وقتی فصل اول آواتار: آخرین بادافزار (Avatar: The Last Airbender) روی نتفلیکس (Netflix) منتشر شد، واکنشها دو دسته بود؛ عدهای از دیدن یکی از محبوبترین انیمیشنهای تاریخ در قالب لایو اکشن هیجانزده بودند و عدهای دیگر از تغییر شخصیتها، حذف بخشهایی از داستان و ریتم نامتوازن سریال انتقاد کردند. حالا فصل دوم با یک مأموریت مشخص برگشته است؛ اینکه ثابت کند سازندگان از اشتباهات گذشته درس گرفتهاند و میتوانند اقتباسی شایسته از کتاب دوم انیمیشن بسازند.
اما آیا واقعاً چنین اتفاقی افتاده است؟
فصل دوم آواتار از کجا شروع میشود؟
داستان فصل دوم، ماجراجویی آنگ (Aang)، کتارا (Katara) و سوکا (Sokka) را پس از وقایع قطب شمال ادامه میدهد. حالا هدف اصلی گروه، پیدا کردن یک استاد خاکافزاری (Earthbending) است؛ مسیری که آنها را به ملاقات یکی از محبوبترین شخصیتهای دنیای آواتار، یعنی توف بایفونگ (Toph Beifong)، میرساند.
همزمان، داستان زوکو (Zuko)، آیرو (Iroh)، آزولا (Azula) و پایتخت باشکوه بای سینگ سه (Ba Sing Se) نیز بخش مهمی از روایت را تشکیل میدهد و فضای سیاسی و نظامی جنگ میان چهار ملت را گستردهتر از قبل نشان میدهد.
بزرگترین پیشرفت؛ شخصیتها زندهتر شدهاند
مهمترین نقطه قوت فصل دوم را باید شخصیتپردازی دانست.
ورود توف تقریباً همان انرژیای را وارد سریال میکند که سالها پیش در انیمیشن دیده بودیم. او همچنان شخصیتی سرسخت، طعنهزن، مستقل و باهوش است و حضورش باعث میشود پویایی گروه اصلی کاملاً تغییر کند. شیمی میان اعضای گروه نیز طبیعیتر از فصل اول به نظر میرسد و رابطه آنها فرصت بیشتری برای شکل گرفتن پیدا میکند.
از طرف دیگر، زوکو همچنان یکی از بهترین شخصیتهای سریال باقی مانده است. کشمکش دائمی او میان وظیفه، غرور و هویت شخصی، نسبت به فصل اول پرداخت پختهتری دارد و رابطه او با آیرو همچنان از احساسیترین بخشهای داستان است.
کتارا و سوکا نیز نسبت به فصل قبل جایگاه مشخصتری پیدا کردهاند و هر دو نقش مؤثرتری در پیشبرد داستان دارند.
اما آنگ هنوز همان مشکل همیشگی را دارد
در مقابل، بزرگترین ضعف فصل دوم همچنان به شخصیت اصلی برمیگردد.
در انیمیشن، آنگ محور تمام اتفاقات بود؛ شخصیتی که میان مسئولیت نجات دنیا و حفظ روحیه کودکانهاش گرفتار شده بود. اما در لایو اکشن، بارها احساس میشود که داستان بیشتر به شخصیتهای اطراف او علاقه دارد تا خود آنگ.
این موضوع باعث نمیشود آنگ شخصیت بدی باشد، اما باعث میشود وزن احساسی داستان میان شخصیتهای مختلف تقسیم شود و قهرمان اصلی آن تأثیرگذاری نسخه انیمیشنی را نداشته باشد.
مشکل اصلی هنوز فشردهسازی داستان است
اگر یک ایراد مشترک میان دو فصل وجود داشته باشد، بدون شک همان ریتم روایت است.
کتاب دوم انیمیشن یکی از کاملترین فصلهای مجموعه بود؛ پر از ماجراجوییهای مستقل که هر کدام بخشی از جهان یا شخصیتها را کاملتر میکردند. اما لایو اکشن ناچار است بسیاری از این اتفاقات را حذف، ادغام یا کوتاه کند.
نتیجه این تصمیم، روایتی است که گاهی بیش از حد عجله دارد. بعضی شخصیتها خیلی سریع معرفی میشوند، بعضی اتفاقات فرصت کافی برای تأثیرگذاری پیدا نمیکنند و برخی لحظات احساسی قبل از اینکه شکل بگیرند، جای خود را به خط داستانی بعدی میدهند.
این شاید بزرگترین تفاوت میان انیمیشن و لایو اکشن باشد؛ انیمیشن برای نفس کشیدن داستان وقت میگذاشت، اما نسخه نتفلیکس اغلب مجبور است از یک نقطه مهم به نقطه مهم بعدی بپرد.
از نظر فنی، سریال یک قدم جلو آمده است
با وجود ضعفهای روایی، نمیتوان پیشرفتهای فنی سریال را نادیده گرفت.
طراحی شهر بای سینگ سه، لباسها، جلوههای ویژه و مبارزات بندینگ نسبت به فصل اول کیفیت بالاتری دارند. مبارزهها روانتر طراحی شدهاند و استفاده از جلوههای ویژه طبیعیتر از گذشته به نظر میرسد.
بازیگران جوان نیز اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کردهاند و اجرای آنها نسبت به فصل نخست باورپذیرتر شده است؛ موضوعی که بهویژه در صحنههای گروهی کاملاً دیده میشود.
آیا فصل دوم از فصل اول بهتر است؟
پاسخ کوتاه، بله است.
فصل دوم تقریباً در تمام بخشهای فنی، بازیگری و تعامل شخصیتها نسبت به فصل اول پیشرفت کرده است. اما هنوز نتوانسته از بزرگترین مشکل اقتباس فاصله بگیرد؛ یعنی تبدیل یک داستان گسترده و چندلایه به فصلی کوتاه که ناچار است مدام از روی اتفاقات مهم عبور کند.
به همین دلیل، اگر مخاطب نسخه انیمیشنی باشید، احتمالاً همچنان احساس خواهید کرد که بعضی لحظات مهم داستان عمق لازم را ندارند. اما اگر این سریال اولین تجربه شما از دنیای آواتار باشد، فصل دوم میتواند ماجراجویی سرگرمکنندهتر و منسجمتری نسبت به فصل اول ارائه کند.
آیا فصل سوم میتواند اقتباس را نجات دهد؟
حالا مهمترین مسئولیت بر دوش فصل سوم قرار گرفته است. بسیاری از مهمترین لحظات داستان آواتار هنوز باقی ماندهاند و موفقیت یا شکست نهایی این اقتباس، بیش از هر چیز به نحوه جمعبندی آن بستگی دارد.
اگر نتفلیکس بتواند میان وفاداری به انیمیشن، ریتم مناسب و پرداخت شخصیتها تعادل برقرار کند، این مجموعه شانس آن را دارد که به اقتباسی قابلاحترام تبدیل شود. اما اگر دوباره فشردهسازی داستان بر همه چیز غلبه کند، حتی پیشرفتهای قابل توجه فصل دوم هم برای رسیدن به استانداردهای انیمیشن اصلی کافی نخواهد بود.

