صفحه اصلی > کتاب : چرا گرالت اسب‌هایش را همیشه روچ صدا می‌زند؟

چرا گرالت اسب‌هایش را همیشه روچ صدا می‌زند؟

چرا گرالت اسب‌هایش را همیشه روچ صدا می‌زند؟

سال‌هاست یکی از سؤال‌های بامزه دنیای ویچر (The Witcher) این است که چرا گرالت از ریویا (Geralt of Rivia) تقریباً هر اسبی را که صاحب می‌شود روچ (Roach) صدا می‌کند. حالا جدیدترین رمان آندژی ساپکوفسکی (Andrzej Sapkowski) بالاخره ما را به جایی می‌برد که ظاهراً همه‌چیز از آن شروع شده؛ و جواب به یک اسب‌فروش و یک شوخی درباره ماهی‌ها برمی‌گردد.

جلد نسخه‌ی انگلیسی رمان تقاطع کلاغ‌ها اثر آندژی ساپکوفسکی

تقاطع کلاغ‌ها (Crossroads of Ravens) نخست در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۴، برابر با ۹ آذر ۱۴۰۳، به زبان لهستانی منتشر شد و ترجمه انگلیسی دیوید فرنچ (David French) در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵، برابر با ۸ مهر ۱۴۰۴، به بازار رسید. این کتاب با وجود اینکه تازه‌ترین رمان مجموعه ویچر است، از نظر خط زمانی به جوانی گرالت برمی‌گردد؛ زمانی که او تازه آموزش‌هایش را در کایر مورهن (Kaer Morhen) تمام کرده و اولین قدم‌هایش را در مسیر تبدیل شدن به ویچری که می‌شناسیم برمی‌دارد.

در کنار ماجراهای گرالت جوان، کتاب چند تکه کوچک از گذشته او را هم روشن می‌کند. یکی از جالب‌ترین آن‌ها، خاستگاه نام روچ است.

روچ در واقع اسم یک ماهی است

ماجرا از زمانی شروع می‌شود که گرالت در کنار رودخانه با صاحب یک رستوران درباره خرچنگ‌ها صحبت می‌کند. ناگهان هیولایی عظیم و پرنده‌مانند به نام ماموتاک (Mamutak) به خرچنگ‌گیرها حمله می‌کند و گرالت وارد مبارزه می‌شود. او هیولا را می‌کشد، اما وقتی سرگرم این ماجراست، شخص دیگری اسبش را می‌دزدد.

گرالت بعدتر برای دریافت دستمزدش سراغ مقام محلی می‌رود، اما به‌جای پول، به یکی از بستگان او که اسب پرورش می‌دهد معرفی می‌شود تا بتواند اسب دیگری تهیه کند. همان‌جا لحظه‌ای اتفاق می‌افتد که یکی از قدیمی‌ترین ویژگی‌های گرالت را توضیح می‌دهد.

گرالت برخلاف چیزی که اسب‌فروش انتظار دارد، یک مادیان انتخاب می‌کند. مرد هم انتخاب او را دست می‌اندازد و اسب‌های بهترش را به اردک‌ماهی‌های بزرگ و قدرتمند تشبیه می‌کند، در حالی که مادیانی را که گرالت پسندیده یک roach کوچک می‌نامد.

گرالت از این مقایسه خوشش می‌آید و ظاهراً همین شوخی ساده نامی را می‌سازد که سال‌ها بعد هنوز همراه اسب‌های اوست. در اینجا Roach به حشره اشاره نمی‌کند. این کلمه نام انگلیسی یک ماهی آب شیرین با نام علمی Rutilus rutilus است. نام اصلی اسب گرالت در زبان لهستانی نیز Płotka است که از نام همین ماهی می‌آید.

چرا گرالت همه اسب‌هایش را روچ صدا می‌کند؟

این بخش از تقاطع کلاغ‌ها فقط توضیح نمی‌دهد اسم اولین روچ از کجا آمده، بلکه به یکی از عادت‌های قدیمی گرالت هم زمینه می‌دهد. طرفداران کتاب‌ها مدت‌هاست می‌دانند روچ نام یک اسب مشخص نیست. گرالت این نام را روی اسب‌های مختلفش می‌گذارد و معمولاً هم مادیان‌ها را ترجیح می‌دهد. همین ویژگی بعدها وارد بازی‌های CD Projekt Red شد و Roach به یکی از شناخته‌شده‌ترین همراهان گرالت، به‌خصوص در ویچر ۳: شکار وحشی (The Witcher 3: Wild Hunt)، تبدیل شد.

تقاطع کلاغ‌ها حالا نشان می‌دهد این نام احتمالاً نه از اتفاقی بزرگ یا خاطره‌ای تراژیک، بلکه از یک شوخی ساده در ابتدای دوران ویچری گرالت آمده است.اتفاقاً همین سادگی با شخصیت او جور درمی‌آید. گرالت قرار نیست برای هر اسبی که وارد زندگی‌اش می‌شود نام تازه و باشکوهی انتخاب کند؛ یک اسم پیدا کرده که دوستش دارد و همان برایش کافی است.

تقاطع کلاغ‌ها پر از چنین تکه‌هایی از گذشته گرالت است

خاستگاه نام روچ تنها چیزی نیست که تقاطع کلاغ‌ها درباره گذشته گرالت روشن می‌کند. این رمان گرالت را پیش از تبدیل شدن به گرگ سفید (White Wolf) و قصاب بلاویکن (Butcher of Blaviken) نشان می‌دهد؛ ویچری جوان و کم‌تجربه که تازه کایر مورهن را ترک کرده و هنوز باید یاد بگیرد زندگی در مسیر واقعاً چه معنایی دارد.

داستان در کدوِن (Kaedwen) جریان دارد و علاوه بر شکار هیولاها، با تعصب مردم نسبت به ویچرها و رابطه خود گرالت با جهش‌هایی که او را به چیزی متفاوت از انسان‌های عادی تبدیل کرده‌اند سروکار دارد.

در این میان، ساپکوفسکی فرصت پیدا کرده بعضی از جزئیاتی را که سال‌ها بخشی از شخصیت گرالت بوده‌اند به گذشته او متصل کند؛ از جمله همین نامی که روی اسب‌هایش می‌گذارد.

فانتزی‌مگ پیش‌تر هم نوشته بود که تقاطع کلاغ‌ها می‌تواند سرنخ‌هایی برای ویچر ۴ در خود داشته باشد. چنین جزئیاتی نشان می‌دهد چرا کتاب تازه حتی برای طرفدارانی که بیشتر از طریق بازی‌ها با این دنیا آشنا شده‌اند اهمیت دارد.

چرا این ماجرا برای طرفداران بازی‌ها جالب است؟

Roach در بازی‌های ویچر تقریباً به‌اندازه شمشیرها و مدالیون گرگ با تصویر گرالت گره خورده است. در ویچر ۳، کافی است گرالت سوت بزند تا روچ از راه برسد؛ البته با توجه به شهرت باگ‌های بازی، گاهی روی پشت‌بام، وسط حصار یا جایی ظاهر می‌شود که احتمالاً حتی خود گرالت هم توضیحی برایش ندارد.

اما پشت این نامی که سال‌ها برای بازیکنان کاملاً عادی شده بود، حالا یک صحنه مشخص وجود دارد: گرالت جوان اسبش را از دست می‌دهد، برای خرید یک مادیان تازه می‌رود و اسب‌فروشی انتخابش را به یک ماهی کوچک تشبیه می‌کند.

از آنجا یک شوخی کوچک تبدیل به یکی از ماندگارترین ویژگی‌های شخصیت گرالت می‌شود. همین ارتباط میان کتاب‌ها و بازی‌ها باعث شده جزئیات آثار ساپکوفسکی همچنان برای سازندگان بازی‌ها اهمیت داشته باشند؛ چیزی که در بحث طراحی روایی ویچر ۱ هم می‌توان ردش را دید. حتی با گسترش دوباره این دنیا و پروژه‌هایی مثل محتوای تازه ویچر ۳، Roach همچنان یکی از نمادهای ساده اما جدانشدنی گرالت باقی مانده است.

تقاطع کلاغ‌ها برای توضیح این اسم سراغ افسانه‌ای بزرگ یا حادثه‌ای دردناک نمی‌رود. همه‌چیز از یک اسب‌فروش، یک مادیان و یک شوخی درباره ماهی شروع شد.

و ظاهراً گرالت آن‌قدر از شوخی خوشش آمد که دیگر هیچ‌وقت زحمت پیدا کردن اسم تازه‌ای برای اسب بعدی‌اش را به خودش نداد.

گلرخ زندی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید