1185 یه نکته مهم رو روشن کرد؛ اینکه گذشته بروک (Brook) حتی از چیزی که فکر میکردیم هم تلختر بوده.
تا قبل از این فلشبک جدید، بروک همینطوری هم یکی از غمانگیزترین شخصیتهای داستان محسوب میشد. مرگ تمام اعضای دزدان دریایی رامبار (Rumbar Pirates)، زنده شدن دوباره به لطف میوه یومی یومی نو می (Yomi Yomi no Mi)، تبدیل شدن به یک اسکلت زنده و بعد هم پنجاه سال تنهایی در مثلث فلوریان (Florian Triangle)، اتفاقات کوچیکی نبودن که بشه راحت از کنارشون رد شد.

اما حالا فهمیدیم که ماجرا خیلی قبلتر از اینها شروع شده بود.
طبق اطلاعاتی که در چپتر 1185 فاش شده، بروک در کودکی پدر، مادر و برادرش رو در یک قحطی از دست داده و سالها برای زنده موندن جنگیده. بعد از اون، شاهزاده روون (Prince Reuven) از پادشاهی اسپریا (Esperia Kingdom) بهش فرصت تازهای برای زندگی میده؛ فرصتی که برای اولین بار به بروک اجازه میده موسیقی یاد بگیره و آیندهای برای خودش تصور کنه.
با این حال، این آرامش هم مثل خیلی از اتفاقات زندگی بروک دوام زیادی نمیاره. حوادث بعدی و سقوط سرزمینش باعث میشه بار دیگه همه چیز رو از دست بده و مسیر زندگیش کاملاً عوض بشه.
شاید چیزی که داستان بروک رو تا این حد دردناک میکنه، فقط تعداد تراژدیهای زندگیش نباشه؛ بلکه این باشه که تقریباً در هر دوره از زندگیش، کسی رو از دست داده یا مجبور شده همه چیز رو از نو بسازه. از کودکی تا بزرگسالی، از مرگ خانواده تا مرگ خدمه رامبار و سالها تنهایی در دریا، زندگی بروک پر از فقدان و جدایی بوده.
حالا آیا بروک واقعاً غمانگیزترین عضو کلاه حصیریهاست؟ راستش جواب این سؤال احتمالاً برای هر طرفداری فرق میکنه. هنوز هم خیلیها رابین، سانجی یا حتی نامی رو انتخاب میکنن و خب حق هم دارن. اما چیزی که چپتر 1185 به ما نشون داد اینه که داستان بروک خیلی تلختر از چیزیه که تا حالا فکر میکردیم.
شاید به همین خاطره که وقتی بروک رو میبینیم وسط کشتی جوک تعریف میکنه، آهنگ میخونه یا مثل همیشه همه رو میخندونه، داستانش از قبل هم غمانگیزتر به نظر میرسه. چون حالا بهتر میدونیم پشت اون خندههای همیشگی و شخصیت شادش، چقدر تنهایی، فقدان و خاطرات تلخ پنهان شده.


