رابرت جکسون بنت (Robert Jackson Bennett) در سومین جلد مجموعه سایه لویاتان (Shadow of the Leviathan)، بار دیگر آنا دولابرا (Ana Dolabra) و دینیوس کول (Dinios Kol) را به قلب معمایی میفرستد که در ظاهر با یک قتل آغاز میشود، اما خیلی زود ابعادی سیاسی و حتی خطرناکتر پیدا میکند. تجارت خون (A Trade of Blood) همان مسیر دو جلد قبلی را ادامه میدهد؛ ترکیبی از داستان کارآگاهی، فانتزی و جهانی که در آن زیستشناسی عجیب و فناوریهای ناشناخته جای بسیاری از عناصر سنتی جادو را گرفتهاند.
این بار داستان به سپیرداد میرود؛ یکی از مناطق کشاورزی مهم امپراتوری که امنیت و ثبات آن برای تأمین غذای بخش بزرگی از قلمرو اهمیت دارد. اما دو خاندان قدرتمند منطقه، بورا (Burav) و آرمنتا (Armenta)، در آستانه جنگ با یکدیگر قرار گرفتهاند. یکی از اعضای خاندان بورا کشته شده و وارث خاندان آرمنتا به قتل متهم است. شواهد نیز ظاهراً جایی برای تردید باقی نمیگذارند: او در حالی پیدا شده که دستهایش به خون قربانی آلوده بوده و خودش هم نمیتواند توضیح روشنی درباره اتفاقی که افتاده ارائه دهد.
مشکل فقط سرنوشت یک متهم نیست. اگر او محکوم و اعدام شود، دشمنی میان دو خاندان میتواند به جنگی تمامعیار تبدیل شود و منطقهای را که بخشی از امنیت غذایی امپراتوری به آن وابسته است، وارد آشوب کند. بنابراین مأموریت آنا فقط حل یک پرونده قتل نیست؛ او باید پیش از آنکه یک جنایت به بحرانی سیاسی تبدیل شود، بفهمد واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
یک معمای کارآگاهی در دل فانتزی
یکی از خلاقیتهای اصلی بنت در مجموعه سایه لویاتان، استفاده از ساختار آشنای ادبیات کارآگاهی در جهانی کاملاً ناآشناست. رابطه آنا و دین همچنان یادآور زوج کلاسیک کارآگاه و دستیار است. دین با حافظه استثنایی خود جزئیات صحنهها، گفتگوها و رفتارها را ثبت میکند و آنا از همین اطلاعات برای پیدا کردن الگوهایی استفاده میکند که از چشم دیگران پنهان ماندهاند.
اما A Trade of Blood یک تفاوت مهم با یک معمای قتل معمولی دارد: قوانین جهان داستان بخشی از خود معما هستند. در دنیای بنت، بدن انسان را میتوان تغییر داد، تواناییهای ذهنی و جسمی را تقویت کرد و فناوریهای زیستی میتوانند کارهایی انجام دهند که در یک فانتزی سنتی احتمالاً با جادو توضیح داده میشدند. بنابراین هنگام بررسی یک قتل، حتی محدودیتهای بدن انسان نیز نمیتوانند کاملاً قابل اعتماد باشند.
همین ویژگی دست نویسنده را برای طراحی معما باز میگذارد. خواننده فقط با این سؤال روبهرو نیست که چه کسی مرتکب قتل شده؛ باید بفهمد چنین جنایتی در جهانی با این قوانین اساساً چگونه امکانپذیر بوده است.
وقتی قتل به مسئلهای سیاسی تبدیل میشود
جذابیت پرونده جدید در این است که بنت از همان ابتدا دامنه خطر را فراتر از قربانی و قاتل میبرد. دشمنی بوراها و آرمنتاها فقط اختلافی خانوادگی نیست. هر دو خاندان در ساختار اقتصادی سپیرداد نفوذ دارند و برخورد آنها میتواند پیامدهایی بسیار بزرگتر از یک انتقام شخصی داشته باشد.
به همین دلیل، معما به تدریج به داستانی درباره قدرت تبدیل میشود. آنا و دین هرچه بیشتر در پرونده پیش میروند، نشانههایی پیدا میکنند که قتل اخیر ممکن است بخشی از شبکهای بزرگتر باشد. پشت آنچه در ابتدا جنایتی نسبتاً روشن به نظر میرسد، دشمنی حضور دارد که از فناوری یا سلاحی بسیار قدیمی استفاده میکند و تواناییهایش حتی برای آنا نیز ناشناخته است.
اینجا عنوان A Trade of Blood معنای جالبتری پیدا میکند. خون در داستان فقط نشانه یک قتل نیست؛ با قدرت، خانواده، میراث و ساختار امپراتوری پیوند میخورد. بنت پرونده جنایی را به ابزاری برای بررسی این پرسش تبدیل میکند که وقتی قدرت اقتصادی و سیاسی در اختیار چند خاندان بزرگ قرار گرفته باشد، یک مرگ تا چه اندازه میتواند ساختار بزرگتری را به حرکت درآورد.
جهانسازی بنت؛ جایی که جادو شبیه علم است
شاید متمایزترین ویژگی این مجموعه همچنان جهانسازی آن باشد. بنت جهانی ساخته که در نگاه اول فانتزی است، اما بسیاری از عناصرش بیشتر از جادو به زیستفناوری (Biotechnology) شباهت دارند. بدن انسان میتواند اصلاح شود، موجودات عظیم بخشی از نظم طبیعی جهان هستند و امپراتوری برای ادامه حیات خود به فناوریهایی وابسته است که مرز میان علم و جادو را تقریباً از بین بردهاند.
این انتخاب باعث شده سایه لویاتان هویت متفاوتی میان آثار فانتزی معاصر داشته باشد. در این جهان، نویسنده برای خلق شگفتی الزاماً به طلسم، عصای جادویی یا نیروهای ماورایی متوسل نمیشود. خود طبیعت آنقدر دستکاریشده و غیرعادی است که میتواند نقش جادو را بازی کند.
A Trade of Blood نیز از همین ویژگی برای ساختن وحشت استفاده میکند. آنا و دین در جریان تحقیقاتشان متوجه میشوند نیرویی که با آن روبهرو هستند صرفاً یک قاتل باهوش نیست. پای فناوری باستانی و خطرناکی در میان است که میتواند ادراک انسان از اختیار، بدن و حتی مسئولیت یک جنایت را زیر سؤال ببرد.
همینجا یکی از جذابترین پرسشهای داستان شکل میگیرد: اگر فردی مرتکب قتل شده باشد اما نتواند توضیح دهد چرا یا چگونه آن را انجام داده، مسئولیت واقعی جنایت بر عهده چه کسی است؟
آنا و دین؛ قلب واقعی مجموعه
با وجود تمام پیچیدگیهای جهان، چیزی که این مجموعه را سرپا نگه میدارد رابطه آنا و دین است. آنا همچنان ذهن تحلیلگر و نامتعارف داستان است و دین کسی است که خواننده جهان را تا حد زیادی از نگاه او تجربه میکند. این ترکیب به بنت اجازه میدهد اطلاعات پیچیده را بدون تبدیل داستان به مجموعهای از توضیحات طولانی وارد روایت کند.
دین میبیند، ثبت میکند و سؤال میپرسد؛ آنا میان همین اطلاعات ارتباط پیدا میکند.
اما بعد از دو کتاب، رابطه آنها دیگر صرفاً رابطه یک کارآگاه نابغه و دستیارش نیست. اعتماد میانشان بیشتر شده و شناخت آنها از نقاط قوت و ضعف یکدیگر به بخشی از روند حل پرونده تبدیل شده است. همین تداوم شخصیتی اهمیت زیادی دارد، زیرا هر جلد میتواند معمای مستقلی داشته باشد، در حالی که رابطه این دو شخصیت به آرامی در پسزمینه رشد میکند.
چرا A Trade of Blood ادامه مهمی برای مجموعه است؟
جلد سوم نشان میدهد فرمول سایه لویاتان ظرفیت ادامه پیدا کردن دارد. بنت مجبور نیست در هر کتاب تهدیدی بزرگتر از کتاب قبلی خلق کند؛ کافی است گوشه تازهای از امپراتوری را انتخاب کند و نشان دهد قوانین عجیب این جهان چگونه میتوانند نوع متفاوتی از جنایت را ممکن کنند.
در The Tainted Cup با قواعد اصلی جهان و رابطه آنا و دین آشنا شدیم. A Drop of Corruption دامنه جغرافیایی و سیاسی مجموعه را گسترش داد و حالا A Trade of Blood از یک نزاع خانوادگی و پرونده قتل برای نشان دادن بخش دیگری از سازوکار اقتصادی و اجتماعی امپراتوری استفاده میکند.
همین ساختار شاید بزرگترین نقطه قوت مجموعه باشد. هر کتاب میتواند مانند یک پرونده کارآگاهی مستقل عمل کند، اما در کنار آن، قطعه دیگری از جهان بزرگتر بنت را نیز آشکار کند.
A Trade of Blood در نهایت بیش از آنکه فقط داستان پیدا کردن یک قاتل باشد، درباره کشف سازوکاری است که پشت یک جنایت قرار گرفته؛ سازوکاری که خانواده، سیاست، فناوری و قدرت را به یکدیگر متصل میکند. رابرت جکسون بنت بار دیگر از یکی از قدیمیترین قالبهای ادبیات جنایی استفاده کرده، اما آن را در جهانی قرار داده که قوانینش اجازه میدهند حتی سادهترین سؤال یک پرونده قتل نیز پاسخ آسانی نداشته باشد.
چه کسی قاتل است؟ شاید این بار سؤال مهمتر این باشد که چه چیزی او را به قاتل تبدیل کرده است.


