صفحه اصلی > سینما : بازگشت به سایلنت هیل؛ بازگشتی که میان نوستالژی و جنجال گرفتار شد

بازگشت به سایلنت هیل؛ بازگشتی که میان نوستالژی و جنجال گرفتار شد

کریستوف گانس (Christophe Gans) پس از دو دهه بار دیگر به شهری مه‌آلود بازگشته که نامش با اقتباس‌های سینمایی بازی‌های ویدیویی گره خورده است. او در سال ۲۰۰۶ با فیلم سایلنت هیل (Silent Hill) اثری ساخت که هنوز هم از آن به‌عنوان یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های ژانر وحشت از بازی‌های ویدیویی یاد می‌شود. دنباله آن، «سایلنت هیل: مکاشفه» (Silent Hill: Revelation – 2012) که توسط کارگردانی دیگر ساخته شد، نه از نظر منتقدان و نه نزد طرفداران چندان موفق نبود.

بازگشت گانس برای ساخت بازگشت به سایلنت هیل (Return to Silent Hill – 2026) با این وعده همراه بود که کیفیت و انسجام نسخه ۲۰۰۶ احیا خواهد شد. اما واکنش‌های انتقادی نشان می‌دهد نتیجه نهایی، دست‌کم در حوزه روایت، بحث‌برانگیز بوده است.

داستان؛ اقتباس از بازی سایلنت هیل ۲ (Silent Hill 2)

فیلم جدید بر اساس بازی سایلنت هیل ۲ ساخته شده؛ عنوانی که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و در سال ۲۰۲۴ نسخه بازسازی‌شده آن عرضه شد. این بازی یکی از تحسین‌شده‌ترین آثار تاریخ بازی‌های ویدیویی است و تمرکز آن بر گناه، سوگ، سرکوب و روان‌پریشی، آن را به اثری متمایز در ژانر وحشت تبدیل کرده است.

در فیلم، جیمز ساندرلند (James Sunderland) با بازی جرمی ارواین (Jeremy Irvine)، پس از دریافت نامه‌ای از همسر درگذشته‌اش مری (Mary) با بازی هانا امیلی اندرسون (Hannah Emily Anderson)، به سایلنت هیل بازمی‌گردد. شهر بار دیگر با مه غلیظ، خاکستر و آژیرهای هشداردهنده تصویر می‌شود. او در مسیر خود با شخصیت‌هایی مانند لورا (Laura) و موجوداتی چون پیرامید هد (Pyramid Head) روبه‌رو می‌شود.

از نظر بصری، بسیاری از منتقدان اذعان دارند که فیلم توانسته بخشی از اتمسفر نسخه ۲۰۰۶ را بازآفرینی کند. فیلم‌برداری پابلو روسو (Pablo Rosso) و موسیقی آکیرا یامائوکا (Akira Yamaoka) به حفظ حال‌وهوای آشنا کمک کرده‌اند. با این حال، این تحسین‌ها عمدتاً به جنبه‌های فنی محدود مانده است.

تفاوت اساسی فیلم و بازی؛ از تراژدی روان‌شناختی تا ملودرام

مهم‌ترین تفاوت میان بازی Silent Hill 2 و نسخه سینمایی، در هسته روایی داستان است.

در بازی، جیمز همسر بیمارش را کشته است؛ قتلی که از ناتوانی در مواجهه با رنج و فرسایش طولانی‌مدت مری ناشی شده. شهر سایلنت هیل در بازی، تجسم عینی ذهن گناهکار و سرکوب‌شده جیمز است. هیولاها، از جمله پیرامید هد، نمادهایی از میل سرکوب‌شده، خشونت درونی و احساس تقصیر او هستند. پایان‌های مختلف بازی نیز بر اساس انتخاب‌های بازیکن شکل می‌گیرند، اما در تمام آن‌ها یک اصل ثابت است: جیمز مسئول قتل همسرش است و باید با این حقیقت روبه‌رو شود.

در نسخه سینمایی، به گفته بسیاری از منتقدان، این پیچیدگی اخلاقی تغییر یافته است. برخی معتقدند فیلم با بازنویسی انگیزه‌ها و شرایط مرگ مری، تلاش کرده بار مسئولیت جیمز را تعدیل کند. این تغییر از نگاه منتقدان، باعث شده روایت از یک تراژدی روان‌شناختی به ملودرامی ساده‌تر تبدیل شود؛ روایتی که در آن شخصیت اصلی بیش از آنکه با گناه خود مواجه شود، در نقش قهرمانی گرفتار در شرایطی بیرونی تصویر می‌شود.

بازنمایی شخصیت‌های زن و بحث‌های انتقادی

یکی از تندترین نقدها به فیلم، آن را به رویکردی مسئله‌دار در بازنمایی شخصیت‌های زن متهم کرده است. در بازی، مری شخصیتی چندلایه است؛ زنی بیمار، خشمگین، آسیب‌دیده و در عین حال انسانی. بیماری او و رابطه پیچیده‌اش با جیمز بخشی از واقعیت تراژیک داستان است.

برخی منتقدان معتقدند در فیلم، این پیچیدگی کاهش یافته و مری بیشتر در قالب عاملی برای پیشبرد آرک قهرمان مرد تعریف شده است. همچنین نحوه نمایش برخی سکانس‌ها با حضور ماریا (Maria) و استفاده از پیرامید هد در موقعیت‌های خاص، از سوی برخی تحلیلگران به‌عنوان انتخاب‌هایی بحث‌برانگیز مطرح شده است.

در مقابل، گروهی دیگر این نقدها را افراطی دانسته و معتقدند فیلم صرفاً با ساده‌سازی داستان برای مخاطب عمومی سینما، از برخی لایه‌های نمادین بازی فاصله گرفته است، نه آنکه آگاهانه رویکردی ایدئولوژیک اتخاذ کرده باشد.

مقایسه با نسخه‌های قبلی سینمایی

نسخه ۲۰۰۶ Silent Hill با وجود ضعف‌های روایی، به‌دلیل وفاداری نسبی به فضای بازی و تمرکز بر اتمسفر، جایگاه قابل‌قبولی در میان طرفداران پیدا کرد. در مقابل، Silent Hill: Revelation (2012) به‌خاطر روایت آشفته و جلوه‌های ویژه ناهماهنگ با واکنش‌های منفی گسترده مواجه شد.

Return to Silent Hill از نظر بصری و طراحی صحنه، به نسخه ۲۰۰۶ نزدیک‌تر است و از نظر فنی ارتقایافته‌تر از Revelation محسوب می‌شود. اما بسیاری از منتقدان معتقدند در حوزه روایت و عمق روان‌شناختی، نه به قدرت بازی Silent Hill 2 می‌رسد و نه تأثیرگذاری احساسی نسخه اول فیلم را تکرار می‌کند.

بازگشت به سایلنت هیل تلاشی است برای احیای یک نام آشنا؛ فیلمی که عناصر بصری، موسیقی و نشانه‌های شناخته‌شده بازی را در خود دارد، اما در ترجمه هسته روان‌شناختی منبع اقتباس به زبان سینما با چالش روبه‌رو شده است.

برای برخی، این اثر تجربه‌ای نوستالژیک و از نظر فنی قابل‌قبول است. برای برخی دیگر، نمونه‌ای دیگر از دشواری اقتباس از یک شاهکار تعاملی به مدیومی خطی و غیرتعاملی. آنچه قطعی است، این بازگشت بیش از آنکه با اجماع همراه باشد، با بحث و دوگانگی مواجه شده است.

پرستو ساران

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید