پایان جنگ ستارگان: خیزش اسکایواکر (Star Wars: The Rise of Skywalker) ری (Rey) را در موقعیتی قرار داد که پیش از او لوک اسکایواکر (Luke Skywalker) نیز تجربه کرده بود: آخرین بازمانده یک سنت چند هزار ساله که باید تصمیم بگیرد با میراث جدای (Jedi) چه کند. اما شش سال بعد از پایان سهگانه دنبالهها، به نظر میرسد لوکاسفیلم (Lucasfilm) بالاخره در حال روشن کردن پاسخ این سؤال است؛ و جالب اینکه اولین پاسخ جدی نه در یک فیلم، بلکه در رمان تازه جنگ ستارگان: میراث (Star Wars: Legacy) پیدا میشود.
رمان جدید مادلین روکس (Madeleine Roux) که در فاصله میان آخرین جدای (The Last Jedi) و خیزش اسکایواکر (The Rise of Skywalker) جریان دارد، بیش از آنکه صرفاً شکاف دیگری در خط زمانی جنگ ستارگان (Star Wars) را پر کند، سراغ یکی از مشکلات قدیمی این مجموعه میرود: اگر قرار است جدایها دوباره برگردند، آیا اصلاً باید همان محفل قبلی را بازسازی کرد؟

برای ری، ظاهراً پاسخ منفی است.
این موضوع حالا اهمیت بیشتری هم دارد. لوکاسفیلم از یک سو همچنان فیلمی با بازگشت دیزی ریدلی (Daisy Ridley) و محوریت ساخت یک محفل جدید جدای (Jedi Order) را در برنامههای توسعه خود دارد و از سوی دیگر جنگ ستارگان: استارفایتر (Star Wars: Starfighter) را برای سال ۲۰۲۷ آماده میکند؛ فیلمی که تنها پنج سال پس از خیزش اسکایواکر اتفاق میافتد و قرار است نخستین نگاه سینمایی ما به دورهای باشد که کهکشان از سایه اسکایواکرها (Skywalkers) عبور کرده است.
بنابراین شاید سؤال مهم آینده جنگ ستارگان دیگر این نباشد که «جدایها بازمیگردند یا نه؟» بلکه این باشد که جدایهای جدید قرار است چقدر با چیزی که جورج لوکاس (George Lucas) به ما نشان داده بود متفاوت باشند؟
مشکل ری با محفل قدیمی جدای چیست؟
برای فهمیدن این تغییر، باید کمی به عقب برگردیم. سهگانه پیشدرآمد جورج لوکاس محفل جدای (Jedi Order) را در اوج قدرت نشان میداد؛ نهادی بزرگ با معبدی باشکوه در کوروسانت (Coruscant)، شورای جدای (Jedi Council)، ساختار آموزشی مشخص و هزاران شوالیه که در سراسر کهکشان فعالیت میکردند.

اما آن تصویر باشکوه عمداً یک روی تاریک هم داشت.
جدایها در سالهای پایانی جمهوری بیش از اندازه به ساختار سیاسی آن وابسته شده بودند. در جنگ کلونها (Clone Wars) از صلحبان به فرماندهان نظامی تبدیل شدند و مجموعهای از قواعد سخت درباره دلبستگی عاطفی، خانواده و شیوه آموزش شاگردان داشتند. زمانی که پالپاتین (Palpatine) نقشه نهایی خود را اجرا کرد، محفل جدای آنقدر درگیر ساختاری شده بود که قرار بود از آن محافظت کند که تهدید اصلی را تا زمانی که خیلی دیر شده بود ندید.
آخرین جدای همین شکست را سالها بعد از زبان لوک اسکایواکر دوباره مطرح کرد. لوک پس از تلاش ناموفق برای تأسیس یک نسل جدید از جدایها به این نتیجه رسیده بود که بازسازی همان ساختار قدیمی لزوماً پاسخ درستی نیست. اما فیلم در نهایت او را از نفی کامل میراث جدای عقب میکشد. مسئله این نبود که جدایها باید برای همیشه ناپدید شوند؛ مسئله این بود که نسل بعد باید از شکستهایشان چیزی یاد بگیرد.
حالا میراث این سؤال را به ری منتقل میکند.
Legacy بیشتر از یک داستان گمشده میان دو فیلم است
جنگ ستارگان: میراث به تازگی منتشر شده و داستان آن چند ماه پس از نبرد کریت (Crait) در آخرین جدای اتفاق میافتد. ری استادش را از دست داده، لایت سیبر اسکایواکر (Skywalker lightsaber) شکسته و مقاومت (Resistance) نیز پس از رویارویی با فرقه نخست (First Order) در وضعیت دشواری قرار دارد. لیا ارگانا (Leia Organa) تلاش میکند بخشی از چیزهایی را که زمانی از لوک درباره نیرو (Force) آموخته بود به ری منتقل کند، اما خودش نیز هیچگاه مسیر یک استاد سنتی جدای را طی نکرده است.
همین وضعیت، نقطه شروع هوشمندانهای برای داستان است.
ری عملاً شاگرد کسی شده که خودش خارج از ساختار رسمی محفل جدای آموزش دیده است. نه معبدی وجود دارد، نه شورای جدای و نه شبکهای از استادان که مشخص کنند قدم بعدی چیست. زمانی که متون باستانی جدای سرنخی درباره معبدی فراموششده در تایثون (Tython) در اختیار آنها قرار میدهند، ری و لیا راهی سفری میشوند که در ظاهر با تعمیر لایت سیبر آغاز شده، اما خیلی زود به پرسشی بزرگتر درباره خود میراث جدای میرسد. ری قرار نیست فقط چیزی را که شکسته تعمیر کند. باید تصمیم بگیرد کدام بخش آن اصلاً ارزش تعمیر کردن دارد.
ری قرار نیست محفل لوک را دوباره بسازد
این شاید جذابترین ایدهای باشد که میراث برای آینده شخصیت ری مطرح میکند. ری هرچه بیشتر با گذشته جدایها روبهرو میشود، بیشتر نسبت به ساختاری که نسلهای قبلی ساخته بودند تردید پیدا میکند. معابد دورافتاده، آیینها، آزمونهای پیچیده و فاصلهای که میان جدایها و زندگی روزمره مردم وجود داشته، برای کسی مثل ری الزاماً نشانه شکوه نیستند.
این نگاه با گذشته خود شخصیت هم هماهنگ است.
ری در یک معبد بزرگ نشده. کودکیاش را در جاکو (Jakku) گذرانده، میان لاشه سفینهها زندگی کرده و اساساً هیچ ارتباطی با نهادهای سنتی نیرو (Force) نداشته است. رابطه او با فین (Finn)، پو (Poe)، لیا و حتی بن سولو (Ben Solo) نیز نشان میدهد که دلبستگی انسانی برای او چیزی نیست که بتوان بهسادگی به عنوان نقطه ضعف کنار گذاشت.
در نتیجه اگر ری روزی محفل خودش را بسازد، منطقی نیست صرفاً نسخه دیگری از شورای جدای دوران جمهوری خلق کند و دقیقاً همین موضوع میتواند فیلم آینده او را از تکرار داستان لوک نجات دهد.
بزرگترین مشکل فیلم ری همین حالا مشخص است
فیلم بدون عنوان شارمین عبید-چینوی (Sharmeen Obaid-Chinoy) با بازگشت دیزی ریدلی (Daisy Ridley) نخستین بار در رویداد Star Wars Celebration جشن جنگ ستارگان سال ۲۰۲۳ معرفی شد. ایده اصلی پروژه نیز روشن بود: داستان پس از The Rise of Skywalker جریان دارد و ری در حال ساخت یک محفل جدید جدای است.
اما این طرح از همان ابتدا یک مشکل آشکار داشت ما قبلاً این داستان را درباره لوک شنیدهایم.
لوک پس از سقوط امپراتوری تلاش کرد نسل جدیدی از جدایها را آموزش دهد، بن سولو یکی از شاگردانش شد و در نهایت همهچیز فروپاشید. اگر فیلم ری فقط همان مسیر را با یک معبد جدید و گروه دیگری از پداوانها (Padawans) تکرار کند، سؤال اجتنابناپذیری ایجاد میشود: چرا باید دوباره همان داستان را ببینیم؟
میراث شاید پاسخی برای این مشکل پیدا کرده باشد. تفاوت ری میتواند نه در موفق شدن جایی که لوک شکست خورد، بلکه در تغییر دادن تعریف خود محفل جدای باشد.
به جای ساخت یک مرکز عظیم و جدا کردن کاربران نیرو از جامعه، شاید جدایهای آینده بتوانند در میان جوامعی که از آنها محافظت میکنند حضور داشته باشند. به جای بازسازی کامل قوانین گذشته، ممکن است ری مجبور شود مشخص کند کدام سنتها هنوز معنا دارند و کدامها محصول دورانی هستند که دیگر وجود ندارد.
چنین مسیری حداقل از نظر دراماتیک بسیار جذابتر از ساختن «معبد جدای شماره سه» خواهد بود.
Starfighter کجای این داستان قرار میگیرد؟
اینجا ماجرا کمی پیچیدهتر و البته جذابتر میشود. Star Wars: Starfighter ساخته شاون لوی (Shawn Levy) در ۲۸ مه ۲۰۲۷ اکران خواهد شد و رایان گاسلینگ (Ryan Gosling) در آن نقش شخصیتی تازه به نام کید اوبرون (Kaid Oberon) را بازی میکند. فیلم تقریباً پنج سال پس از The Rise of Skywalker اتفاق میافتد و لوکاسفیلم آن را صراحتاً یک ماجراجویی مستقل با شخصیتهای جدید معرفی کرده است.
در نمایش D23 نیز تمرکز روی کید، گذشته مرموز او و سفینهای بود که خودش آن را سریعترین جنگنده ستارهای ساختهشده میداند. بنابراین فعلاً هیچ دلیل رسمی برای معرفی این فیلم به عنوان ادامه داستان ری وجود ندارد.
اما یک گزارش تأییدنشده، موضوع را جالب کرده است.
بر اساس اطلاعاتی که پیش از رونمایی جدید فیلم منتشر شده، ممکن است بخشی از داستان شامل انتقال یک کودک به پناهگاه یا مرکز آموزشی جدای در سیارهای به نام آداریا (Adaria) باشد. اگر این گزارش درست باشد، اهمیتش فراتر از یک لوکیشن تازه خواهد بود.

Starfighter پنج سال پس از پایان سهگانه دنبالهها اتفاق میافتد؛ یعنی دقیقاً در دورانی که انتظار داریم تلاشها برای بازسازی جدایها آغاز شده باشد. وجود یک مرکز آموزشی جدید میتواند اولین نشانه از شکل تازه حضور جدایها در کهکشان باشد.
اما فعلاً باید روی کلمه «اگر» تأکید کرد. لوکاسفیلم نه آداریا را تأیید کرده، نه ارتباط چنین مرکزی با ری را و نه حتی حضور خود ری در Starfighter را. اطلاعات رسمی فعلی فیلم فقط از داستانی مستقل درباره کید اوبرون و شخصیتهای تازه صحبت میکنند.
بنابراین وصل کردن مستقیم Starfighter به New Jedi Order در این مرحله بیشتر یک نظریه جذاب است تا واقعیت تثبیتشده.


