صفحه اصلی > سریال و دنیای جادویی هری‌پاتر : از غارتگرها تا تام ریدل؛ آنچه سریال هری پاتر باید برگرداند

از غارتگرها تا تام ریدل؛ آنچه سریال هری پاتر باید برگرداند

سریال جدید هری پاتر (Harry Potter) هنوز پخش نشده، اما همین حالا توانسته در رتبه‌بندی پیش از پخش آی‌ام‌دی‌بی (IMDb) جایگاه دوازدهم را بگیرد؛ نشانه‌ای از انتظاری که برای این اقتباس وجود دارد. حالا بیایید در فانتزی‌مگ صحنه‌های مهمی از کتاب‌ها را بررسی کنیم که فیلم‌های وارنر برادرز (Warner Bros.) حذف کردند و سریال فرصت دارد برای اولین‌بار به تصویرشان بکشد؛ از سال‌های تام ریدل (Tom Riddle) در هاگوارتز (Hogwarts) تا داستان کامل غارتگران (Marauders).

فیلم‌ها به‌دلیل محدودیت زمان ناچار بودند بخش‌هایی از رمان‌ها را کنار بگذارند؛ محدودیتی که سریال با آن روبه‌رو نیست. البته اچ‌بی‌او (HBO) در اقتباس‌های فانتزی قبلی خود هم همیشه کاملا به متن اصلی وفادار نبوده و در خاندان اژدها (House of the Dragon) حتی شخصیت‌های فرعی کتاب را تغییر داده است. با این حال، چیزی که بسیاری از طرفداران هری پاتر می‌خواهند، بیشتر از اضافه‌کردن یا تغییر دادن، بازگرداندن بخش‌هایی است که فیلم‌ها حذف کردند.

هشدار اسپویل: بعضی از موارد این فهرست جزئیاتی از کتاب‌ها، به‌ویژه گذشته سوروس اسنیپ (Severus Snape) و لرد ولدمورت (Lord Voldemort)، را فاش می‌کنند. ضمن اینکه حضور هیچ‌کدام از این صحنه‌ها در سریال هنوز تأیید نشده است.

دوران هاگوارتز تام ریدل

بخش زیادی از شناخت ما از دوران تحصیل تام ریدل (Tom Riddle) در هاگوارتز به تالار اسرار (Chamber of Secrets) و خاطرات شاهزاده‌ی دورگه (Half-Blood Prince) برمی‌گردد؛ اما فیلم‌ها بسیاری از جزئیاتی را که کتاب‌ها درباره‌ی این دوره می‌گویند، کنار گذاشته‌اند.

تام در ظاهر یکی از درخشان‌ترین دانش‌آموزان هاگوارتز بود؛ سرشاگرد (Head Boy) شد، نشان شایستگی ویژه برای خدمات به مدرسه دریافت کرد و اعتماد استادانش را به دست آورد. هم‌زمان اما تالار اسرار را پیدا کرد، درباره‌ی هورکراکس‌ها (Horcruxes) تحقیق کرد و گروهی از دانش‌آموزان را دور خودش جمع کرد که بعدها بعضی از آن‌ها به نخستین مرگ‌خواران (Death Eaters) تبدیل شدند.

سریال فرصت دارد این دو چهره‌ی کاملاً متفاوت را کنار هم نشان دهد: تام ریدلِ بااستعداد و محبوبی که استادان می‌شناختند و جادوگر جوانی که در خفا قدم‌به‌قدم به سمت تبدیل‌شدن به لرد ولدمورت (Lord Voldemort) پیش می‌رفت.

تام ریدل با نگاهی جدی، پیش از آنکه به لرد ولدمورت بدل شود
تصویر از تالار اسرار؛ نسخه‌ی جوانِ لرد ولدمورت پیش از تبدیل‌شدن به شرور اصلی داستان

برخورد دنیای جادویی با موجودات جادویی

رابطه‌ی جادوگران با دیگر موجودات جادویی یکی از بخش‌هایی است که فیلم‌ها فرصت چندانی برای پرداختن به آن نداشتند. این موضوع از رفتار با جن‌های خانگی (House-elves) شروع می‌شود و در جام آتش (Goblet of Fire)، با تأسیس «انجمن ترویج رفاه جن‌ها» (S.P.E.W.) توسط هرماینی گرنجر (Hermione Granger)، جدی‌تر می‌شود.

این تبعیض فقط به جن‌های خانگی محدود نیست. روبیوس هاگرید (Rubeus Hagrid) به‌خاطر نیمه‌غول‌بودنش با پیش‌داوری روبه‌رو می‌شود و ریموس لوپین (Remus Lupin) نیز به‌دلیل گرگینه‌بودن جایگاه متزلزلی در جامعه‌ی جادوگری دارد. غول‌ها، گابلین‌های گرینگوتس (Gringotts)، سانگوینی (Sanguini) خون‌آشام، مردم دریایی (Merpeople) دریاچه‌ی سیاه و ویلاها (Veela) همگی بخش‌های دیگری از این دنیای بزرگ‌ترند که سریال می‌تواند بیشتر به آن‌ها بپردازد. حتی داستان فیرنزه (Firenze)، سانتوری که برخلاف خواسته‌ی همنوعانش با انسان‌ها همکاری کرد و بعدها در هاگوارتز استاد پیشگویی شد، می‌تواند تصویر کامل‌تری از رابطه‌ی پیچیده‌ی جادوگران با دیگر موجودات ارائه دهد.

دابی در حال درخشیدن با نوری جادویی از پشت دیوار
دابی، نماد رفتار دنیای جادویی با موجودات جادویی

جنگ جادویی اول؛ لایه‌های ناگفته

جنگ جادویی اول (First Wizarding War) حدود یازده سال ادامه داشت، اما بخش زیادی از آن هنوز برای ما ناشناخته است. می‌دانیم لرد ولدمورت (Lord Voldemort) و مرگ‌خواران (Death Eaters) قدرت گرفتند، محفل ققنوس (Order of the Phoenix) در برابرشان شکل گرفت و بسیاری از اعضای جامعه‌ی جادویی کشته، شکنجه یا مجبور به انتخاب یک جبهه شدند.

اما کتاب‌ها بیشتر نتیجه‌ی این جنگ را نشان می‌دهند تا خود آن را. هنوز چیز زیادی درباره‌ی تأثیر جنگ بر زندگی روزمره‌ی جادوگران و مشنگ‌ها (Muggles)، گسترش تفکر خلوص خون (Blood Purity)، نفوذ حامیان ولدمورت در وزارت سحر و جادو (Ministry of Magic) و دیگر گروه‌هایی که مقابل مرگ‌خواران ایستادند نمی‌دانیم. تأثیر این یازده سال بر سیاست، اقتصاد و حتی آموزش در دنیای جادویی هم می‌تواند یکی از بخش‌هایی باشد که سریال فرصت بیشتری برای پرداختن به آن دارد.

سلسله‌مراتب خون در دنیای جادویی

تبار جادویی همیشه نقش مهمی در دنیای هری پاتر داشته، اما سازوکار این سلسله‌مراتب چندان باز نشده است. اصیل‌زاده‌ها (Pure-bloods)، دورگه‌ها (Half-bloods) و مشنگ‌زاده‌ها (Muggle-borns) را می‌شناسیم و هری، رون و هرماینی هم هرکدام نمونه‌ای از یکی از این گروه‌ها هستند؛ اما درباره‌ی تاریخچه‌ی شکل‌گیری این تقسیم‌بندی و امتیازهایی که به همراه دارد، چیز زیادی نمی‌دانیم.

در حاشیه‌ی این تقسیم‌بندی، گروه‌های دیگری هم وجود دارند. اسکوییب (Squib) به فردی گفته می‌شود که در خانواده‌ای جادوگر متولد شده، اما خودش توانایی جادوکردن ندارد. آبسکیوریال (Obscurial) نیز جادوگر جوانی است که جادوی خود را سرکوب می‌کند و در نتیجه نیرویی تاریک و مخرب به نام آبسکیوروس (Obscurus) درون او شکل می‌گیرد؛ مفهومی که مجموعه‌ی جانوران شگفت‌انگیز (Fantastic Beasts) بیشتر به آن پرداخت.

سریال می‌تواند تاریخچه‌ی خلوص خون (Blood Purity) و تناقض‌های این نگاه را هم بیشتر بررسی کند. هاگرید (Hagrid) نیمه‌غول است و فلور دلاکور (Fleur Delacour) تبار ویلا (Veela) دارد، اما جامعه‌ی جادویی با این دو تبار یکسان برخورد نمی‌کند. چه چیزی تعیین می‌کند یک تبار پذیرفته شود و دیگری با تبعیض روبه‌رو شود؟ این مرزها اصلاً کجا و چرا کشیده شده‌اند؟

بنیان‌گذاران هاگوارتز و داستان‌های ناتمام‌شان

با وجود اهمیت چهار بنیان‌گذار هاگوارتز (Hogwarts Founders)، کتاب‌ها اطلاعات زیادی درباره‌ی زندگی آن‌ها نمی‌دهند و فیلم‌ها هم بیشتر به بخش‌هایی پرداخته‌اند که مستقیماً با داستان هری ارتباط دارند؛ مثل ساخت تالار اسرار (Chamber of Secrets) توسط سالازار اسلیترین (Salazar Slytherin) یا یادگارهایی که از بنیان‌گذاران باقی مانده‌اند. اچ‌بی‌او (HBO) هم به‌تازگی لوگوهای تازه‌ی چهار خانه‌ی هاگوارتز را منتشر کرده که نشان می‌دهد هویت این چهار گروه در سریال اهمیت ویژه‌ای دارد.

با این حال، گذشته‌ی گودریک گریفیندور (Godric Gryffindor)، سالازار اسلیترین، روونا ریونکلا (Rowena Ravenclaw) و هلگا هافلپاف (Helga Hufflepuff) هنوز پر از بخش‌های ناگفته است؛ از نحوه‌ی تأسیس هاگوارتز و شکل‌گیری چهار گروه گرفته تا اختلافی که در نهایت اسلیترین را از مدرسه جدا کرد. پرداختن بیشتر به این چهار نفر می‌تواند بخشی از تاریخ هاگوارتز را نشان دهد که تاکنون بیشتر در حد افسانه و اشاره باقی مانده است.

خاطرات لرد ولدمورت در دنیای پنسیو

فیلم شاهزاده‌ی دورگه (Half-Blood Prince) بخش بزرگی از خاطرات مربوط به گذشته‌ی لرد ولدمورت (Lord Voldemort) را حذف کرد؛ خاطراتی که دامبلدور (Dumbledore) از طریق قدح اندیشه (Pensieve) به هری نشان می‌دهد و درک بسیار کامل‌تری از گذشته و طرز فکر ولدمورت به ما می‌دهند.

فیلم بیشتر به دوران کودکی تام ریدل (Tom Riddle) در یتیم‌خانه و خاطره‌ی هوراس اسلاگهورن (Horace Slughorn) درباره‌ی هورکراکس‌ها می‌پردازد. در کتاب اما با خانواده‌ی مادری او، خاندان گانت (Gaunt)، ارتباطش با سالازار اسلیترین (Salazar Slytherin)، سرنوشت تام ریدل پدر و حتی نحوه‌ی انتخاب اشیایی که بعدها به هورکراکس تبدیل شدند، آشنا می‌شویم. بازگرداندن این خاطرات می‌تواند یکی از مهم‌ترین فرصت‌های سریال برای روایت کامل‌تر چگونگی تبدیل تام ریدل به لرد ولدمورت باشد.

چهره‌ی رنگ‌پریده و مارگون لرد ولدمورت در نمایی نزدیک
خاطرات لرد ولدمورت در قدح اندیشه به‌ندرت دیده شد

فروپاشی دوستی سوروس اسنیپ و لی‌لی

فیلم‌ها بخش زیادی از گذشته‌ی سوروس اسنیپ (Severus Snape) و لی‌لی اوانز (Lily Evans) را حذف کردند و در نتیجه، رابطه‌ی آن‌ها بسیار ساده‌تر از چیزی به نظر می‌رسد که در کتاب‌ها می‌بینیم. دوستی آن‌ها نه با ازدواج لی‌لی و جیمز پاتر (James Potter)، بلکه سال‌ها قبل و در دوران هاگوارتز از هم پاشیده بود.

اسنیپ به‌تدریج به جادوی سیاه و دانش‌آموزانی نزدیک شد که بعدها به مرگ‌خواران (Death Eaters) پیوستند؛ مسیری که لی‌لی بارها نسبت به آن اعتراض کرد. نقطه‌ی شکست نهایی زمانی بود که اسنیپ در اوج خشم، لی‌لی را «گل‌آلود» (Mudblood) خطاب کرد و تلاش‌های بعدی‌اش برای عذرخواهی هم نتوانست دوستی‌شان را نجات دهد.

فیلم‌ها همچنین بخش زیادی از کشمکش اسنیپ با انتخاب‌های خودش را کنار می‌گذارند: او به جمع مرگ‌خواران و لرد ولدمورت (Lord Voldemort) پیوست و بعدها بخشی از پیشگویی را به ولدمورت منتقل کرد؛ پیشگویی‌ای که در نهایت خانواده‌ی پاتر را هدف قرار داد. زمانی که فهمید جان لی‌لی در خطر است، مسیرش تغییر کرد و همین انتخاب‌ها و عذاب وجدان ناشی از آن‌هاست که شخصیت خاکستری و پیچیده‌ی اسنیپ را شکل می‌دهد؛ بخشی از داستان که سریال فرصت دارد بسیار کامل‌تر از فیلم‌ها روایت کند.

لی‌لی و سوروس اسنیپ نوجوان با لباس فرم هاگوارتز در راهرو
لی‌لی و سوروس اسنیپ نوجوان؛ فیلم‌ها بخش مهمی از فروپاشی دوستی‌شان را نگفتند

همه‌چیز درباره‌ی غارتگرها

غارتگرها (Marauders) شاید یکی از بزرگ‌ترین حذفیات فیلم‌های هری پاتر باشند. فیلم‌ها حتی به‌درستی توضیح نمی‌دهند که جیمز پاتر (James Potter)، سیریوس بلک (Sirius Black)، ریموس لوپین (Remus Lupin) و پیتر پتی‌گرو (Peter Pettigrew) همان سازندگان نقشه‌ی غارتگر (Marauder’s Map) هستند.

کتاب زندانی آزکابان (Prisoner of Azkaban) داستان کامل‌تری ارائه می‌دهد: جیمز، سیریوس و پیتر وقتی فهمیدند لوپین گرگینه است، به‌طور غیرقانونی تبدیل‌شدن به جانورنما (Animagus) را یاد گرفتند تا شب‌های ماه کامل همراهش باشند. همین ماجرا لقب‌های شاخدار (Prongs)، پانمدی (Padfoot)، مهتابی (Moony) و دم‌ باریک (Wormtail) و در نهایت نقشه‌ای را شکل داد که راهروها و گذرگاه‌های مخفی هاگوارتز را نشان می‌داد.

سریال می‌تواند فراتر برود و دوستی این چهار نفر، ساخت نقشه، ماجراجویی‌هایشان در هاگوارتز و شکافی را نشان دهد که سرانجام به خیانت پتی‌گرو منتهی شد. مهم‌تر از همه، دوران غارتگرها مستقیماً با داستان سوروس اسنیپ و لی‌لی اوانز گره خورده و روایت کامل آن می‌تواند بخش بزرگی از گذشته‌ی شخصیت‌های اصلی را که فیلم‌ها کنار گذاشتند، به داستان برگرداند.

گروه جوان مارودرها با لباس فرم هاگوارتز در حال قدم‌زدن
غارتگرها؛ همان داستانی که خیلی از طرفداران دلشان یک سریال کامل برایش می‌خواست

سریال هری پاتر فرصتی دارد تا بالاخره بخش‌هایی از دنیای جادویی را روایت کند که فیلم‌ها ناچار به حذفشان شدند. اگر اقتباس به جزئیات کتاب‌ها وفادار بماند، شاید این‌بار داستان‌هایی را ببینیم که سال‌ها فقط در صفحات کتاب‌ها زندگی کرده‌اند.

رادین کاظمی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید