اخیراً کرت کهلمن (Kurt Kuhlmann)، طراح ارشد همکاری در The Elder Scrolls V: Skyrim، در گفتوگویی تازه فاش کرده که منطقهی اصلی و بستر داستانی The Elder Scrolls VI (TES VI) سالها پیش از معرفی رسمی بازی انتخاب شده است؛ تصمیمی که به دوران توسعهی Fallout 4 و حوالی پیش از سال ۲۰۱۵ بازمیگردد. این افشاگری برای طرفداران مجموعه The Elder Scrolls و بازیبازان حرفهای اهمیت ویژهای دارد، چرا که نشان میدهد بتزدا (Bethesda Game Studios) از همان سالها، چشمانداز مشخصی برای آیندهی جهان Tamriel در نظر داشته و توسعهی TES6 حاصل یک تصمیم ناگهانی یا واکنشی نبوده است.
انتخاب مکان TES6؛ تصمیمی زودهنگام اما استراتژیک
بر اساس توضیحات کهلمن در مصاحبه با PC Gamer، بحثها درباره محل وقوع TES6 همزمان با توسعهی Fallout 4 جریان داشته و تیم طراحی به یک اجماع کلی درباره مکان بازی رسیده بود؛ بدون آنکه جزئیات داستانی یا ساختار روایی هنوز شکل گرفته باشد. به گفتهی او، «ما از همان زمان میدانستیم بازی کجا قرار است اتفاق بیفتد، حتی اگر هنوز نمیدانستیم داستان دقیقاً دربارهی چیست.» این رویکرد، نشاندهندهی اولویت بالای جهانسازی (Worldbuilding) در فلسفهی طراحی بتزدا است؛ جایی که جغرافیا و اقلیم، پیش از روایت، شالودهی تجربهی بازی را میسازند.
شواهد بصری و گمانهزنیها درباره منطقهی بازی
تریلر بسیار کوتاه معرفی The Elder Scrolls VI در سال ۲۰۱۸، با نمایش مناظری کوهستانی، صخرهای و گسترده، گمانهزنیها درباره مکان بازی را به سمت مناطقی با توپوگرافی کوهستانی سوق داد. در تاریخچهی این فرنچایز، هر منطقه هویت منحصربهفردی دارد: Skyrim با اقلیم سرد و کوهستانی، Morrowind با فضای آتشفشانی و بیگانه، Cyrodiil با ساختاری مرکزی و معتدل، و مناطق غربی مانند High Rock و Hammerfell با معماری و فرهنگ خاص خود.
بر اساس دادههای موجود و تحلیلهای منطقی، محتملترین گزینهها شامل نواحی غربی یا شمالغربی Tamriel، بهویژه Hammerfell یا ترکیبی از آن با High Rock است؛ مناطقی که هم با شواهد بصری همخوانی دارند و هم ظرفیت بالایی برای روایتهای سیاسی، نژادی و فرهنگی فراهم میکنند. در مقابل، مناطقی مانند Elsweyr یا Black Marsh به دلیل ویژگیهای زیستی و روایی بسیار خاص، در حال حاضر گزینههای کماحتمالتری به نظر میرسند.
تأثیر مکان بر گیمپلی و روایت
در بازیهای جهانباز (Open World RPGs)، انتخاب مکان صرفاً یک تصمیم زیباییشناختی نیست؛ بلکه پایهی بسیاری از سیستمهای گیمپلی و روایت را شکل میدهد. اقلیم و جغرافیا مستقیماً بر طراحی دشمنان، مأموریتها، سیستم حرکت، آبوهوا، و حتی ساختار اقتصادی و سیاسی جهان بازی اثر میگذارند. اگر TES6 در منطقهای کوهستانی جریان داشته باشد، میتوان انتظار سیستمهای پیشرفتهتر پیمایش، تهدیدات محیطی طبیعی و فرهنگهای محلی متمایز را داشت؛ عناصری که در Skyrim نقش کلیدی در هویت بازی ایفا میکردند.
از منظر روایی نیز، چنین انتخابی میتواند بستر مناسبی برای درگیریهای فرقهای، نزاعهای نژادی و سیاستهای منطقهای فراهم کند؛ موضوعاتی که همواره از نقاط قوت داستانسرایی در دنیای The Elder Scrolls بودهاند.
تغییرات فرهنگی در بتزدا و پیامدهای آن
کهلمن همچنین به تغییرات ساختاری در بتزدا اشاره کرده است؛ جایی که با بزرگتر شدن پروژهها، فرآیند توسعه شکل بوروکراتیکتری به خود گرفته و نقش طراحان فردی محدودتر شده است. این تغییر، اگرچه میتواند به بهبود مدیریت پروژه و ثبات فنی کمک کند، اما از نگاه برخی تحلیلگران، خطر کاهش جسارت خلاقانه و نوآوریهای فردمحور را نیز به همراه دارد. مقایسهی این وضعیت با دوران توسعهی Oblivion و Skyrim نشان میدهد که فرهنگ استودیویی بتزدا در حال عبور از یک مرحلهی انتقالی مهم است.
افشای کرت کهلمن نشان میدهد The Elder Scrolls VI نتیجهی یک برنامهریزی بلندمدت و آگاهانه است؛ پروژهای که مکان آن سالها پیش از شکلگیری روایت انتخاب شده و بر پایهی اولویت جهانسازی توسعه یافته است. هرچند هنوز اطلاعات رسمی بسیار محدودی از بازی در دسترس است، اما همین جزئیات نشان میدهد بتزدا همچنان به هویت بنیادی این فرنچایز وفادار مانده است. برای طرفداران، بهترین رویکرد در این مرحله حفظ انتظارات واقعبینانه، تکیه بر منابع رسمی و صبر برای افشاگریهای بعدی خواهد بود؛ چرا که TES6 نه یک پروژهی عجولانه، بلکه نتیجهی سالها طراحی و تصمیمگیری استراتژیک است.


