صفحه اصلی > سینما : چند فیلم کلاسیک برای وقت‌هایی که ذهنت شلوغه و فقط آرامش می‌خوای

چند فیلم کلاسیک برای وقت‌هایی که ذهنت شلوغه و فقط آرامش می‌خوای

بعضی روزها استرس اون‌قدر زیاد می‌شه که حتی حوصله‌ی انتخاب فیلم هم نداری. از اون طرف هم دقیقاً می‌دونی اگر اشتباه انتخاب کنی و بری سمت یه فیلم سنگین، تلخ یا پر از تنش، همون ذره انرژی باقی‌مونده هم دود می‌شه و می‌ره هوا. اینجاست که آدم می‌فهمه «فیلم دیدن» همیشه به معنی هیجان یا پیچیدگی نیست، بعضی وقت‌ها فقط می‌خوای چند ساعت ذهنت رو آروم کنی و نفس بکشی.

فیلم‌های کلاسیک معمولاً دقیقاً همین کار رو می‌کنن. خیلی وقت‌ها ریتمشون عجله نداره، داستانشون شلوغ نیست، فضای امن‌تری دارن و قرار نیست اعصاب تماشاگر رو درگیر هزار تا شوک و بحران کنن. حتی اگه قصه‌اشون جدی باشه، معمولاً یه جور وقار و کنترل توی روایتشون هست که باعث می‌شه تو هم آروم‌تر تماشاشون کنی. نتیجه‌اش هم اینه که آخر فیلم، به جای اینکه خسته‌تر شی، یه حس سبک‌تر و جمع‌وجورتر ته دلت می‌مونه.

اینجا چند تا پیشنهاد مطمئن داریم برای روزهایی که فقط می‌خوای استرس کمتر بشه و حال‌وهوات یه ذره بهتر:

کلاسیک‌های حال‌خوب‌کن و بی‌دردسر

Roman Holiday (1953)

اگه دنبال یه فیلم سبک و خوش‌ریتم هستی که ذهنت رو برای دو ساعت از فشار روزمره جدا کنه، این یکی عالیه. آدری هپبورن توی نقش یه شاهزاده‌ی خسته از زندگی رسمی، وارد یه تجربه‌ی ساده و انسانی می‌شه که هم شیرینه، هم واقعی و هم به طرز عجیبی آرام‌بخش. این فیلم مثل یه پیاده‌روی سبک توی رم می‌مونه، بدون اینکه چیزی بخواد ازت بگیره.

Sabrina (1954)

یه عاشقانه‌ی کلاسیک، شیک و مرتب که نه زیادی کش‌دار می‌شه و نه اون‌قدر تلخ که حالتو سنگین کنه. سابرینا از اون فیلم‌هاست که وقتی استرس داری، می‌تونی با خیال راحت بذاریش و مطمئن باشی توی میانه‌ی قصه اعصابت خورد نمی‌شه.

Breakfast at Tiffany’s (1961)

این یکی یه حس نوستالژیک و شهری داره که خیلی‌ها باهاش ارتباط می‌گیرن. یکم احساسیه، ولی نه از اون مدل که حالتو بدتر کنه. بیشتر شبیه یه عصر آرومه که فقط می‌خوای توش گم شی و همه چیز رو از فاصله نگاه کنی.

کمدی‌های کلاسیک برای وقتی فقط می‌خوای سبک شی

Some Like It Hot (1959)

این فیلم هنوز هم بامزه‌ست و هنوز هم جواب می‌ده. شوخی‌هاش طبیعی‌ان و ریتمش هم اون‌قدر خوبه که اصلاً حس نمی‌کنی داری یه فیلم قدیمی می‌بینی. یکی از اون انتخاب‌های مطمئنه که بعدش حس می‌کنی واقعاً از فشار فاصله گرفتی.

Singin’ in the Rain (1952)

اگه حالت خوب نیست و دنبال یه تغییر حال‌وهوای واقعی می‌گردی، این فیلم یه انتخاب درست و بی‌خطاست. پر از موسیقی، انرژی و لحظه‌های سرحال‌کننده‌ست، ولی در عین حال اذیتت نمی‌کنه و شلوغ‌بازی بی‌دلیل هم نداره. شبیه همون لحظه‌ایه که پنجره رو باز می‌کنی و یک دفعه هوا تازه می‌شه.

It Happened One Night (1934)

کمدی قدیمیِ شیرین و ساده، بدون پیچیدگی‌های اعصاب‌خردکن. قصه خیلی راحت جلو می‌ره و از اون فیلم‌هاست که لازم نیست براش انرژی بذاری، خودش تو رو با خودش می‌بره.

کلاسیک‌های آروم و امیدبخش، جدی اما خفه‌کننده نه

Casablanca (1942)

کازابلانکا جدی‌تره، ولی تلخ و خفه نیست. داستانش درباره‌ی انتخاب‌ها و آدم‌هاییه که توی لحظه‌های سخت مجبور می‌شن تصمیم‌های بزرگ بگیرن. این فیلم از اون تجربه‌هاست که بعدش احتمالاً حس می‌کنی یه چیزی ته ذهنت سر جاش برگشته، انگار یکم محکم‌تر شدی.

The Sound of Music (1965)

اگه دنبال یه فیلم طولانی و گرم می‌گردی که باهاش چند ساعت از فضای پرتنش روز جدا شی، این یکی انتخاب خیلی خوبیه. هم فضای خانوادگی داره، هم موسیقی‌هاش دلنشینن و هم حس کلی فیلم انگار امنیت تزریق می‌کنه.

To Kill a Mockingbird (1962)

فیلم احساسیه، ولی نه جوری که بهت فشار بیاره. یک روایت انسانی و آرومه که بیشتر از هر چیزی بهت یادآوری می‌کنه هنوز هم می‌شه به آدم‌ها و به درست بودن امیدوار بود. برای روزهایی که دنبال یک آرامش عمیق‌تر می‌گردی، این یکی گزینه‌ی جدی و خوبیه.

وقتی فقط دنبال آرامش تصویری و حس ملایم می‌گردی

Rear Window (1954)

تعلیق داره، ولی نه از اون نوع عصبی‌کننده. حسش بیشتر شبیه کنجکاوی آرومه. تو فقط می‌شینی و نگاه می‌کنی، قصه خودش جلو می‌ره و لازم نیست مدام آماده‌ی شوک باشی.

An Affair to Remember (1957)

اگر عاشقانه‌ی کلاسیک می‌خوای، این یکی انتخاب تمیز و قابل اعتمادیه. احساساتی هست، ولی کنترل‌شده و شیک، و دقیقاً همون چیزی رو می‌ده که از یک رمانس کلاسیک انتظار داری.

It’s a Wonderful Life (1946)

اگر دنبال یه فیلم کلاسیک می‌گردی که هم آرامت کنه، هم آخرش یه حس قشنگ و امیدوارکننده توی دلت بذاره، It’s a Wonderful Life دقیقاً همونه. قصه‌اش درباره‌ی آدمیه که زیر فشار زندگی و مشکلات، یه جایی کم میاره و فکر می‌کنه همه چیز تموم شده، ولی کم‌کم می‌فهمه حضورش چقدر توی زندگی بقیه آدم‌ها اثر داشته.
این فیلم از اون مدل‌هاست که شاید وسطش یکم احساسیت کنه ولی بیشتر برای اینکه دوباره یادت بندازه زندگی، حتی وقتی سخت می‌شه، هنوز ارزش ادامه دادن داره.

واقعیت اینه که روزهای پر استرس با یک فیلم جادویی درست نمی‌شن، ولی یک انتخاب درست می‌تونه فشار رو کمتر کنه. وقتی آدم ذهنش شلوغه، معمولاً فیلمی لازم داره که هیجان اضافه تولید نکنه، شوک نسازه، یا مدام با تعلیق و تلخی اعصاب رو تحریک نکنه. فیلم‌های کلاسیک دقیقاً به خاطر همین ویژگی‌ها هنوز هم ارزش دیدن دارن. چون خیلی وقت‌ها ساده‌تر روایت می‌کنن، آروم‌تر جلو می‌رن، و انگار به تماشاگر احترام می‌ذارن، نه اینکه فقط بخوان با صدای بلند توجهش رو بگیرن.

برچسب ها :

پرستو ساران

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید