اقتباس سینمایی الدن رینگ (Elden Ring) یک قدم دیگر به واقعیت نزدیک شد. طبق گزارشی که از طریق یکی از اعضای گروه تولید منتشر و ساعاتی بعد از شبکههای اجتماعی حذف شد، فیلمبرداری پروژه جدید الکس گارلند (Alex Garland) به پایان رسیده است. هرچند A24 هنوز بهصورت رسمی این خبر را تأیید نکرده، اما با توجه به زمانبندی اعلامشده برای اکران در ۳ مارس ۲۰۲۸، پایان تولید در این مقطع زمانی دور از انتظار نیست.
اما برای کسانی که صدها ساعت در سرزمینهای میانی (The Lands Between) سرگردان بودهاند، خبر پایان فیلمبرداری شاید کماهمیتترین بخش ماجرا باشد. چالش واقعی این اقتباس از همین حالا آغاز میشود؛ زیرا Elden Ring هرگز یک بازی معمولی با داستانی خطی نبوده است.
بزرگترین باس فیلم، مالنیا نیست؛ روایت Elden Ring است
اگر از هر گیمری بپرسید چه چیزی Elden Ring را به یکی از مهمترین بازیهای دهه تبدیل کرد، احتمالاً کمتر کسی ابتدا از مبارزه با مالنیا (Malenia) یا رادان (Starscourge Radahn) نام میبرد. نقطه قوت اصلی بازی، شیوه روایت آن است.
دنیای ساختهشده توسط هیدتاکا میازاکی (Hidetaka Miyazaki) و جرج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin)، داستانش را از طریق کاتسینهای طولانی تعریف نمیکند. بخش بزرگی از روایت در توضیحات آیتمها، معماری محیط، گفتوگوهای کوتاه شخصیتها و مهمتر از همه، کنجکاوی بازیکن پنهان شده است. هر بازیکن، در حقیقت، خودش قطعات این پازل را کنار هم میگذارد.
همین ویژگی، اقتباس سینمایی Elden Ring را به پروژهای بسیار پیچیدهتر از بسیاری از آثار اقتباسی سالهای اخیر تبدیل میکند.
الکس گارلند؛ کارگردانی که زبان بازی را میشناسد
یکی از دلایلی که طرفداران هنوز به این پروژه امیدوارند، حضور الکس گارلند در مقام نویسنده و کارگردان است. گارلند بارها از علاقهاش به Elden Ring صحبت کرده و حتی گفته است برای جلب نظر Bandai Namco، فیلمنامهای حدود ۱۶۰ صفحهای آماده کرده بود.
این موضوع شاید در نگاه اول تنها یک جزئیات پشت صحنه باشد، اما برای گیمرها اهمیت زیادی دارد. اقتباس بسیاری از بازیهای ویدئویی زمانی شکست خورده که سازندگان، جهان بازی را صرفاً مجموعهای از شخصیتها و صحنههای اکشن دیدهاند. گارلند اما بهنظر میرسد با فلسفه روایت آثار فرامسافتور (FromSoftware) آشناست؛ جهانی که بیش از پاسخ دادن، مخاطب را به پرسیدن دعوت میکند.
آیا فیلم مسیر Tarnished را دنبال میکند؟
تا این لحظه، جزئیات داستان فیلم همچنان محرمانه مانده است. همین موضوع باعث شده گمانهزنیهای مختلفی میان طرفداران شکل بگیرد.
آیا فیلم دقیقاً سفر تارنیشد (Tarnished) را روایت خواهد کرد؟ یا گارلند داستانی تازه را در همان جهان خلق میکند؟ هر دو مسیر مزایا و چالشهای خود را دارند.
بازسازی کامل داستان بازی، خطر محدود شدن به مجموعهای از نبردهای بزرگ را به همراه دارد؛ در حالی که خلق داستانی جدید، آزادی بیشتری برای روایت فراهم میکند و در عین حال میتواند رازآلود بودن دنیای Elden Ring را حفظ کند.
بزرگترین آزمون تاریخ A24
در کنار چالشهای روایی، این پروژه از نظر تولید نیز برای A24 اهمیت ویژهای دارد. فیلم با حضور بازیگرانی مانند کیلی اسپینی (Cailee Spaeny)، بن ویشاو (Ben Whishaw)، کیت کانر (Kit Connor)، نیک آفرمن (Nick Offerman) و پیتر سرافینوویچ (Peter Serafinowicz) ساخته میشود و طبق گزارش رسانههای سینمایی، بودجه آن از مرز ۱۰۰ میلیون دلار عبور کرده است؛ رقمی که آن را به بزرگترین پروژه تاریخ این استودیو تبدیل میکند.
برای استودیویی که بیشتر با آثار مستقل و شخصیتمحور شناخته میشود، ورود به دنیایی به عظمت Elden Ring، آزمونی کاملاً متفاوت خواهد بود.
اقتباس Elden Ring نباید فقط یک فیلم اکشن باشد
موفقیت این فیلم تنها به کیفیت جلوههای ویژه یا طراحی باسفایتها وابسته نیست. اگر قرار باشد Elden Ring صرفاً به مجموعهای از مبارزه با موجودات غولآسا تبدیل شود، احتمالاً بخش مهمی از هویت خود را از دست خواهد داد.
آنچه میلیونها بازیکن را شیفته این اثر کرد، فقط شکست دادن باسها نبود؛ بلکه حس کشف، تنهایی، ابهام و کنار هم گذاشتن تکههای داستانی بود که بازی هرگز آنها را بهطور مستقیم توضیح نمیداد.
اگر الکس گارلند بتواند همین حس را به زبان سینما ترجمه کند، اقتباس Elden Ring شاید به الگویی تازه برای اقتباس بازیهای ویدئویی تبدیل شود. اما اگر فیلم تنها به بازسازی صحنههای مشهور بازی بسنده کند، حتی پایان موفق فیلمبرداری نیز تضمینی برای موفقیت آن نخواهد بود.
به همین دلیل، پایان فیلمبرداری را باید آغاز مهمترین مرحله این پروژه دانست؛ مرحلهای که در آن مشخص میشود آیا یکی از پیچیدهترین جهانهای خلقشده در صنعت بازی، میتواند همان جادوی خود را روی پرده سینما نیز تکرار کند یا خیر.


