گاهی روزها آنقدر سنگین میشوند که آدم دلش میخواهد چند ساعت، فقط از واقعیت فاصله بگیرد؛ نه برای فرار، بلکه برای نفس کشیدن. در همین روزهایی که حال خیلیها خوب نیست و آینده مثل همیشه واضح و قابل پیشبینی به نظر نمیرسد، فیلمهای فانتزی یک جور پناهاند؛ جایی برای زنده نگه داشتن امید، خیال، و حتی توانِ ادامه دادن. ژانر فانتزی دقیقاً همینجاست که معنای واقعی خودش را نشان میدهد: نه فقط با جادو و هیولا و سرزمینهای ناشناخته، بلکه با ساختن جهانی که به ما یادآوری میکند هنوز هم میشود «امکان» را تصور کرد.
سال ۲۰۲۵ را میتوان یکی از نقاط عطف مهم در مسیر تکامل سینمای فانتزی دانست؛ سالی که چندین اثر کلیدی، فراتر از روایتهای سطحی و صرفاً متکی به جلوههای ویژه، تلاش کردند ساختار ژانر را جدیتر به چالش بکشند. در این سال، مفهوم «دنیاسازی» فقط به طراحی لوکیشن و موجودات خلاصه نشد، بلکه به میدان تازهای برای پرداخت ایدههای فلسفی، اجتماعی و روانشناسانه تبدیل شد؛ آثاری که نشان دادند فانتزی میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم معناآفرین.
در این گزارش تحلیلی، ده اثر فانتزی مهم سال ۲۰۲۵ را مرور میکنیم؛ فیلمهایی که هرکدام به شکلی متفاوت، ترکیبی از نوآوری بصری، پهنهگشایی در قصهگویی و بازخوانی تمهای کلاسیک و کهن فانتزی را ارائه میدهند.
1) فرانکنشتاین (Frankenstein)
«فرانکنشتاین» (Frankenstein) با حضور جیکوب الوردی (Jacob Elordi) و میا گاث (Mia Goth)، بازخوانی تازهای از رمان مشهور مری شلی (Mary Shelley) ارائه میدهد؛ روایتی که در آن مرز میان «علم» و «اخلاق» دوباره تعریف میشود و مسئله خلقت، از یک رویداد ترسناک به یک بحران انسانی بدل میگردد.
از نظر فرمی، فیلم با طراحی تولید دقیق و فضاسازی سنگین، حالوهوایی شبیه یک تئاتر علمی-تخیلیِ تیره و وهمآلود دارد؛ جایی که زیباییشناسی تصویر، همزمان هم جذب میکند و هم پس میزند.
مضمون اصلی فیلم، فقط درباره خلق حیات نیست؛ درباره مسئولیت خالق در برابر مخلوق است، و درباره این پرسش تلخ که «اگر چیزی را به دنیا بیاوری، آیا حق داری رهایش کنی؟»
2) شکارچی: بدلندز (Predator: Badlands)
«شکارچی: بدلندز» (Predator: Badlands) با تکیه بر رگههای ماجراجویی و وحشت فضایی، سعی میکند فراتر از ساختار آشنای اکشنمحورِ سری حرکت کند و به سمت قصهای با درونمایههای جدیتر برود. تمرکز فیلم بر مفهوم تبعید، بقا و اتحادهای غیرمنتظره، به روایت رنگی تازه میدهد و شخصیت شکارچی فضایی را از یک «تهدید صرف» به موجودی پیچیدهتر تبدیل میکند.
3) آرکو (Arco)
«آرکو» (Arco) انیمیشنی است که داستان پسری دوازدهساله از آینده را روایت میکند؛ پسری که به شکلی رازآلود وارد گذشته میشود و درگیر رابطههایی میگردد که مسیر زندگیاش را تغییر میدهند. فیلم، ترکیبی هوشمندانه از «سفر در زمان» (Time Travel) و یک روایت خانوادگی و انسانی است؛ قصهای که به جای پیچیدهنمایی مکانیزم علمی، روی تأثیر انتخابها و پیامدهای آنها تمرکز میکند.
حضور ناتالی پورتمن (Natalie Portman) و مارک رافالو (Mark Ruffalo) در صداپیشگی، وزن هنری اثر را بالا برده و به آن کیفیتی فراتر از یک انیمیشن ساده میدهد.
4) ویکد: برای همیشه (Wicked: For Good)
«ویکد: برای همیشه» (Wicked: For Good) ادامه روایت موزیکال محبوب «ویکد» (Wicked) است؛ اثری که دشمنی و اتحاد میان دو جادوگر جهان اُز (Oz) را با روایتی شاعرانهتر، پیچیدهتر و چندلایهتر ادامه میدهد. بازی آریانا گرانده (Ariana Grande) و سینتیا اریوو (Cynthia Erivo) در کنار طراحی لباس و موسیقی، تجربهای میسازد که هم از نظر تجاری پرقدرت است و هم از نظر احساسی میتواند مخاطب را درگیر کند.
این فیلم در مسیر فانتزی متاژانری (Meta Fantasy) حرکت میکند؛ یعنی جایی که قصه فقط روایت نیست، بلکه بازتابی از نگاه امروز ما به افسانههاست.
5) الترد (Altered)
«الترد» (Altered) داستان دو جوان از حاشیه جامعه است که علیه فساد سیاسی میایستند؛ روایتی که در دل یک فضای فانتزی-تخیلی (Fantasy/Sci-Fi) به مسئلههایی مثل نابرابری ژنتیکی، تبعیض و اخلاق اجتماعی میپردازد. این ترکیب، فیلم را از قالب سرگرمی صرف بیرون میآورد و آن را تبدیل به اثری میکند که میخواهد چیزی بیشتر از هیجان ارائه دهد.
حضور تام فلتون (Tom Felton)، بازیگر نقش دراکو مالفوی در مجموعهی هری پاتر، به فیلم رنگ آشناتری میدهد و میتواند برای مخاطب ایرانی هم جذاب باشد.
6) اترنیتی (Eternity)
«اترنیتی» (Eternity) یک فانتزی انسانمحور است؛ فیلمی درباره انتخاب، حسرت و معنای زندگی پس از مرگ. این اثر با بازی کالوم ترنر (Callum Turner) و الیزابت اولسن (Elizabeth Olsen) در مسیر فانتزی فلسفی حرکت میکند و تلاش دارد مخاطب را نه با حادثه، بلکه با تأمل درگیر کند.
«اترنیتی» از آن فیلمهایی است که بیش از آنکه دنبال شوک باشد، دنبال ایجاد تجربه احساسی عمیق است؛ چیزی شبیه مکث کردن وسط یک زندگی شلوغ، و نگاه کردن به خودِ آدم.
7) ترول ۲ (Troll 2)
«ترول ۲» (Troll 2) داستان گروهی را روایت میکند که وارد جهانی آشفته و سرشار از نیروهای اسطورهای میشوند؛ دنیایی که در آن، افسانهها فقط قصه نیستند و هر قدم، یک تهدید تازه به همراه دارد. فیلم تلاش میکند فانتزی حماسی را با فضای تیرهتر و پرتنشتر ترکیب کند و از کلیشههای سادهسازی شده فاصله بگیرد.
8) آواتار: آتش و خاکستر (Avatar: Fire and Ash)
قسمت جدید مجموعه «آواتار» (Avatar) با عنوان «آتش و خاکستر» (Fire and Ash)، ادامهای است بر حماسه جهانسازی جیمز کامرون (James Cameron)؛ جهانی که بیش از هر چیز، با تصویر و تکنولوژی روایت میشود. اینبار فیلم با تمرکز بر سوگ، فقدان و پیامدهای روانی و فرهنگی آن، تلاش میکند دنیای پاندورا (Pandora) را پیچیدهتر و انسانیتر کند.
طراحی تولید عظیم، استفاده گسترده از موشن کپچر (Motion Capture) و جلوههای بصری سطح بالا، «آواتار» را همچنان در جایگاه یکی از بزرگترین پروژههای علمی-تخیلی نگه میدارد.
9) صد شب قهرمان (100 Nights of Hero)
«صد شب قهرمان» (100 Nights of Hero) یک فانتزی رمانتیک است؛ روایتی عاشقانه که در چارچوب یک قصر دورافتاده و روابط پیچیده انسانی و سیاسی شکل میگیرد. فیلم سعی میکند احساسات را با فضای افسانهای پیوند بزند و در عین حال، تنشهای قدرت و اعتبار را هم وارد داستان کند.
حضور اما کورین (Emma Corrin) و فلیسیتی جونز (Felicity Jones) به اثر رنگ و وزن بیشتری میدهد.
10) واقعیتهای دگرگون (Altered Realities)
«واقعیتهای دگرگون» (Altered Realities) با روایت یک تریلر فراطبیعی (Supernatural Thriller)، تجربهای تیرهتر از فانتزی ارائه میدهد؛ فیلمی که میخواهد مرز بین افسانه، واقعیت و تاریکی روان انسان را مخدوش کند. این اثر از آن فیلمهایی است که به جای تکیه بر جهانهای گسترده، روی اضطراب، تعلیق و فضای ذهنی کار میکند.
حضور بازیگران باسابقهای مثل توبین بل (Tobin Bell) و لنس هنریکسن (Lance Henriksen)، به فیلم حس جدیتری میدهد و آن را به گزینهای قابل توجه برای علاقهمندان فانتزی تاریک و ژانر وحشت نزدیک میکند.
در مجموع، این ده فیلم تنها به نمایش جادوی ظاهریِ فانتزی بسنده نمیکنند؛ بلکه هر کدام به شکلی متفاوت، تلاشی هستند برای تغییر نگاه ما به ژانر. سینمای فانتزی در سال ۲۰۲۵، بیش از همیشه نشان داد که میتواند هم پناه باشد، هم آینه: جایی برای نفس کشیدن، و جایی برای دیدن خودمان، در شکلی دیگر، در جهانی دیگر، اما با همان سؤالهای انسانی.


