صفحه اصلی > بازی : آیا نتفلیکس می‌تواند از بازی پرسونا یک سریال موفق بسازد؟

آیا نتفلیکس می‌تواند از بازی پرسونا یک سریال موفق بسازد؟

وقتی نتفلیکس رسماً از توسعه یک سریال لایو اکشن بر اساس مجموعه پرسونا (Persona) خبر داد، واکنش بسیاری از طرفداران قدیمی این مجموعه بیشتر از آنکه هیجان باشد، نگرانی بود. نه به این دلیل که Persona داستان خوبی ندارد؛ بلکه چون این مجموعه از همان آثاری است که جذابیتش فقط در روایت خلاصه نمی‌شود. بخش بزرگی از چیزی که Persona را به یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های تاریخ بازی‌های نقش‌آفرینی ژاپنی (JRPG) تبدیل کرده، در تعامل بازیکن با جهان بازی شکل می‌گیرد؛ تجربه‌ای که انتقال آن به یک سریال تلویزیونی، چالشی بسیار بزرگ‌تر از اقتباس صرف یک داستان است.

چرا Persona با بیشتر بازی‌های داستان‌محور تفاوت دارد؟

اگر بخواهیم Persona را تنها در یک جمله توصیف کنیم، باید بگوییم این مجموعه ترکیبی از یک JRPG کلاسیک، شبیه‌ساز زندگی روزمره و یک روایت روان‌شناختی است. از زمان انتشار پرسونا ۳ (Persona 3)، مجموعه هویت مشخص خود را پیدا کرد؛ هویتی که در نسخه‌های پرسونا ۴ (Persona 4 Golden) و به‌ویژه پرسونا ۵ رویال (Persona 5 Royal) به اوج رسید.

در Persona، بازیکن تنها برای مبارزه با دشمنان وارد بازی نمی‌شود. بخش بزرگی از زمان صرف زندگی عادی شخصیت اصلی می‌شود؛ رفتن به مدرسه، شرکت در امتحان‌ها، کار پاره‌وقت، مطالعه، وقت گذراندن با دوستان، تقویت مهارت‌های فردی و ساختن روابطی که مستقیماً روی قدرت شخصیت در مبارزات تأثیر می‌گذارند.

همین تضاد میان زندگی عادی و دنیای ماورایی، مهم‌ترین ویژگی Persona است؛ ویژگی‌ای که انتقال آن به مدیومی مثل تلویزیون چندان ساده نیست.

بزرگ‌ترین چالش، داستان نیست

بسیاری تصور می‌کنند سخت‌ترین بخش اقتباس Persona، طراحی موجودات فراطبیعی یا بازسازی مبارزات خواهد بود؛ اما از نگاه یک گیمر، مشکل اصلی جای دیگری است. در Persona، بازیکن صرفاً شاهد اتفاقات نیست؛ او هر روز تصمیم می‌گیرد که زمانش را چگونه بگذراند. آیا امروز باید درس بخواند؟ به باشگاه برود؟ با یکی از دوستانش ملاقات کند؟ یا وارد متاورس (Metaverse) یا تارتاروس (Tartarus) شود؟

همین انتخاب‌های ظاهراً ساده، شخصیت بازیکن را شکل می‌دهند و باعث می‌شوند ارتباط او با دنیای بازی واقعی به نظر برسد.

اما در یک سریال، بیننده هیچ تصمیمی نمی‌گیرد. تمام این انتخاب‌ها از قبل توسط نویسنده انجام شده‌اند و همین موضوع باعث می‌شود یکی از مهم‌ترین ستون‌های Persona از بین برود.

Social Link؛ مکانیکی که به سختی می‌توان آن را اقتباس کرد

اگر از طرفداران قدیمی مجموعه بپرسید مهم‌ترین ویژگی Persona چیست، احتمال زیادی دارد که به جای مبارزات یا داستان، از سیستم سوشال لینک یا کانفیدنت نام ببرند.

این سیستم باعث می‌شود هر رابطه‌ای که بازیکن با شخصیت‌های فرعی برقرار می‌کند، هم از نظر احساسی و هم از نظر گیم‌پلی اهمیت داشته باشد. قوی‌تر شدن شخصیت‌ها، باز شدن Personaهای جدید و حتی درک بهتر داستان، همگی به زمانی بستگی دارند که بازیکن برای این روابط صرف می‌کند.

در یک اقتباس تلویزیونی، این تعامل دوطرفه عملاً از بین می‌رود و روابط شخصیت‌ها باید تنها از طریق دیالوگ و روایت شکل بگیرند؛ موضوعی که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند بخش مهمی از هویت مجموعه را از بین ببرد.

موسیقی Persona فقط موسیقی متن نیست

کمتر مجموعه‌ای در صنعت بازی توانسته هویت خود را تا این اندازه با موسیقی گره بزند. آثار شوجی مگورو (Shoji Meguro) صرفاً موسیقی پس‌زمینه نیستند؛ آن‌ها بخشی از شخصیت Persona محسوب می‌شوند. قطعاتی مانند Beneath the Mask، Last Surprise، Life Will Change یا Mass Destruction برای بسیاری از گیمرها تنها چند آهنگ محبوب نیستند؛ بلکه یادآور ساعت‌ها زندگی در دنیای Persona هستند.

اگر سریال نتواند این هویت موسیقایی را بازآفرینی کند، حتی با بهترین بازیگران و جلوه‌های ویژه نیز ممکن است حس آشنای مجموعه را منتقل نکند.

طراحی هنری؛ شخصیتی که نباید حذف شود

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که معمولاً کمتر درباره آن صحبت می‌شود، زبان بصری Persona است. رابط کاربری، فونت‌ها، انیمیشن منوها، رنگ‌بندی هر نسخه و حتی نحوه نمایش دیالوگ‌ها، همگی بخشی از شخصیت مجموعه هستند. Persona 5 با رنگ قرمز، Persona 4 با زرد و Persona 3 با آبی، هر کدام هویت بصری کاملاً متفاوتی دارند.

اگر اقتباس لایو اکشن این ویژگی‌ها را نادیده بگیرد و تنها به بازسازی داستان اکتفا کند، نتیجه احتمالاً سریالی خواهد بود که هرچند نام Persona را یدک می‌کشد، اما حس Persona را منتقل نمی‌کند.

نتفلیکس از کدام Persona باید اقتباس کند؟

یکی از مهم‌ترین سؤال‌هایی که پس از اعلام رسمی پروژه مطرح شده، این است که سریال قرار است اقتباسی از کدام نسخه باشد.

پرسونا ۵ بدون شک محبوب‌ترین بازی مجموعه است و برای مخاطبان عمومی شناخته‌شده‌تر به نظر می‌رسد. در مقابل، بسیاری از طرفداران اعتقاد دارند پرسونا ۳ ساختار روایی منسجم‌تر و فضای سینمایی‌تری دارد و برای یک سریال انتخاب مناسب‌تری خواهد بود. گزینه سوم نیز خلق داستانی کاملاً جدید در جهان Persona است؛ تصمیمی که آزادی بیشتری به نویسندگان می‌دهد، اما همزمان ریسک فاصله گرفتن از هویت اصلی مجموعه را نیز افزایش می‌دهد.

در حال حاضر، نتفلیکس هنوز مشخص نکرده که داستان سریال بر اساس کدام بازی ساخته خواهد شد.

موفقیت این پروژه به جلوه‌های ویژه وابسته نیست

تجربه اقتباس‌های موفقی مانند The Last of Us نشان داد که وفاداری به روح اثر، از بازسازی تک‌به‌تک صحنه‌ها مهم‌تر است.

Persona نیز بیش از هر چیز به حفظ همین روح نیاز دارد؛ ترکیبی از زندگی روزمره، روابط انسانی، دغدغه‌های نوجوانان، موسیقی منحصربه‌فرد، هویت بصری خاص و نبردهای فراطبیعی که همگی در کنار هم تجربه‌ای می‌سازند که با هیچ JRPG دیگری قابل مقایسه نیست.

اگر نتفلیکس تنها روی داستان نوجوانانی با قدرت‌های ماورایی تمرکز کند، احتمالاً نتیجه تفاوت چندانی با ده‌ها سریال فانتزی دیگر نخواهد داشت. اما اگر سازندگان بتوانند حس زندگی کردن در دنیای Persona را بازآفرینی کنند، این پروژه شانس تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین اقتباس‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی را خواهد داشت.

فعلاً اطلاعات رسمی درباره داستان، بازیگران یا حتی نسخه‌ای که مبنای اقتباس قرار می‌گیرد منتشر نشده است؛ اما یک چیز از همین حالا مشخص است: بزرگ‌ترین دشمن این سریال، سایه‌ها یا باس‌های آخر بازی نیستند، بلکه انتظارات میلیون‌ها گیمری هستند که سال‌ها با Persona زندگی کرده‌اند.

پویا عباسی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید