قسمت نهاییِ فصل آخر سریال چیزهای عجیب (Stranger Things) هم بالاخره منتشر شد، جنگ نهایی را دیدیم، قهرمانها تا ته خط رفتند و قصه هاوکینز (Hawkins) ظاهرا به پایان رسید؛ اما اگر راستش را بخواهیم، یک حس عجیب بعد از پایان فینال در ذهن خیلیها ماند و سریال در کنار همه جمعبندیهایش، یک عالمه سوال بزرگ و کوچک را هم وسط راه رها کرد.
بعضی از این سوالها آنقدر سادهاند که آدم تعجب میکند چرا حتی یک دیالوگ کوتاه هم برای توضیحشان وجود ندارد. بعضی دیگر هم آنقدر مهماند که مستقیم روی منطق داستان تاثیر میگذارند. بیایید مهمترین پرسشهای بیپاسخ فینال چیزهای عجیب را مرور کنیم؛ همانهایی که هنوز بحثشان در شبکههای اجتماعی داغ است و احتمالا اگر اسپینآفی ساخته شود، باید یک جا بهشان جواب بدهد. برای پیگیری مطالب بیشتر از دنیای فانتزی محبوبتون به فانتزیمگ سر بزنید!
۱) هیولاهای آپساید داون کجا بودند و چرا هیچکس حتی نگرانشان نبود؟
برای پنج فصل، دموگورگونها (Demogorgons)، دموداگها (Demodogs) و دموبتها (Demobats) تبدیل شده بودند به نماد وحشت این دنیا. ما سالها با این هیولاها زندگی کردیم: از دموگورگون فصل اول تا مرگ باب نیوبی (Bob Newby) به دست دموداگها و مرگ ادی مانسون (Eddie Munson) با حمله دموبتها.
اما توی فینال چی شد؟ هیچ. صفر. تمام هیولاها ناگهان محو شدند. قهرمانها خیلی راحت از دروازهها رد میشوند، از برج رادیویی بالا میروند، هیچکس حتی یک لحظه نمیگوید «نکنه دموبتها حمله کنند؟» و عجیبتر اینکه واقعا هم هیچ حملهای نمیشود. سوال اینجاست: این موجودات کجا رفتند؟ نابود شدند؟ فرمان قطع شد؟ یا اصلا داستان دیگر حوصله نداشت با آنها درگیر شود؟ این یکی از واضحترین جاهایی است که فینال یک تکه مهم از منطق جهان را نادیده گرفته.

۲) دکتر کی و ارتش کجا رفتند؟
ورود لیندا همیلتون (Linda Hamilton) به فصل آخر، یکی از هایپهای بزرگ این فصل بود. دکتر کی (Dr. Kay) قرار بود یک تهدید جدی باشد: رهبر نظامی سرد، خونسرد و بیرحم که میخواهد پروژههای برنر (Dr. Brenner) را کامل کند و حتی کالی پرساد (Kali Prasad) را هم وارد ماجرا کرده بود. اما در عمل، دکتر کی در فصل آخر بیشتر «هست» تا اینکه واقعا «اثر» داشته باشد و بدتر از آن، در فینال وقتی الون (Eleven) ظاهرا قربانی میشود، دکتر کی فقط نگاه میکند؛ بعدش هم وقتی سریال ۱۸ ماه جلو میپرد، هیچ اشارهای به او و ارتش نمیشود.
چطور ممکن است ارتشی که اینهمه حضور داشت، بعد از پایان جنگ، یک دفعه از قصه حذف شود؟ چرا هیچکس درباره سرنوشت آنها حرف نمیزند و مهمتر: چرا ارتش بعد از مرگ الون، بچهها را آزاد میگذارد و کلا قضیه را ول میکند؟ چه بر سر زنان باردار و بچههایشان میآید؟ این سوال مخصوصا مهم است چون ارتش از فصل اول، یکی از آنتاگونیستهای اصلی سریال بود و حذفش بدون جمعبندی، حس ناقص بودن میدهد.

۳) چرا در پایان چیزهای عجیب اسمی از ویکی و موری برده نمیشود؟
از عجیبترین چیزهای اپیلوگ فینال این بود که هیچ خبری از دو شخصیت مهم نبود: موری باومن (Murray Bauman) و ویکی دان (Vickie Dunne).
ویکی دوست دختر رابین (Robin Buckley) بود و فصل پنجم روی رابطهشان وقت گذاشته بود. اما در صحنههای آخر، رابین کنار گروه نشسته، درباره آینده حرف میزنند، ولی ویکی اصلا وجود ندارد. حتی یک جمله هم نیست که بفهمیم رابطهشان ادامه پیدا کرد یا نه. از آن طرف موری یک مهره حیاتی بود. اگر او هلیکوپتر ارتش را نمیزد، هاپر (Hopper)، الون و کالی همانجا کشته میشدند. با این حال اپیلوگ طوری رفتار میکند که انگار موری هیچ نقشی نداشته. نه تصویر دارد، نه اشاره، نه حتی یک جمله. این یکی از آن حذفهای عجیب است که در فینال، حس «فراموش کردن کاراکتر» میدهد، نه «پایان دادن به قصه».


۴) چرا ویل بایرز هنگام مرگ وکنا هیچ مشکلی نداشت؟
فصل پنجم یک افشاگری بزرگ داشت؛ ویل بایرز (Will Byers) قدرتهای روانی و تلهکینتیک (Telekinetic) دارد و هنوز به هایومایند (Hivemind) وصل است. حتی بارها دیدیم وقتی به وکنا نزدیک میشود، درد میکشد، بیقرار میشود و کنترل خودش را از دست میدهد. حالا منطقیترین انتظار از فینال این بود: وقتی وکنا (Vecna) و مایند فلایر (Mind Flayer) نابود میشوند، ویل باید یا ضربه سنگینی بخورد یا حداقل یک واکنش جدی نشان بدهد. اما فینال دقیقا برعکس عمل میکند؛ انگار نه انگار ویل به آن سیستم وصل بوده. الون وکنا را میخکوب میکند، جویس (Joyce) با تبر به گردنش میزند و ویل کاملا حالش خوب است.
این یکی از بزرگترین تناقضهای احساسی و روایی فینال است، چون فصل آخر خودش این اتصال را تبدیل به یک محور داستانی کرده بود.

۵) الون واقعا مرده؟ چرا پایان اینقدر مبهم است؟
شاید بحثبرانگیزترین سوال فینال همین باشد: الون مرده یا زنده؟ سریال انگار میخواهد هر دو را همزمان داشته باشد: هم فداکاری تراژیک، هم امید به زنده بودن. در پایان، به نظر میرسد الون در آپساید داون (Upside Down) میماند و آنجا میمیرد. اما بعد، مایک (Mike) میگوید شاید فرار کرده باشد. حتی نظریهای مطرح میشود که کالی (Kali) با قدرتهایش یک تصویر از الون ساخته تا ارتش فکر کند او قربانی شده و بعد، الون به شکل دیگری نجات پیدا کرده.
مشکل این است که سریال بعد از پنج فصل، به جای جواب قطعی، فقط ابهام میدهد. و این ابهام در مورد شخصیت اصلی سریال، برای خیلیها آزاردهنده است.

۶) چی به سر پدر و مادر دریک اومد؟
این یکی از آن سوالهای بامزه ولی واقعا جدی است. جویس یک خانواده را میدزدد و بعد قصه میرود جلو. هیچ اشارهای نیست که این خانواده کی آزاد شدند، پلیس را خبر کردند یا اصلا چطور با نبودن پسرشان و این اتفاق خیلی خونسرد، کنار آمدند. این مدل اتفاقها اگر جواب داده نشود، حس را میدهد که سریال خودش هم میداند یک کار غیرمنطقی کرده ولی نمیخواهد دربارهاش حرف بزند.

۷) آن سوال قدیمی فصل اول: چه کسی در را برای دموگورگون باز کرد؟
این سوال سالهاست فندام را دیوانه کرده: در شب ربوده شدن ویل، درِ خانه با یک حرکت تلهکینتیک باز میشود. خیلیها فکر کردند دموگورگون قدرت ذهنی دارد، اما بعد سازندگان گفتند دموگورگونها قدرت روانی ندارند و قرار بود این راز در فصل آخر جواب داده شود. اما فصل آخر هیچ جوابی نداد.
پس آن در را چه کسی باز کرد؟ الون؟ وکنا؟ یک عضو دیگر از هایومایند؟ یا این یکی از آن «حفرههای داستانی» است که هیچ وقت قرار نیست جواب بگیرد؟

۸) دکتر اوونز در فصل آخر سریال چیزهای عجیب کجاست؟
دکتر اوونز (Dr. Owens) یکی از مهمترین متحدهای بچهها بود؛ کسی که هم جلوی مایند فلایر ایستاد، هم به هاپر کمک کرد الون را قانونی به فرزندخواندگی بگیرد، هم به الون کمک کرد قدرتهایش را برگرداند. او در فصل چهارم زنده ماند و حتی درباره یک «جنگ» هشدار داد. ولی در فصل پنجم، هیچ. اصلا نیست. هیچ اشارهای به سرنوشتش نمیشود. این یکی واقعا عجیب است، چون با توجه به نقش ارتش در فصل پنجم، اوونز باید یکی از مهمترین مهرهها میبود.

در نهایت، فینال چیزهای عجیب (Stranger Things) از نظر احساسی و نمایشی یک پایان بزرگ بود، اما از آن پایانهایی بود که همزمان با بستن چند گره، کلی نخ باز هم روی زمین جا گذاشت. بعضی از این سوال ها شاید عمدا بیجواب مانده باشند تا راه اسپینآفها (Spin-offs) باز بماند، ولی بعضی هایشان واقعا حس میدهند سریال یا عجله کرده یا یک جا تصمیم گرفته از توضیح دادن فرار کند. حالا سوال اصلی این است: این ها «راز» بودند یا «حفره داستانی»؟ شما کدامشان را مهمتر میدانید و به نظرتان کدام سوال باید حتما در اسپینآف بعدی جواب بگیرد؟ توی کامنت ها بنویسید، چون این بحث تازه شروع شده.


