صفحه اصلی > سریال : بازخوانی هملوک گرو؛ سریال فانتزی که سال‌ها جلوتر از زمان خودش بود

بازخوانی هملوک گرو؛ سریال فانتزی که سال‌ها جلوتر از زمان خودش بود

هملوک گرو

سال 2013 بود که هملوک گرو (Hemlock Grove) به‌عنوان یکی از نخستین سریال‌های اورجینال نتفلیکس (Netflix) منتشر شد؛ سریالی که تلاش می‌کرد مرز میان درام خانوادگی پرآشوب، وحشت گوتیک و حتی فضای داستان‌های فانتزی تاریک را در هم بشکند. اگرچه این سریال در زمان پخش با استقبال گسترده روبه‌رو نشد و نظرات متفاوتی دریافت کرد، اما حالا، بعد از گذشت بیش از یک دهه، ارزش بازخوانی و تحلیل دوباره‌اش بیش از همیشه روشن است، خصوصاً برای کسانی که عاشق تاریکی شاعرانه سریال پنی دردفول (Penny Dreadful) هستند.

داستان هملوک گرو در چه فضایی می‌گذرد؟

ماجرا در شهری خیالی، کوچک و مرموز به نام هملوک گرو اتفاق می‌افتد؛ جایی که قتل‌هایی وحشیانه و کابوس‌وار، آرامش نسبی شهر را از هم می‌پاشد. در مرکز داستان دو شخصیت قرار دارند:

  • رومن گادفری (Roman Godfrey)، وارث جوان، ثروتمند و پر از تناقض
  • پیتر رومانسک (Peter Rumancek)، نوجوانی با گذشته‌ای عجیب که مردم او را یک گرگینه می‌دانند

این دو که در ابتدا دو قطب کاملاً متضاد هستند، به تدریج درگیر رابطه‌ای پیچیده و چندوجهی می‌شوند؛ رابطه‌ای که در آن علم و ماوراء، واقعیت و کابوس، و حتی عناصر داستان‌های عامه‌پسند و فانتزی در هم تنیده می‌شود.

هملوک گرو برخلاف بسیاری از آثار وحشت مدرن، ترس را نه از طریق جامپ‌اسکر (پرش ترسناک)، بلکه از دل روان انسان، زخم‌های پنهان، بحران هویت و فساد خانوادگی بیرون می‌کشد؛ چیزی که آن را از یک سریال وحشت صرف فراتر می‌برد و به تجربه‌ای هنری و رویاگون تبدیل می‌کند.

چرا عاشقان پنی دردفول باید هملوک گرو را ببینند؟

پنی دردفول در زمان پخش خود به سرعت به یکی از محبوب‌ترین سریال‌های گوتیک–فانتزی جهان تبدیل شد. دلیل محبوبیتش هم واضح بود: این سریال چندین اسطوره و داستان کلاسیک مانند فرانکنشتاین (Frankenstein)، دراکولا (Dracula) و دوریَن گری (Dorian Gray) را زیر یک سقف جمع کرد و آن‌ها را با فضایی تراژیک، ادبی و عمیق دوباره زنده کرد.

هملوک گرو (Hemlock Grove) را می‌توان نسخه‌ای معاصر، آمریکایی و جسورانه از همان فضا دانست؛ با این تفاوت که به جای کوچه‌های مه‌گرفته‌ی لندن عصر ویکتوریا، ما در میان آزمایشگاه‌های مدرن، عمارت‌های سرد آمریکایی و جنگل‌های متروک سرگردان می‌شویم.

اگر پنی دردفول یک شعر گوتیک است، هملوک گرو یک کابوس بی‌صداست که آرام اما مداوم روی روان تماشاگر راه می‌رود. در هملوک گرو همچنین عناصری از داستان‌های عامه‌پسند دیده می‌شود؛ از قتل‌های اغراق‌شده و خون‌آلود گرفته تا شخصیت‌هایی که میان مرز انسان-هیولا حرکت می‌کنند؛ عناصری که حس سرگرمی تاریک و سریع آثار پالپی را به سریال تزریق می‌کنند.

نقش بیل اسکاشگورد؛ آغاز یک ستاره در ژانر وحشت

یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری هملوک گرو بازی درخشان بیل اسکاشگورد (Bill Skarsgård) در نقش رومن گادفری است. شخصیت او یک تضاد کامل است؛ هم شکارچی و هم قربانی، هم هیولا و هم کودک آسیب‌دیده. اسکارسگارد در این سریال جوان بود، اما همان جنون کنترل‌شده و بازی هیپنوتیزم‌کننده‌ای که بعدها در نقش پنی‌وایز (Pennywise) در فیلم It به اوج رسید، در اینجا جوانه می‌زند.

میراث هملوک گرو

اگرچه هملوک گرو در زمان خودش اشتباه دیده شد و حتی نقدهای منفی دریافت کرد، امروز به آن به‌عنوان اثری تجربه‌گرا و پیشرو نگاه می‌شود یک سریال که پیش از آن‌که جریانات سینمایی دوباره به وحشت گوتیک و دارک‌فانتزی علاقه نشان دهند، آن مسیر را شروع کرده بود.

برچسب ها :

رادین کاظمی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید