آینده لوکاسفیلم (Lucasfilm) و مسیر بعدی استار وارز (Star Wars) در آستانهی یک تغییر جدی قرار گرفته؛ چون گزارشهای تازه میگویند گزینههای جانشینی کاتلین کندی برای ریاست این استودیو جدیتر از همیشه شدهاند. بعد از نزدیک به یک سال گمانهزنی دربارهی کنارهگیری احتمالی کندی، که گفته میشود حتی در صورت کنار رفتن هم ممکن است به عنوان تهیهکننده (Producer) در برخی پروژهها باقی بماند، حالا صحبت از یک ساختار تازه به میان آمده: مدل دو ریاستی مشترک (Co-Leadership)؛ یکی برای بخش خلاقه و یکی برای مدیریت تجاری.
گزینههای اصلی: دیو فیلونی و لینون برنن
طبق گزارش اولیه، دو گزینهی اصلی که به عنوان جانشینان احتمالی کندی مطرح شدهاند، قرار است در قالب همین مدل دوگانه کنار هم قرار بگیرند: دیو فیلونی (Dave Filoni) به عنوان چهرهی خلاق و لینون برنن (Lynwen Brennan) به عنوان مدیر تجاری. این تصمیم از نظر ساختاری منطقی به نظر میرسد، چون فیلونی با اینکه در بخش خلاقیت نفوذ بالایی دارد، اما تجربهی سنگین مدیریت اجرایی در سطح کل استودیو را به اندازهی یک مدیر تمامعیار ندارد و دقیقاً برای همین، حضور یک نفر با تخصص مدیریتی میتواند تعادل ایجاد کند.

دیو فیلونی: وارث معنوی جورج لوکاس
دیو فیلونی سالهاست برای بخش بزرگی از فندوم، نماد «بازگشت استار وارز به ریشهها» محسوب میشود. او نه فقط کارگردان و شورانر (Showrunner) پروژههای محبوب بوده، بلکه به شکل مستقیم یکی از نزدیکترین شاگردان جورج لوکاس (George Lucas) هم شناخته میشود. کار روی مجموعههایی مثل جنگهای کلونها (The Clone Wars)، شورشیان جنگ ستارهای (Star Wars Rebels) و بعدتر همکاری در پروژههایی مثل مندلورین (The Mandalorian)، باعث شد فیلونی تبدیل به یکی از چهرههای محوری عصر جدید استار وارز شود. نگاه فیلونی معمولاً روی داستانپردازی بلندمدت، توسعه شخصیتها و ایجاد پیوندهای دقیقتر بین سریالها و فیلمها متمرکز بوده؛ چیزی که بسیاری از طرفداران در سالهای اخیر احساس میکردند کمرنگ شده است.
لینون برنن: ستون تجاری و عملیاتی لوکاسفیلم
در سمت دیگر، لینون برنن گزینهای است که شاید برای خیلیها غافلگیرکننده باشد، چون کمتر از او به عنوان یک «چهره جلوی صحنه» یاد میشد. اما برنن از نظر مدیریت تجاری یکی از مهمترین مهرههای لوکاسفیلم است و روی بخشهای گستردهای نظارت دارد: از مارکتینگ و نشر گرفته تا محصولات فرنچایزی و مدیریت بخشهای فنی مثل آیاِلاِم (ILM) و اسکایواکر ساوند (Skywalker Sound). همچنین او مسئولیتهایی مثل مدیریت داراییها و بخشی از استراتژی محتوایی را هم برعهده داشته و به همین دلیل، اگر قرار باشد لوکاسفیلم وارد یک دورهی بازسازی ساختاری شود، برنن میتواند نقش مهمی در کنترل و هماهنگی پروژهها داشته باشد.
چرا مدل دو ریاستی انتخاب شده؟
مدل دو ریاستی، عملاً به این معناست که لوکاسفیلم میخواهد دو محور اصلی خودش را جداگانه اما هماهنگ مدیریت کند: خلاقیت و تجارت. از یک طرف، فرنچایزی مثل استار وارز بدون یک رهبر خلاق جدی نمیتواند مسیر منسجم روایی داشته باشد؛ از طرف دیگر، مدیریت مالی، برنامهریزی تولید، بودجهبندی و رقابت با دیگر فرنچایزهای بزرگ، چیزی نیست که صرفاً با ذهن هنری حل شود. این مدل میتواند پاسخی باشد به همان چالشهایی که در یک دهه گذشته بارها دربارهشان بحث شده: شکاف بین تصمیمهای مدیریتی و انتظارات طرفداران، و عدم ثبات در مسیر روایی پروژهها.
کنار رفتن گزینههای قبلی و تغییر مسیر
جالب اینجاست که گزارشهای قبلی بیشتر روی کری بک (Kiri Beck) متمرکز بودند، اما حالا نام او عملاً از مرکز توجه کنار رفته و تمرکز به سمت فیلونی و برنن آمده است. این تغییر میتواند نشان دهد لوکاسفیلم به جای یک «رئیس واحد»، به دنبال ساختاری است که فشار را تقسیم کند و تصمیمگیری را تخصصیتر پیش ببرد؛ بهخصوص بعد از سالهایی که مدیریت کندی همزمان تحسین و انتقادهای شدید را به همراه داشت.
پیامدهای احتمالی برای آینده استار وارز
این تغییرات دقیقاً در زمانی مطرح میشود که استار وارز دوباره میخواهد به سینما برگردد؛ مخصوصاً با فیلم مندلورین و گروگو (The Mandalorian & Grogu) که قرار است اولین فیلم جدید پس از پایان سهگانه دنباله (Sequel Trilogy) باشد. از طرف دیگر، پروژههایی مثل فیلم استارفایتر (Starfighter) با حضور شاون لوی (Shawn Levy) هم در مسیر توسعه هستند. علاوه بر این، سال آینده پنجاهمین سالگرد استار وارز خواهد بود که با نمایش و برنامههای ویژه پیرامون امیدی تازه (A New Hope) همراه میشود و طبیعتاً میتواند نقش مهمی در استراتژی آینده این برند داشته باشد.


