هشدار اسپویلر: این متن جزئیات قسمت هفتم فصل سوم مردگان متحرک: شهر مرده با عنوان Hourglass را بررسی میکند.
نیگان دیگر تنها شخصیت ترسناک این دنیا نیست. در قسمت هفتم فصل سوم مردگان متحرک: شهر مرده (The Walking Dead: Dead City)، دیلارد (Dillard) با بازی جیمی سیمپسون (Jimmi Simpson) رسماً روی تاریک خودش را نشان میدهد و رنهتا (Renata) را با خونسردی میکشد؛ اتفاقی که درست پیش از فینال، جایگاه او را بهعنوان یکی از مهمترین آنتاگونیستهای فصل تثبیت میکند.
اما این تغییر ناگهانی نیست. مسیر سقوط دیلارد از همان ابتدای فصل سوم و اولین ملاقاتش با نیگان (Negan) آغاز شده بود. رابطهای که در ابتدا به نظر میرسید میتواند او را دوباره به انسانها نزدیک کند، در نهایت به یکی از دلایل فروپاشیاش تبدیل شد.
از دوستی با نیگان تا فروپاشی دیلارد
دیلارد از همان ابتدا رابطهای عجیب با واکرها داشت. نیگان هیچوقت این وابستگی را درک نمیکرد، اما برای خود دیلارد، ماجرا بسیار عمیقتر بود.
او پیش از آخرالزمان افسر پلیس بوده و سالها با انسانهایی روبهرو شده که از نگاهش غیرقابل پیشبینی، دروغگو و مخرب بودند. واکرها، با وجود تمام خشونتشان، حداقل برای او چنین پیچیدگیای نداشتند. آنها همان چیزی بودند که به نظر میرسیدند. دیلارد در کافه خودش و در کنار دو واکری که تقریباً آنها را اعضای خانوادهاش میدانست، به نوعی آرامش رسیده بود. ورود نیگان این تعادل را به هم زد.

جیمی سیمپسون این روند را به دومینویی تشبیه کرده که ابتدا در جهت مثبت حرکت میکند. آشنایی با نیگان باعث میشود دیلارد برای اولین بار دوباره به این فکر کند که شاید انسانها هم ارزش اعتماد کردن داشته باشند.
بعد رنهتا وارد زندگیاش میشود و رابطهای عاطفی میان آنها شکل میگیرد. در نهایت نیز گروه Dead Squad از راه میرسد؛ آدمهایی که برخلاف نیگان، نه با وجود عجیببودن دیلارد، بلکه تا حدی به خاطر همان ویژگیها او را میپذیرند.برای کسی که مدتها اعتمادش را به انسانها از دست داده بود، این اتفاق بزرگی است. مشکل اینجاست که وقتی این اعتماد دوباره فرو میریزد، سقوط دیلارد هم بسیار شدیدتر میشود.
Dead Squad فقط برای شوخی وارد داستان نشده بود
گروه Dead Squad در قسمت پنجم فصل سوم معرفی میشود؛ زمانی که اعضای آن برای مأموریت بازگرداندن برق منهتن وارد ماجرا میشوند. در نگاه اول، اعضای عجیب و پرسروصدای گروه تقریباً شبیه شخصیتهایی هستند که از یک کمدی وارد دنیای مردگان متحرک شدهاند.

اما حضور آنها فقط برای تغییر لحن سریال نیست. Dead Squad چیزی را در اختیار دیلارد قرار میدهد که مدتها نداشته: یک گروه که او را همانطور که هست میپذیرد. سیمپسون توضیح داده که دیلارد در ابتدا به آنها هم اعتماد ندارد و تصور میکند ممکن است مثل بقیه دروغ بگویند. اما کمکم متوجه میشود این افراد واقعاً پشت او ایستادهاند.
نیگان شاید دیلارد را با وجود ویژگیهای عجیبش پذیرفته بود؛ Dead Squad همان ویژگیها را بخشی از دلیل علاقهشان به او میدانستند.
همین موضوع وقتی همهچیز فرو میپاشد اهمیت پیدا میکند. دیلارد به این نتیجه میرسد که دروغهای نیگان عامل تمام اتفاقات بودهاند، اما Dead Squad همچنان کنارش میماند. تأییدی که در شرایط عادی شاید میتوانست به او کمک کند، اینبار درست در بدترین لحظه ممکن به رفتارهایش مشروعیت میدهد.
قتل رنهتا نقطه بیبازگشت دیلارد است؟
رنهتا با بازی ایمی گارسیا (Aimee Garcia) یکی از معدود آدمهایی بود که دیلارد اجازه داده بود به او نزدیک شود. همین مسئله قتل او را بسیار مهمتر میکند. دیلارد فقط یکی دیگر از شخصیتهای سریال را نمیکشد؛ او کسی را از بین میبرد که بخشی از بازگشت تدریجی اعتمادش به انسانها بود. به همین دلیل این صحنه بیشتر از یک قتل شوکهکننده، نتیجه مسیری است که از ابتدای فصل ساخته شده بود.


از این زاویه، دیلارد نقطه مقابل جالبی برای نیگان است. مردگان متحرک سالها درباره آدمهایی بوده که در آخرالزمان به هیولا تبدیل میشوند، اما دیلارد از ابتدا بیشتر به مردهها اعتماد داشت تا زندهها. برای مدتی تصور کرد شاید درباره انسانها اشتباه کرده باشد و درست زمانی که شروع به تغییر کرد، اتفاقات فصل دوباره بدترین باورهای قدیمیاش را تأیید کردند.
جیمی سیمپسون یکی از مهمترین چهرههای تازه Dead City شد
بخش بزرگی از تأثیر این مسیر به بازی جیمی سیمپسون برمیگردد. دیلارد از همان ابتدا ترکیبی عجیب از طنز، تنهایی و تهدید بود. وابستگیاش به دو واکر گاهی بامزه به نظر میرسید، اما همزمان نشانهای از فاصله عمیق او با انسانهای دیگر بود.
همین دوگانگی باعث میشود تبدیل شدن او به آنتاگونیست فصل کار کند. سریال از ابتدا نشانههای بیثباتی و بیاعتمادی او را نشان داده بود، اما در کنارشان لحظاتی قرار داده بود که به نظر میرسید دیلارد واقعاً میتواند دوباره جایی میان آدمها برای خودش پیدا کند. قتل رنهتا نشان میدهد آن مسیر تقریباً به نقطه مقابل خودش رسیده است.
فصل سوم Dead City با تغییر شورانر و ورود ست هافمن (Seth Hoffman) مسیر تازهای را برای سریال آغاز کرد و دیلارد یکی از مهمترین شخصیتهای این تغییر بود. او در ابتدا میتوانست صرفاً شخصیت عجیب تازه فصل باشد، اما در نهایت به یکی از مهرههای اصلی داستان تبدیل شد.
فینال فصل سوم در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، از AMC و AMC+ پخش شد و مسیر دیلارد را بعد از قتل رنهتا ادامه داد. اما حتی پیش از رسیدن به پایان فصل، قسمت هفتم یک چیز را روشن کرده بود: دیلارد دیگر آن مرد عجیبی نیست که در کافهای با دو واکر زندگی میکرد؛ اعتماد کوتاهش به انسانها او را نجات نداد و در نهایت به یکی از خطرناکترین شخصیتهای فصل تبدیلش کرد.


