صفحه اصلی > سریال : چرا دیالوگ تاریک پیکارد در First Contact هنوز یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات استارترک است؟

چرا دیالوگ تاریک پیکارد در First Contact هنوز یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات استارترک است؟

زمانی که در سال 1996 فیلم Star Trek: First Contact اکران شد، بسیاری از طرفداران استارترک و حتی منتقدان از بازگشت پاتریک استوارت در نقش ژان-لوک پیکارد استقبال کردند. این فیلم به‌عنوان یکی از بهترین فیلم‌های فرنچایز و ادامه‌ای ارزشمند برای سریال The Next Generation شناخته می‌شود، اما بیش از همه چیز، این دومین فیلم بلند در دنیای استارترک بود که برای شخصیت پیکارد یک لحظه تاریک و عمیق خلق کرد که حتی پس از گذشت بیش از 30 سال هنوز در ذهن مخاطبان حک شده است. با فانتزی‌مگ همراه باشید.

Picard and Data lead a security team against the Borgقبل از آن‌که به تحلیل برسیم، بد نیست کمی به بافت داستانی این فیلم نگاه کنیم. این داستان در پی فرار پیکارد از سرنوشت تلخ تبدیل شدن به لوکوتوس (ابزاری در دست بورگ‌ها) آغاز می‌شود. در First Contact، جنگ میان اتحاد فدراسیون که پیکارد فرمانده‌اش است و تهدید سازمان بورگ به اوج می‌رسد. هنگام تلاش بورگ‌ها برای تسخیر زمین پیش از اختراع سفر با سرع نامحدود (warp drive)، پیکارد و خدمه‌اش با حضور دوباره در زمان، مأموریت دارند تا جلوی این فاجعه را بگیرند.

با وجود این که هنوز خاطره تلخ اسیر شدن و لوکوتوس شدن در ذهنش تازه است، پیکارد با ترکیبی از وحشت، نفرت و خشم به بورگ‌ها می‌نگرد. هنگامی که می‌فهمد آنها قصد دارند پیشرفت تکنولوژیکی زمین را نابود کنند، به ارسال یک تیم عملیاتی به سطح زمین اقدام می‌کند تا جلوی آنها را بگیرد. اما وضعیت بسیار پیچیده‌تر از آن است که بنظر می‌رسد: پس از ربوده شدن دیتا توسط ملکه بورگ که قصد دارد او را با افزودن پوست انسان‌مانند به بدنش حس‌مندتر کند، فضای نگرانی و عدم اطمینان در فیلم شدت می‌گیرد که مخاطب را در برابر این تردید قرار می‌دهد که آیا دیتا هم می‌تواند تحت تأثیر بورگ‌ها قرار بگیرد یا نه.

در جریان نبرد نهایی، زمانی که فرار از بورگ‌ها دشوار می‌شود و باید تصمیمی سخت گرفته شود، پیکارد با یک بحران روحی جدی روبرو می‌شود. بخشی از خدمه پیشنهاد می‌دهند که برای حفظ زمین، ناو فضاپیما Enterprise را نابود کنند. اما پیکارد که در این لحظه درگیر خشم انتقام‌جویانه‌ای نسبت به بورگ‌هاست، می‌گوید:

من قربانی Enterprise نمی‌شوم. من تا به حال سازش‌های زیادی کرده‌ام، عقب‌نشینی‌های زیادی داشته‌ام. آنها به فضای ما هجوم می‌آورند و ما عقب می‌نشینیم. آنها دنیاهای کامل را جذب می‌کنند و ما عقب می‌نشینیم. دیگر نه. این خط اینجا کشیده می‌شود! تا اینجا، نه بیش‌تر!

Captain Picard loses his temper in Star Trek First Contact

این جمله که یکی از تاریک‌ترین و قوی‌ترین لحظات شخصیتی پیکارد در تاریخ استارترک به حساب می‌آید، به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه غرایز تلافی‌جویانه و انتقام‌خواهانه، حتی در شخصیتی که نماد خرد، صلح و اخلاق است، می‌توانند به اوج برسند و مبارزه‌ای داخلی شکل دهند. این دیالوگ در واقع گفتگویی است عمیق با خود پیکارد درباره مرزهای مسئولیت، افتخار و آسیب‌پذیری انسانی.

نکته جالب در این فیلم، زیر سوال رفتن کامل تصورات سنتی درباره فرمانده ایده‌آل است. پیکارد در این سکانس به پوچی و تا حدی به نفرتی گرفتار می‌شود که از هیچ‌یک از فرماندهان قبلی فرنچایز به این عمق دیده نشده است. در واقع این دیالوگ نوعی احساس سرخوردگی و مقاومت در برابر تسلیم‌شدن مغلوب غرایز عالی انسان است که بسیار انسانی و در عین حال پیچیده است.

اگر بخواهیم این لحظه را در راستای دیگر لحظات تاریک استارترک بررسی کنیم، می‌توان به اپیزودهایی مثل The Drumhead اشاره کرد که در آن پیکارد زیر فشار تعقیب عدالت غیراصولی قرار می‌گیرد. از سوی دیگر آنچه که باعث فراگیری و ماندگاری این دیالوگ تاریخی شده، بازی درخشان پاتریک استوارت است. استوارت با استادبازی و توانایی‌اش، توانست تنش درونی پیکارد را در این لحظات به اوج برساند و تصویری پیچیده و لایه‌دار از یک فرمانده به ظاهر قاطع و آرام اما در باطن پرتلاطم ارائه دهد. همان رفتاری که باعث شد طرفداران نه تنها پیکارد را دوست داشته باشند بلکه کاملاً با وضعیت روانی و انسانی او ارتباط بگیرند.

Star Trek: First Contact poster استارترک

به همین دلیل، وقتی به این فیلم و آن دیالوگ نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که فرانچایز استارترک چطور توانسته در عین حال که دنیایی علمی-تخیلی درباره صلح و پیشرفت است، یکی از واقعی‌ترین و انسانی‌ترین لحظات تراژیک را درباره آسیب‌های جنگ، انتقام و مسئولیت فرماندهی بسازد.

امروز ۳۰ سال پس از انتشار First Contact، آن لحظه تاریک پیکارد همچنان موضوع تحلیل و بحث‌های گسترده است؛ از مصاحبه‌های پاتریک استوارت درباره چرایی عمق آن شخصیت تا نقدهای تحلیلی درباره چگونگی پرداخت به انسانیت در دنیای فانتزی استارترک. این سکانس نشان می‌دهد که بهترین داستان‌های علمی-تخیلی همان‌هایی هستند که مانند آینه‌ای، پیچیدگی‌های روانی انسان را در قالب فضایی دوردست و داستانی هیجان‌انگیز بازتاب می‌دهند.

برچسب ها :

رادین کاظمی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید