صفحه اصلی > سریال و خاندان اژدها : چرا ایگان تارگرین قربانی روایت سریال خاندان اژدها شد؟

چرا ایگان تارگرین قربانی روایت سریال خاندان اژدها شد؟

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های خاندان اژدها (House of the Dragon)، روایت جنگی است که در آن مرز میان حق و باطل چندان روشن نیست. رقص اژدهایان (Dance of the Dragons) بیش از آنکه نبرد قهرمانان و شرورها باشد، داستان فروپاشی خاندان تارگرین از درون است؛ خانواده‌ای که اعضایش در جدال بر سر تاج‌وتخت، قدم‌به‌قدم یکدیگر را به سمت نابودی می‌کشانند. با این حال، نحوه معرفی ایگان تارگرین (Aegon Targaryen) در فصل اول باعث شد این تعادل خیلی زود به هم بخورد.

مشکل این نیست که ایگان باید شخصیت خوبی می‌بود. جهان جرج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin) پر از شخصیت‌هایی است که نمی‌توان به‌سادگی آن‌ها را خوب یا بد نامید. مشکل اینجاست که خاندان اژدها پیش از آنکه فرصت کافی برای شناخت ایگان به مخاطب بدهد، تاریک‌ترین جنبه‌های شخصیت او را برجسته کرد. زمانی که تام گلین-کارنی (Tom Glynn-Carney) برای اولین بار نسخه بزرگسال ایگان را بازی می‌کند، خیلی زود با رفتارهای آزاردهنده و گذشته مسئله‌دار او روبه‌رو می‌شویم. در نتیجه، مخاطب پیش از آنکه ترس‌ها، ضعف‌ها، رابطه پیچیده‌اش با خانواده و بی‌میلی اولیه‌اش نسبت به تاج‌وتخت را بشناسد، درباره او قضاوت کرده است.

این تصمیم زمانی مشکل‌سازتر می‌شود که ایگان یکی از دو مدعی اصلی تاج‌وتخت است. اگر هدف سریال نمایش تراژدی خانواده‌ای باشد که هر دو سوی آن در شکل‌گیری جنگ سهم دارند، منطقی است که مخاطب بتواند انگیزه‌ها و تناقض‌های هر دو طرف را درک کند. اما فصل اول کفه ترازو را خیلی زود به نفع رینیرا تارگرین (Rhaenyra Targaryen) سنگین کرد و بعد از آن، هر تلاش برای انسانی‌تر کردن ایگان مجبور شد با تصویری رقابت کند که قبلاً در ذهن مخاطب تثبیت شده بود.

Aegon Targaryen sitting at a table and holding a knife in House of the Dragon

ایگان وقتی جذاب‌تر شد که دیگر برای تغییر نگاه مخاطب دیر شده بود

تناقض اصلی اینجاست که ایگان در ادامه به یکی از شخصیت‌های جذاب‌تر سریال تبدیل شد. فصل دوم فضای بیشتری در اختیار بازیگر این نقش قرار داد تا پشت رفتارهای بی‌مسئولانه ایگان، شخصیتی ناامن و تشنه تأیید را نشان دهد. او برای پادشاه بودن تربیت نشده، احترام خانواده‌اش را ندارد و ناگهان در موقعیتی قرار گرفته که از نظر روانی و سیاسی آمادگی آن را ندارد. سوگواری او برای پسرش، تلاش‌های ناشیانه‌اش برای اثبات خود به‌عنوان پادشاه و رابطه‌اش با سان‌فایر (Sunfyre)، ابعادی از شخصیت را نشان دادند که در معرفی اولیه کمتر فرصت دیده شدن داشتند.

این لایه‌های تازه قرار نیست گذشته ایگان را پاک کنند یا او را به شخصیتی مثبت تبدیل کنند. اتفاقاً جذابیت شخصیت در همین تناقض است. مخاطب می‌تواند تصمیم‌های ایگان را محکوم کند و همزمان تنهایی، احساس حقارت یا اندوه او را بفهمد. قابل فهم بودن یک شخصیت با بخشیدن او تفاوت دارد و خاندان اژدها زمانی بهترین استفاده را از ایگان می‌کند که همین فاصله را حفظ کند.

مقایسه با جیمی لنیستر (Jaime Lannister) در بازی تاج و تخت (Game of Thrones) این تفاوت را بهتر نشان می‌دهد. جیمی هم با تصویری بسیار منفی وارد داستان شد، اما سریال به مرور اطلاعاتی درباره گذشته، انگیزه‌ها و تناقض‌های او ارائه کرد که نگاه مخاطب را پیچیده‌تر می‌کرد. ایگان ظرفیت مشابهی دارد، با این تفاوت که سریال از ابتدا برخی از تاریک‌ترین ویژگی‌های او را چنان قطعی نمایش داده که تغییر رابطه مخاطب با شخصیت دشوارتر شده است.

Sunfyre and Aegon Targaryen in House of the Dragon Season 3 Episode 4

تفاوت مهم سریال با آتش و خون

این مسئله هنگام مقایسه با آتش و خون (Fire & Blood) اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کتاب مارتین مانند یک رمان معمولی نوشته نشده و شکل یک تاریخ‌نگاری خیالی را دارد. بسیاری از اتفاقات توسط منابعی روایت می‌شوند که با یکدیگر اختلاف دارند و خواننده همیشه نمی‌تواند مطمئن باشد حقیقت دقیقاً چیست. همین ابهام یکی از نقاط قوت داستان رقص اژدهایان است.

اقتباس تلویزیونی ناچار است بسیاری از این روایت‌های متناقض را به اتفاقات مشخص تبدیل کند. وقتی چیزی مستقیماً روی صفحه نمایش داده می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را شایعه یا روایت جانبدارانه یکی از تاریخ‌نگاران دانست. در مورد ایگان، بعضی از انتخاب‌های سریال تصویری قطعی‌تر و منفی‌تر از شخصیت ساخته‌اند و همین موضوع بخشی از ابهام اخلاقی موجود در منبع اصلی را کاهش داده است.

با این حال، سریال برای حل این مشکل نیازی به ساختن یک مسیر رستگاری برای ایگان ندارد. حتی شاید تلاش برای چنین کاری اشتباه باشد. مسیر جذاب‌تر این است که اجازه دهد تناقض‌های او باقی بمانند. ایگان می‌تواند پادشاهی ناکارآمد و انسانی آسیب‌دیده باشد؛ می‌تواند تصمیم‌های وحشتناکی بگیرد و همزمان قربانی خانواده‌ای باشد که بدون آمادگی او را به سمت تاج‌وتخت هل داده است. چنین شخصیتی لازم نیست دوست‌داشتنی باشد تا تماشای سرنوشتش جذاب بماند.

مشکل اصلی خاندان اژدها با ایگان تارگرین این نیست که او بیش از حد شخصیت تاریکی دارد؛ مشکل این است که سریال خیلی زود تصمیم گرفت مخاطب ابتدا کدام بخش از او را ببیند. بازی تام گلین-کارنی ثابت کرده که ایگان ظرفیت تبدیل شدن به یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های رقص اژدهایان را دارد، اما هر لایه تازه‌ای که سریال به او اضافه می‌کند همچنان باید با همان تصویر اولیه رقابت کند.

Aegon House of the Dragon

در نهایت، شاید بهترین کاری که خاندان اژدها می‌تواند انجام دهد این نباشد که نظر مخاطب را درباره ایگان تغییر دهد. کافی است نشان دهد چرا او به چنین شخصیتی تبدیل شده است. چون برای ساختن یک شخصیت خاکستری، لازم نیست مخاطب طرف او را بگیرد؛ کافی است بتواند بفهمد چگونه به نقطه‌ای رسیده که اکنون در آن ایستاده است.



رادین کاظمی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید