صفحه اصلی > سینما : بلندی‌های بادگیر امرالد فنل؛ اقتباسی پرزرق‌وبرق و بحث‌برانگیز از یک تراژدی ادبی

بلندی‌های بادگیر امرالد فنل؛ اقتباسی پرزرق‌وبرق و بحث‌برانگیز از یک تراژدی ادبی

جدیدترین اقتباس سینمایی از رمان بلندی‌های بادگیر (Wuthering Heights) نوشته امیلی برونته (Emily Brontë)، به کارگردانی امرالد فنل (Emerald Fennell)، از زمان اکرانش در فوریه ۲۰۲۶ با واکنش‌های متفاوت و گاه متضاد منتقدان روبه‌رو شده است. این فیلم با بازی مارگو رابی (Margot Robbie) در نقش کاترین ارنشاو (Catherine Earnshaw)، جیکوب الوردی (Jacob Elordi) در نقش هیتکلیف (Heathcliff) و هونگ چاو (Hong Chau) در نقش نلی دین (Nelly Dean)، تلاشی تازه برای بازخوانی یکی از تیره‌ترین و پیچیده‌ترین عاشقانه‌های تاریخ ادبیات محسوب می‌شود.

بازگشت به بلندی‌های بادگیر، یک تراژدی ویرانگر

داستان بلندی‌های بادگیر در دشت‌های بادخیز یورکشایر (Yorkshire Moors) می‌گذرد؛ جایی که آقای ارنشاو (Mr. Earnshaw) پسری یتیم را به خانه می‌آورد و دخترش کاترین نام «هیتکلیف» را برای او انتخاب می‌کند. رابطه این دو کودک به‌تدریج به پیوندی عاطفی، پرتنش و وابسته تبدیل می‌شود؛ عشقی که نه آرامش‌بخش است و نه رهایی‌بخش، بلکه به مسیری از حسادت، انتقام و خودویرانگری ختم می‌شود.

در اقتباس فنل، مانند بسیاری از نسخه‌های پیشین، تنها نیمه نخست رمان مبنا قرار گرفته و بخش مربوط به نسل بعدی حذف شده است. تمرکز فیلم بر رابطه کاترین و هیتکلیف در کودکی و بزرگسالی است؛ رابطه‌ای که پس از ازدواج کاترین با ادگار لینتون (Edgar Linton) وارد مرحله‌ای ویرانگرتر می‌شود. بازگشت هیتکلیفِ ثروتمند و دگرگون‌شده، موتور اصلی انتقام را روشن می‌کند و داستان را به سمت فروپاشی کامل پیش می‌برد.

جهان بصری؛ تجربه‌ای حسی و اغراق‌شده

بخش قابل‌توجهی از تحسین‌های منتقدان متوجه کیفیت بصری فیلم است. فیلم‌برداری لینوس سندگرن (Linus Sandgren) با استفاده از نگاتیو ۳۵ میلی‌متری، بافتی کلاسیک اما هم‌زمان مدرن به تصویر داده است. پالت رنگی فیلم با تأکید بر سیاه، سفید، قرمز و خاکستری‌های مه‌آلود، فضایی گوتیک خلق می‌کند که برخی آن را در امتداد حال‌وهوای آثار رابرت اگرز (Robert Eggers) و حتی گیرمو دل‌تورو (Guillermo del Toro) دانسته‌اند.

طراحی صدا و موسیقی نیز نقشی کلیدی در شکل‌گیری این فضای حسی دارد. موسیقی متن ترکیبی از قطعات ارکسترال آنتونی ویلیس (Anthony Willis) و آثار مدرن چارلی ایکس‌سی‌ایکس (Charli XCX) است؛ تلفیقی که از نظر برخی منتقدان جسورانه و هماهنگ با لحن کارگردان است و از نظر برخی دیگر، ناهماهنگ با فضای تاریخی داستان.

روایت آزاد و فاصله از متن اصلی

یکی از نقاط اختلاف میان منتقدان، میزان وفاداری فیلم به رمان برونته است. در رمان، کاترین و هیتکلیف بیش از هر چیز قربانی خصلت‌های مخرب خود هستند؛ خودخواهی، غرور و ناتوانی در پذیرش واقعیت. اما در این اقتباس، برخی تغییرات روایی باعث شده نقش عوامل بیرونی در جدایی و سقوط آن‌ها پررنگ‌تر شود. این تصمیم از نگاه برخی منتقدان، از پیچیدگی اخلاقی داستان کاسته و آن را به تراژدی‌ای نزدیک‌تر به الگوی رومئو و ژولیت (Romeo and Juliet) ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) تبدیل کرده است.

در مقابل، گروهی دیگر معتقدند فنل آگاهانه از بازسازی صرف فاصله گرفته و به‌جای وفاداری خط‌به‌خط، تلاش کرده تجربه‌ای سینمایی مستقل خلق کند؛ تجربه‌ای که بر حس، فضا و اغراق عاطفی تکیه دارد.

بازی‌ها؛ میان شور و فاصله عاطفی

شیمی میان مارگو رابی و جیکوب الوردی یکی از نقاطی است که اغلب نقدها به آن اشاره کرده‌اند. بسیاری اجرای الوردی را حامل نوعی خشم فروخورده و آسیب‌پذیری توأمان دانسته‌اند که به شخصیت هیتکلیف بُعد می‌دهد. در مقابل، برخی منتقدان معتقدند تمرکز فیلم بر جلوه‌های بصری و شوک‌های حسی باعث شده پیوند عاطفی میان شخصیت‌ها برای تماشاگر به‌اندازه کافی شکل نگیرد.

در مجموع، بازی‌ها تحسین شده‌اند، اما درباره میزان عمق احساسی روایت اتفاق نظر وجود ندارد.

نگاه منتقدان؛ از ستایش جسارت تا انتقاد از سطحی‌سازی

واکنش‌ها به فیلم طیفی گسترده داشته است. برخی آن را اقتباسی جسورانه، زیباشناختی و متفاوت دانسته‌اند که مرزهای اقتباس ادبی را گسترش می‌دهد. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند فیلم بیش از حد بر جلوه‌های بصری، لحن اغواگرایانه و زیبایی‌شناسی معاصر تکیه دارد و از خشونت عاطفی و بی‌رحمی خام رمان فاصله گرفته است.

پبرخی منتقدان حتی آن را اثری «خوش‌ساخت اما بیش‌ازحد آراسته» توصیف کرده‌اند؛ فیلمی که در قاب‌بندی و طراحی صحنه درخشان است اما در بازآفرینی روح سرکش و بی‌مهار اثر اصلی به نتیجه‌ای یکدست نمی‌رسد.

جایگاه ادبی بلندی‌های بادگیر

رمان امیلی برونته که نخستین‌بار در سال ۱۸۴۷ منتشر شد، در زمان خود با واکنش‌های تند و منفی روبه‌رو شد. بسیاری آن را اثری خشن، غیرمتعارف و حتی «غیراخلاقی» توصیف کردند. با این حال، در گذر زمان، بلندی‌های بادگیر به یکی از ستون‌های ادبیات انگلیسی تبدیل شد؛ اثری که با ساختار روایی چندلایه، راویان غیرقابل اعتماد و شخصیت‌هایی فاقد قهرمان‌پردازی کلاسیک، مرزهای رمان عاشقانه را جابه‌جا کرد.

عشق در این رمان نه رمانتیک و آرمانی، بلکه ویرانگر، وسواس‌گونه و آمیخته با میل به تملک است. پیوند کاترین و هیتکلیف بیش از آنکه رابطه‌ای عاشقانه باشد، نوعی هم‌ذات‌پنداری هویتی است؛ جمله معروف کاترین که می‌گوید «من هیتکلیفم» (I am Heathcliff) نشان‌دهنده همین درهم‌تنیدگی هویتی است. همین ویژگی‌ها باعث شده اقتباس کامل و وفادارانه از این اثر همواره چالش‌برانگیز باشد.

نسخه امرالد فنل (Emerald Fennell) از بلندی‌های بادگیر (Wuthering Heights) را می‌توان اقتباسی مؤلف‌محور دانست که بیش از بازسازی تاریخی، به خلق تجربه‌ای حسی و معاصر علاقه دارد. فیلم از نظر بصری چشمگیر و از نظر اجرا قابل‌توجه است، اما درباره میزان وفاداری به روح رمان و عمق عاطفی روایت، دیدگاه‌ها متفاوت باقی مانده است.

چه آن را تفسیری جسورانه بدانیم و چه برداشتی که در زرق‌وبرق خود از خشونت ادبی اثر فاصله گرفته، این اقتباس تازه بار دیگر نشان می‌دهد که داستان کاترین ارنشاو و هیتکلیف همچنان پس از نزدیک به دو قرن، ظرفیت تفسیر و مناقشه دارد.

برچسب ها :

پرستو ساران

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید