صفحه اصلی > انیمه : نقد فصل اول انیمه‌ی شبح درون پوسته

نقد فصل اول انیمه‌ی شبح درون پوسته

نقد فصل اول Ghost in the Shell؛ نوستالژی و جلوه به‌جای یکدستی

فصل اول شبح درون پوسته (Ghost in the Shell)، ساخته استودیوی ساینس سارو (Science SARU)، از چند هفته پیش روی پرایم ویدیو منتشر شده و شاید بتوان آن را یکی از بی‌پرده‌ترین اقتباس‌های این فرنچایز از مانگای سال ۱۹۸۹ ماسامونه شیرو دانست. این فصل در ده قسمت، مأموریت‌های بخش امنیت عمومی ۹ و فرمانده میدانی آن، موتوکو کوسانگی (Motoko Kusanagi)، را دنبال می‌کند و جهانی سایبرپانکی می‌سازد که در بهترین لحظاتش چشم‌نواز و پرجزئیات است، اما همیشه نمی‌تواند همین کیفیت را حفظ کند.

مشکل اصلی فصل اول نه ایده‌ها و نه حتی اکشن آن، بلکه ناهماهنگی لحن است. سریال مدام میان اکشن، درام و طنز جابه‌جا می‌شود و این ترکیب همیشه به نفع روایت تمام نمی‌شود. بعضی شوخی‌ها درست در لحظاتی وارد داستان می‌شوند که سریال به فضایی جدی‌تر نیاز دارد و به‌جای ایجاد تنوع، ریتم و تأثیر صحنه را از بین می‌برند.

در نتیجه شبح درون پوسته با وجود تمام ایده‌های جذاب و هویت بصری متفاوتش، در این ده قسمت تجربه‌ای یکدست ارائه نمی‌دهد؛ سریالی که گاهی دقیقاً می‌داند می‌خواهد چه باشد و گاهی با یک شوخی نابجا، همان فضایی را که ساخته از دست می‌دهد.

طنزی که همیشه به نفع سریال نیست

لحظات طنز شبح درون پوسته اغلب به قیمت شخصیت‌پردازی اعضای بخش امنیت عمومی ۹ تمام می‌شوند. بعضی شوخی‌ها آن‌ها را کم‌دقت‌تر و دست‌وپاچلفتی‌تر از چیزی نشان می‌دهند که از یک تیم عملیاتی حرفه‌ای انتظار داریم و همین موضوع باورپذیری صحنه‌های جدی‌تر را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.

با این حال، وقتی طنز از دل رابطه شخصیت‌ها شکل می‌گیرد، نتیجه کاملاً متفاوت است. لبخند کوسانگی بعد از بردن شرطی که با دوست‌پسرش بر سر زودتر رسیدن تیم بسته، یا بگومگوهای دوستانه او با باتو (Batou) با صداپیشگی هیروکی یاسوموتو (Hiroki Yasumoto)، از لحظاتی هستند که شخصیت‌ها را زنده‌تر می‌کنند. اینجا طنز نه مزاحم داستان، بلکه بخشی طبیعی از رابطه میان اعضای تیم است.

موتوکو کوسانگی در بار با لیوان کوکتل لبخند می‌زند
لحظات آرام و پرشوخی کوسانگی از بهترین بخش‌های فصل اول‌اند

اکشن؛ جایی که شبح درون پوسته می‌درخشد

در بخش اکشن، شبح درون پوسته بسیار مطمئن‌تر ظاهر می‌شود. هر زمان اعضای بخش امنیت عمومی ۹ وارد نبرد می‌شوند، توان انیمیشن‌سازی ساینس سارو خودش را نشان می‌دهد و صحنه‌ها با سرعت و انرژی بالایی پیش می‌روند.

کوسانگی به‌خصوص در این لحظات یکی از نقاط قوت سریال است. ترکیب سرعت، قدرت و مهارت او مبارزاتی می‌سازد که هم از نظر بصری جذاب‌اند و هم به‌خوبی نشان می‌دهند چرا او فرمانده میدانی این تیم است.

کوسانگی با زره رزمی در حال نبرد با جمعیتی خشمگین با سلاح میله‌ای
صحنه‌های نبرد، جایی است که انیمیشن Science SARU بیشترین درخشش را دارد

وقتی شبح درون پوسته سراغ سؤال‌های بزرگ‌تر می‌رود

فرنچایز شبح درون پوسته از زمان فیلم سینمایی سال ۱۹۹۵، بیش از اکشن صرف با پرسش‌هایش درباره هویت، آگاهی و مرز میان انسان و ماشین شناخته شده است. نسخه ساینس سارو شاید به اندازه بعضی اقتباس‌های قبلی در این مضامین عمیق نشود، اما هر زمان به سراغشان می‌رود، برخی از بهترین لحظات فصل را می‌سازد.

تعامل کوسانگی با پاپت مستر (Puppet Master) مرموز، با صداپیشگی کیکوکو اینوئه (Kikuko Inoue)، یکی از همین نمونه‌هاست. گفت‌وگوهای این دو فرصتی برای نمایش جنبه متفکرتر کوسانگی فراهم می‌کند؛ شخصیتی که درباره ماهیت وجود و هویت خودش سؤال دارد.

مشکل اینجاست که شخصیت‌پردازی کوسانگی در تمام فصل به همین اندازه یکدست نیست. فاصله میان کوسانگی این صحنه‌ها و نسخه‌ای که در بعضی لحظات طنز می‌بینیم، آن‌قدر زیاد می‌شود که گاهی احساس می‌کنیم با دو برداشت متفاوت از یک شخصیت روبه‌رو هستیم.

طراحی دهه ۸۰ که همیشه به نفع سریال نیست

از نظر بصری، شبح درون پوسته بیشتر اوقات عملکرد خوبی دارد. ساینس سارو عناصر مختلف این دنیای سایبرپانکی را با سبک خاص خودش ترکیب کرده و نتیجه در بسیاری از صحنه‌ها چشم‌نواز است. انیمیشن روان، نورپردازی قوی و قاب‌بندی‌های پویا به‌خصوص در لحظات مهم فصل خودشان را نشان می‌دهند.

البته این سبک همیشه بی‌نقص نیست. بعضی صحنه‌ها بیش از حد شلوغ می‌شوند و جزئیات فراوان تصویر تمرکز را از اتفاق اصلی می‌گیرند، اما این لحظات آن‌قدر زیاد نیستند که کیفیت بصری کلی فصل را زیر سؤال ببرند.

دختری با چشم مکانیکی در حال نشانه‌گیری با سلاح چندلوله در دل کوهستان
طراحی جهان سایبرپانکی فصل اول، ترکیبی از رنگ و کهنگی منبع ۸۹ است

فصل اول شبح درون پوسته اقتباسی پرانرژی و از نظر بصری جذاب است که در بهترین لحظاتش نشان می‌دهد ساینس سارو چه ظرفیت خوبی برای بازآفرینی این دنیا دارد. اکشن روان، طراحی بصری متفاوت و لحظاتی که سریال سراغ پرسش‌های فلسفی آشنای این فرنچایز می‌رود، از نقاط قوت اصلی آن هستند.

در مقابل، ناهماهنگی لحن، شوخی‌های نابجا و شخصیت‌پردازی نه‌چندان یکدست باعث می‌شوند فصل اول هیچ‌وقت به تمام ظرفیتش نرسد. نتیجه سریالی است که لحظات درخشان کم ندارد، اما هنوز برای پیدا کردن تعادل میان اکشن، طنز و مضامین جدی‌تر شبح درون پوسته راه دارد.

هانا میرزایی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید