صفحه اصلی > کتاب : چرا نویسنده فرزندان خون و استخوان فیلمش را نمی‌بیند؟

چرا نویسنده فرزندان خون و استخوان فیلمش را نمی‌بیند؟

در تاریخ ادبیات، کمتر زخمی عمیق‌تر از آن است که نویسنده احساس کند اثرش دیگر به او تعلق ندارد. کتاب، برای نویسنده، تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست؛ حاصل سال‌ها زیستن با شخصیت‌ها، جهان‌ها و اندیشه‌هایی است که آرام‌آرام بر صفحه کاغذ شکل گرفته‌اند. از همین رو، گاهی بزرگ‌ترین خبر یک اقتباس سینمایی، انتشار تریلر یا اعلام بازیگران نیست؛ بلکه لحظه‌ای است که خالق اثر تصمیم می‌گیرد از آن فاصله بگیرد.

این دقیقاً همان اتفاقی است که هم‌زمان با انتشار نخستین تریلر فرزندان خون و استخوان (Children of Blood and Bone) در ۲۰۲۶ میلادی رخ داد.

فیلم که به کارگردانی جینا پرینس-بایت‌وود (Gina Prince-Bythewood) ساخته شده، قرار است در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۷ (۲۵ دی ۱۴۰۵) روی پرده سینما برود. حضور بازیگرانی مانند وایولا دیویس (Viola Davis)، چیوتل اجیوفور (Chiwetel Ejiofor) و ادریس البا (Idris Elba) از همان ابتدا نگاه‌ها را به این پروژه جلب کرد و بسیاری آن را یکی از مهم‌ترین اقتباس‌های فانتزی سال‌های اخیر می‌دانند.

ادریس البا در نقش لکّن در Children of Blood and Bone

اما هم‌زمان با افزایش هیجان مخاطبان، تامی ادیمی (Tomi Adeyemi)، نویسنده رمان، در بیانیه‌ای اعلام کرد که نه‌تنها قصد تبلیغ فیلم را ندارد، بلکه حتی آن را تماشا نیز نخواهد کرد. او نوشت که سال‌ها برای حفظ روح اثرش جنگیده، اما اکنون تصمیم گرفته «شمشیرش را زمین بگذارد» و دیگر خود را بخشی از این مسیر نداند.

ادیمی دلیل دقیق اختلافات را به‌طور عمومی توضیح نداده است. او تنها از تجربه‌ای سخن گفته که برایش دردناک و فرساینده بوده و ترجیح داده بیش از این درباره آن صحبت نکند. به همین دلیل، هرگونه نتیجه‌گیری درباره اینکه اختلاف بر سر فیلمنامه، تغییرات داستانی یا مسائل تولید بوده، در حال حاضر صرفاً حدس و گمان است و هیچ‌یک به‌صورت رسمی تأیید نشده‌اند.

رمان فرزندان خون و استخوان را بیشتر بشناسید

رمان فرزندان خون و استخوان (Children of Blood and Bone) که در ۲۰۱۸ میلادی (۱۳۹۶ شمسی) منتشر شد، تنها یک فانتزی نوجوانانه نبود. این اثر با الهام از اسطوره‌ها و فرهنگ غرب آفریقا، جهانی به نام اوریشا (Orïsha) را خلق کرد؛ سرزمینی که در آن جادو، هویت، تبعیض و مقاومت در برابر استبداد به هم گره خورده‌اند. قهرمان داستان، زِلی آدبولا، برای بازگرداندن جادو به سرزمینی می‌جنگد که سال‌ها زیر سایه ترس و سرکوب زیسته است.

چه چیزهایی از رمان باید حفظ شود؟

  • بازنمایی عمیق و دقیق مبارزه با استبداد و نظام طبقاتی
  • نمایش متعادل و بدون کلیشه از شخصیت‌های سیاه‌پوست و فرهنگ‌های آفریقایی
  • نقش محوری جادو به مثابه قدرت فردی و نماد تغییر اجتماعی
  • تاکید بر ارزش اتحاد و همبستگی در برابر ظلم

همین پیوند میان اسطوره، هویت فرهنگی و تجربه زیسته، رمان ادیمی را به اثری فراتر از یک ماجراجویی فانتزی تبدیل کرد. برای بسیاری از خوانندگان، این کتاب نه فقط داستان نبرد خیر و شر، بلکه روایتی درباره حافظه، ریشه‌ها و حق دیده شدن بود.

از این منظر، فاصله گرفتن نویسنده از اقتباس سینمایی، تنها اختلافی میان یک نویسنده و یک استودیو نیست؛ بلکه یادآور پرسشی قدیمی در تاریخ اقتباس‌های ادبی است: آیا اثری که از صفحه کتاب به پرده سینما منتقل می‌شود، هنوز همان اثر است یا موجودیتی تازه پیدا می‌کند؟

پاسخ قطعی برای این پرسش وجود ندارد. تاریخ سینما پر است از اقتباس‌هایی که با وجود فاصله گرفتن از متن اصلی، به آثاری ارزشمند تبدیل شده‌اند؛ همان‌گونه که نمونه‌هایی نیز وجود دارند که هرگز نتوانسته‌اند روح اثر ادبی را بازآفرینی کنند. درباره «فرزندان خون و استخوان» نیز هنوز نمی‌توان داوری کرد. آنچه امروز در اختیار ماست، تنها یک تریلر و موضع روشن نویسنده است؛ نه خود فیلم.

شاید به همین دلیل، بهترین مواجهه با این اقتباس، نه قضاوت شتاب‌زده، بلکه انتظار باشد. انتظار برای دیدن اینکه آیا فیلم خواهد توانست جوهره جهانی را که تامی ادیمی با واژه‌هایش بنا کرده، به زبان تصویر ترجمه کند یا نه.

گاهی اقتباس‌های بزرگ، در گیشه یا جشنواره‌ها قضاوت نمی‌شوند؛ بلکه در ذهن نویسنده‌ای سنجیده می‌شوند که روزی نخستین سنگ بنای آن جهان را گذاشته است. و شاید تلخ‌ترین سرنوشت برای هر اقتباس، این باشد که خالقش دیگر آن را از آنِ خود نداند.

گلرخ زندی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید