سهگانه بازسازی فاینال فانتزی ۷ (Final Fantasy VII) از همان قسمت نخست نشان داد که قرار نیست صرفا نسخهای مدرنتر از بازی کلاسیک سال ۱۹۹۷ باشد. تغییر بعضی رویدادها، سرنوشت متفاوت برخی شخصیتها و گسترش جهان داستانی باعث شده طرفداران از مدتها قبل درباره مقصد نهایی این روایت و ارتباط آن با دیگر آثار مجموعه گمانهزنی کنند.
حالا صحبتهای تازه نائوکی هاماگوچی (Naoki Hamaguchi)، کارگردان قسمت سوم، دوباره این بحث را جدیتر کرده است. تیم سازنده هنگام شکل دادن به پایان سهگانه، تنها بازی اصلی را در نظر ندارد و مجموعه گستردهتری از آثاری که طی سالها جهان فاینال فانتزی ۷ را شکل دادهاند نیز میتوانند در روایت نهایی اهمیت داشته باشند.
این موضوع آثاری مانند کرایسیس کور (Crisis Core)، دیرج آو سربروس (Dirge of Cerberus) و فیلم ادونت چیلدرن (Advent Children) را دوباره در مرکز توجه قرار داده و این پرسش را به وجود آورده است که فاینال فانتزی ۷ رولیشن (Final Fantasy VII Revelation) تا چه اندازه قرار است داستانهای پراکنده این جهان را در پایان سهگانه به یکدیگر متصل کند.
اسپینآفهای فاینال فانتزی ۷ چرا اهمیت دارند؟
داستان فاینال فانتزی ۷ طی نزدیک به سه دهه به بازی اصلی محدود نمانده است. اسکوئر انیکس (Square Enix) با پروژهای که با نام کامپلیشن آو فاینال فانتزی ۷ (Compilation of Final Fantasy VII) شناخته میشود، گذشته و آینده شخصیتهای مختلف این جهان را در چند بازی، فیلم و اثر جانبی گسترش داده است.
یکی از مهمترین این آثار، کرایسیس کور است که داستان زک فیر (Zack Fair) را پیش از وقایع بازی اصلی روایت میکند. زک نه تنها ارتباط نزدیکی با کلود استرایف (Cloud Strife) دارد، بلکه گذشته او نقشی اساسی در درک هویت واقعی کلود و اتفاقاتی دارد که پیش از آغاز داستان اصلی رخ دادهاند.
اهمیت این بازی در سهگانه جدید حتی بیشتر شده است. زک در ریمیک و به خصوص ریبرث نقشی بسیار پررنگتر از چیزی دارد که بازیکنان نسخه سال ۱۹۹۷ انتظار داشتند و همین موضوع باعث شده کرایسیس کور برای فهم بعضی اتفاقات روایت جدید اهمیت بیشتری پیدا کند.
در طرف دیگر، دیرج آو سربروس قرار دارد. این بازی که داستان آن پس از اتفاقات نسخه اصلی جریان دارد، بیشتر بر وینسنت ولنتاین (Vincent Valentine) تمرکز میکند و سازمان دیپگراند (Deepground) و شخصیتهایی مانند وایس (Weiss) و نیرو (Nero) را گسترش میدهد.
این بخش از جهان فاینال فانتزی ۷ نیز پیش از قسمت سوم وارد سهگانه ریمیک شده است. وایس و نیرو در محتوای اینترمیشن (INTERmission) حضور داشتند و نشان دادند که تیم سازنده از استفاده مستقیم از عناصر دیرج آو سربروس ابایی ندارد.
ادونت چیلدرن نیز بخش دیگری از این مجموعه بزرگ است. داستان این فیلم پس از وقایع بازی اصلی اتفاق میافتد و جهانی را نشان میدهد که هنوز با پیامدهای نبرد کلود و سفیروث (Sephiroth) دست و پنجه نرم میکند. بنابراین وقتی سازندگان از در نظر گرفتن مجموعه گسترده فاینال فانتزی ۷ صحبت میکنند، ارتباط احتمالی قسمت پایانی با این فیلم نیز اهمیت زیادی پیدا میکند.
قرار نیست تمام این داستانها دوباره روایت شوند
صحبت درباره استفاده از عناصر آثار جانبی را نباید به این معنا برداشت کرد که رولیشن قرار است داستان کرایسیس کور، دیرج آو سربروس و ادونت چیلدرن را یک بار دیگر از ابتدا تعریف کند.
آنچه تاکنون از رویکرد سهگانه دیدهایم بیشتر به استفاده انتخابی و بازتعریف عناصر این آثار شباهت دارد. شخصیتها، سازمانها و مفاهیمی از آثار جانبی وارد روایت جدید شدهاند، اما جایگاه آنها متناسب با ساختار سهگانه تغییر کرده است.
به همین دلیل احتمالا قسمت سوم نیز مسیر مشابهی را ادامه خواهد داد. بعضی عناصر میتوانند مستقیما وارد داستان شوند، برخی تنها به شکل اشاره یا ارتباط روایی حضور داشته باشند و تعدادی نیز ممکن است با کارکردی متفاوت نسبت به نسخه اصلی خود بازگردند.
این مسئله به خصوص درباره دیرج آو سربروس جذاب است. حضور وینسنت در ریبرث زمینه بسیار مناسبی برای پرداخت گستردهتر گذشته او ایجاد کرده و قسمت سوم میتواند فرصت بیشتری برای بررسی ارتباط او با هوژو (Hojo)، لوکریسیا (Lucrecia) و آزمایشهایی فراهم کند که سرنوشتش را تغییر دادند.
آیا جنسیس هم بازمیگردد؟
یکی از بزرگترین بحثهایی که دوباره میان طرفداران شکل گرفته، احتمال حضور جنسیس راپسودوس (Genesis Rhapsodos) است.
جنسیس یکی از شخصیتهای مهم کرایسیس کور محسوب میشود و ارتباط نزدیکی با گذشته سفیروث، زک و پروژههای شینرا (Shinra) دارد. از طرف دیگر، حضور کوتاه او در پایان مخفی دیرج آو سربروس باعث شده جایگاه نهایی این شخصیت در جهان فاینال فانتزی ۷ سالها به یکی از پرسشهای بدون پاسخ طرفداران تبدیل شود.
در هفتههای اخیر نیز فعالیت تازه گکت (Gackt)، هنرمند ژاپنی که ظاهر و اجرای جنسیس بر اساس او شکل گرفته، بار دیگر به گمانهزنیها درباره بازگشت این شخصیت دامن زده است.
با این حال، در حال حاضر حضور جنسیس در رولیشن رسما تأیید نشده است. بنابراین هرگونه ادعا درباره نقش او در داستان قسمت سوم فعلا باید در حد تئوری طرفداران باقی بماند.
اگر جنسیس واقعا به داستان بازگردد، قسمت سوم میتواند یکی از قدیمیترین خطوط داستانی ناتمام کامپلیشن را دوباره زنده کند. البته چنین تصمیمی چالش بزرگی نیز برای سازندگان خواهد بود، زیرا بسیاری از بازیکنان سهگانه جدید شناخت چندانی از این شخصیت ندارند و داستان باید بدون وابستگی اجباری به تجربه کرایسیس کور یا دیرج آو سربروس قابل فهم باقی بماند.
بزرگترین چالش رولیشن، جمع کردن تمام این خطوط داستانی است
ریمیک و ریبرث تعداد زیادی پرسش تازه ایجاد کردهاند. وضعیت زک، سرنوشت اریث گینزبورو (Aerith Gainsborough)، ماهیت جهانهای مختلفی که در ریبرث مشاهده کردیم و هدف نهایی سفیروث همگی باید در قسمت سوم به نتیجه برسند.
در کنار تمام این موارد، داستان اصلی هنوز بخشهای بسیار مهمی برای روایت دارد. بازیکنان باید به مکانهایی مانند راکت تاون (Rocket Town) و ووتای (Wutai) بروند و بخشهای مهمی از گذشته کلود، سفیروث و دیگر شخصیتها نیز هنوز باقی مانده است.
اضافه کردن عناصر آثار جانبی به چنین روایت شلوغی میتواند هم یکی از نقاط قوت رولیشن باشد و هم به یکی از بزرگترین مشکلات آن تبدیل شود.
اگر تیم سازنده بتواند این عناصر را به شکل طبیعی در داستان قرار دهد، قسمت سوم فرصتی دارد تا کاملترین تصویر از جهان فاینال فانتزی ۷ را ارائه دهد. اما اگر هر شخصیت و خط داستانی صرفا برای ارجاع دادن به یکی از آثار قدیمی وارد بازی شود، نتیجه میتواند بیش از حد پیچیده و پراکنده باشد.
آیا رولیشن قرار است پایان تمام فاینال فانتزی ۷ باشد؟
شاید جذابترین بخش ماجرا همین پرسش باشد.
سهگانه ریمیک از ابتدا رابطه عجیبی با نسخه کلاسیک داشته است. بعضی اتفاقات تقریبا بدون تغییر بازسازی شدهاند و برخی دیگر مسیر کاملا متفاوتی پیدا کردهاند. ریبرث این ابهام را حتی بیشتر کرد و مرز میان سرنوشت از پیش تعیین شده و امکان تغییر آن را به یکی از موضوعات اصلی داستان تبدیل کرد.
به همین دلیل، استفاده از کرایسیس کور، دیرج آو سربروس و ادونت چیلدرن میتواند معنایی فراتر از چند ارجاع ساده داشته باشد. قسمت سوم این فرصت را دارد که خطوط داستانی پراکندهای را که از سال ۱۹۹۷ تاکنون در بازیها و آثار مختلف شکل گرفتهاند، در قالب یک روایت منسجمتر کنار یکدیگر قرار دهد.
اما فعلا دلیلی وجود ندارد که انتظار چند پایان، پایانهای وابسته به انتخاب بازیکن یا شاخههای داستانی متفاوت را داشته باشیم. چنین مواردی هنوز از سوی اسکوئر انیکس تأیید نشدهاند و بهتر است میان اطلاعات رسمی و تئوریهای طرفداران تفاوت قائل شویم.
آنچه میدانیم این است که رولیشن قسمت پایانی سهگانه ریمیک خواهد بود و سازندگان برای پایان دادن به داستان کلود و همراهانش، میراث گسترده فاینال فانتزی ۷ را نادیده نگرفتهاند.
حالا پرسش اصلی این است که این میراث تا چه اندازه وارد داستان خواهد شد. آیا شخصیتهایی مانند جنسیس دوباره ظاهر میشوند؟ آیا سرانجام ارتباط روشنتری میان سهگانه جدید و ادونت چیلدرن شکل میگیرد؟ و مهمتر از همه، آیا تیم سازنده میتواند تمام خطوط داستانی ریمیک، ریبرث و آثار جانبی را در یک پایان رضایتبخش جمع کند؟
پاسخ این پرسشها احتمالا تعیین خواهد کرد که رولیشن فقط پایان یک سهگانه باشد یا به نقطه پایانی برای نزدیک به سه دهه داستانگویی در جهان فاینال فانتزی ۷ تبدیل شود.


