در دنیای سینمایی و ادبی پسا-آخرالزمانی، کمتر آثاری به اندازه مجموعهی بازیهای گرسنگی (Hunger Games) توانستهاند هم به عنوان یک روایت نوجوانانه و هم به عنوان نقدی نافذ بر مناسبات قدرت و استبداد اجتماعی بدرخشند. این مجموعه که ریشه در رمانهای نوجوان مؤلفههای کلاسیک با موشکافی تمهای سیاسی و فرهنگی دارد، نه تنها تجربهی خواندن سرگرمکنندهای است، بلکه بستری فراهم میکند تا مخاطب در تقاطع روایی بین ژانرهای دیستوپیایی و درام سیاسی ـ اجتماعی به تأمل بنشیند.
پیشدرآمدی بر جهان پانم و هانگر گیمز
داستانهای مجموعه بازیهای گرسنگی، به قلم سوزان کالینز (Suzanne Collins)، از منظر کتنیس اوردین (Katniss Everdeen) نوجوان 16 ساله روایت میشود؛ دختری از محرومترین بخشهای کشور پانم. پانم که بر ویرانههای قارهی پیشین آمریکای شمالی شکل گرفته، نماد مستبدانهی جامعهیی طبقاتی است. حضور سرمایهداری افسارگسیختهی کاپیتال، 12 منطقهی محروم در پیرامون، رهبری اقتدارگرا به وضوح در میزانسنهای تصویری و تماتیک بازتکرار میشود؛ تضادی که مفهوم سرکوب طبقاتی را میان مخاطب جان میبخشد.

انتخاب کتنیس، پیتا ملارک، هیمیچ ابرناتی، به عنوان نمایندههای مقاومت برابر ظلمهای سیستماتیک، وجوه تماتیک «مقاومت فرد در برابر قدرت استبدادی» را نمایان میسازد.
آلترناتیوهای سیاسی و نگاههای متفاوت به مبارزه بر سر منابع و عدالت به گونهای متقاطع با مضامین نوجوانانه مطرح میشود؛ از الطاف روابط دوستانه، عشق نافرجام، تا تراژدیهای انسانی در صحنهای مملو از خشونت بازیهای گرسنگی.
تماتیک قدرت، خشونت و نقد رسانهای
رمانها و اقتباسهای سینمایی هانگر گیمز بیش از آنکه صرفاً داستان مسابقات مرگبار باشند، نقدی عمیق بر مناسبات قدرت و ابزارهای کنترل است. کالینز بازنمایی خباثت سیاسی دولت کاپیتال را به تصویر میکشد که با بهرهبرداری از رسانهها، توانسته خشونت را به یک نمایش تلویزیونی بدل کند که مخاطبان ولعمند کاپیتال و حتی مناطق فرودست را تسخیر کرده است.
ترکیب تکنیکهای روایت مخالفتآمیز، از جمله توصیفهای خاکستری قهرمانان و ضدقهرمانان، باعث میشود داستان از دوقطبی ساده فاصله بگیرد و در برابر مخاطب یکپارچگی فلسفه قدرت و چگونگی سرکوب را بررسی کند. فرایند بیماریزایی اجتماعی که در قالب تابوی خشونتهای دولتی و موازی آن سرگرمی انبوه ارائه میشود،
بُعد انتقادی، توصیف آن روی دیگر قدرت، پرداختن به هزینههای روانی و فیزیکی مبارزه و تکرار چرخهی خشونت حتی پس از انتقال قدرت، این مجموعه را به یک اثر درخشان ژانر دیستوپیایی تبدیل کرده است.
کارکرد پیشدرآمدهای تازه هانگر گیمز
پس از اتمام داستان اصلی، کالینز با انتشار پیشدرآمدهایی چون بازیهای گرسنگی: تصنیف پرندگان آوازخوان و مارها (The Ballad of Songbirds and Snakes) و طلوعی در روز درو (Sunrise on the Reaping)، عمق تاریخچه سیاسی و روانشناسی شخصیتها بویژه کوریولانوس اسنو یا همان پرزیدنت اسنو را نشان میدهد. این تمدید روایت به ما امکان میدهد تا نگاهی کلاننگر به روند انحطاط قدرت و تمهیدات سیاستمداران برای تثبیت استبداد داشته باشیم. در نتیجه، روایتهای مکمل به مثابه متدولوژیای برای درک بهتر پیچیدگیهای سیاسی روانشناختی اقتدارگرا میشوند و جایگاه شخصیتها را در ماشین سرکوب پانم نشان میدهند.
تأثیر فرهنگی اقتباسهای سینمایی هانگر گیمز
مجموعه فیلمهای اقتباسی بازیهای گرسنگی با بازی جنیفر لارنس در نقش کتنیس، علاوه بر موفقیت تجاری چشمگیر، توانست توجه مخاطبین عام و خاص را به فراسوی سینمای بلاکباستر معمول جلب کند. کارگردانی و فیلمنامهنویسی که به حفظ تمهای سیاسی و نقد اجتماعی وفادار ماندند، مثال بارزی از نحوه تلفیق سینمای هنری-تجاری محسوب میشوند.
موسیقی متن، طراحی صحنه و میزانسنهای کارگردانی، هر یک در خدمت انعکاس فضای سرد و خفقانآور دنیای پانم به کار گرفته شدهاند و به مخاطب حس حضور در محیطی کنترلشده و مخوف را القا میکنند. همچنین، بازی بازیگران با اجرای درخشان و بافت روانشناختی پیچیده کاراکترها، پیچیدگی اخلاقی داستان را تقویت میکند.

در نهایت، مجموعه بازیهای گرسنگی فراتر از یک داستان نوجوانانهی سرگرمکننده است؛ این سری روایتگر مبارزهای انسانی و فلسفی در برابر استبداد، ابزارهای خشونت و نقش رسانهها در شکلدهی افکار عمومی است. بین خطوط داستان، ضمن ارائه پلاتهایی جذاب و هیجانی، تمهیداتی برای تفکر انتقادی مخاطب در مورد حق حیات، خشونت، و در نهایت آزادی وجود دارد.
برای علاقهمندان به سینمای کارگردانمحور و هنری، مطالعه و مشاهده این مجموعه فرصتی است برای تحلیل تمهای عمیق موضوعی و فرمهای روایی که چگونه توانستهاند جایگاه ویژهای در فرهنگ پاپ معاصر کسب کنند.


