صفحه اصلی > کتاب و خاندان اژدها : قسمت سوم خاندان اژدها بهترین اقتباس از کتاب‌های مارتین است

قسمت سوم خاندان اژدها بهترین اقتباس از کتاب‌های مارتین است

هشدار: این مقاله حاوی اسپویل قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها و بخش‌هایی از کتاب‌های نغمه یخ و آتش است.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های رمان‌های نغمه یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) با اقتباس‌های تلویزیونی آن‌ها، نه در داستان، بلکه در شیوه روایت نهفته است. جورج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin)، جهان وستروس (Westeros) را از طریق ساختاری روایت می‌کند که ادبیات آن را «روایت محدود به زاویه دید» یا Point of View (POV) می‌نامد. هر فصل تنها از دریچه ذهن یک شخصیت روایت می‌شود؛ خواننده نه فقط اتفاقات، بلکه ترس‌ها، پیش‌داوری‌ها، خاطرات و حتی سوءبرداشت‌های همان شخصیت را تجربه می‌کند. به همین دلیل، حقیقت در آثار مارتین همیشه مطلق نیست؛ بلکه حاصل کنار هم قرار گرفتن نگاه‌های ناقص انسان‌هایی است که هر کدام جهان را به شیوه خود می‌بینند.

همین ویژگی، اقتباس از آثار مارتین را دشوار می‌کند. تلویزیون برخلاف رمان، معمولاً به یک راوی محدود نمی‌شود. دوربین آزادانه میان شخصیت‌ها جابه‌جا می‌شود و مخاطب از اتفاقاتی آگاه است که هیچ‌یک از شخصیت‌ها از آن‌ها خبر ندارند. نتیجه این است که بسیاری از کشمکش‌های درونی، تردیدهای ذهنی و فرآیند تدریجی تصمیم‌گیری شخصیت‌ها که در کتاب‌ها ستون اصلی روایت هستند، ناخواسته کمرنگ می‌شوند.

Emma D'Arcy as Rhaenyra on the Iron Throne

شاید به همین دلیل باشد که قسمت سوم فصل سوم خاندان اژدها یکی از نزدیک‌ترین تجربه‌های این فرنچایز به شیوه روایت جورج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin) محسوب می‌شود. اگرچه سریال همچنان از ساختار کلاسیک تلویزیونی پیروی می‌کند، اما بیشتر زمان اپیزود را در کنار رینیرا تارگرین (Rhaenyra Targaryen) می‌گذراند؛ به گونه‌ای که مخاطب جهان را تقریباً با همان اضطراب، تردید و فشار روانی او تجربه می‌کند. اینجا دوربین صرفاً اتفاقات را ثبت نمی‌کند؛ بلکه تلاش می‌کند ذهن شخصیت را به تصویر بکشد؛ همان کاری که مارتین سال‌هاست با کلمات انجام می‌دهد.

شاید بزرگ‌ترین دستاورد این اپیزود همین باشد؛ اینکه برای نخستین بار، اقتباس تلویزیونی نه صرفاً داستان مارتین، بلکه منطق روایت او را بازآفرینی می‌کند.

گلرخ زندی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید