در سالهایی که مرز میان ادبیات فانتزی و تلویزیون بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است، هر اقتباس تازه تنها انتقال یک داستان از صفحه کتاب به قاب تصویر نیست، بلکه تلاشی برای آفرینش جهانی تازه در ذهن مخاطبان به شمار میرود. اکنون شبکه استارز (STARZ) با اقتباس از سهگانه پرفروش شاه گرگ (The Wolf King)، اثر لورن پالفریمن (Lauren Palphreyman)، گام دیگری در مسیر گسترش جهان فانتزی عاشقانه یا رومنتسی (Romantasy) برداشته است؛ ژانری که در سالهای اخیر به یکی از محبوبترین شاخههای ادبیات فانتزی تبدیل شده است.
داستان، شاهزادهای به نام آرورا (Aurora) را دنبال میکند؛ دختری که در جهانی زندگی میکند که او را تنها مهرهای تشریفاتی میبیند. ربوده شدن او به دست آلفای گرگینهها، نه فقط آغاز یک ماجرای عاشقانه، بلکه شروع سفری برای کشف قدرت، هویت و اراده شخصی او است.

آرورا در میانه مثلثی عاشقانه و جنگی خونین میان انسانها و گرگینهها قرار میگیرد و ناچار است به پرسشی پاسخ دهد که جانمایه تمام داستان است؛ آیا او جایزهای برای تصاحب دیگران است یا فرمانروای سرنوشت خویش؟
هدایت این پروژه بر عهده تانیا ساراچو (Tanya Saracho) خواهد بود؛ نویسنده و شورانری که مخاطبان او را بیش از هر چیز با سریال ویدا (Vida) میشناسند. ساراچو که پیشتر سه فصل با شبکه استارز همکاری کرده بود، درباره این پروژه گفته است از زمانی که نخستین نسخه مستقل کتاب را خوانده، شیفته جهان آن شده و آرزوی اقتباسش را در سر داشته است. همین دلبستگی شخصی، این امید را زنده میکند که سریال تنها بازگویی وقایع رمان نباشد، بلکه روح اثر را نیز به تصویر بکشد.
استارز حقوق اقتباس هر سه کتاب این مجموعه، یعنی شاه گرگ (The Wolf King)، شاهزاده شب (The Night Prince) و ملکه گرگ (The Wolf Queen) را در اختیار گرفته است؛ تصمیمی که نشان میدهد شبکه از همین ابتدا به این مجموعه نه به چشم یک پروژه کوتاهمدت، بلکه به عنوان جهانی داستانی با ظرفیت چند فصل نگاه میکند. نویسنده مجموعه نیز در جایگاه تهیهکننده اجرایی در روند تولید حضور خواهد داشت؛ اتفاقی که میتواند به حفظ هویت و فضای رمانها کمک کند.
موفقیت احتمالی این اقتباس را باید در بستر محبوبیت روزافزون رمانتسی جستوجو کرد. پس از استقبال گسترده از آثاری که عشق، اسطوره و موجودات فراطبیعی را در بستری حماسی روایت میکنند، اکنون مخاطبان بیش از گذشته به داستانهایی گرایش دارند که احساسات انسانی را در دل جهانهای جادویی به تصویر میکشند. شاه گرگ نیز از همین سنت بهره میبرد؛ اما در پس روایت عاشقانه خود، پرسشهایی درباره قدرت، آزادی، هویت و اختیار انسان مطرح میکند.
انتخاب تانیا ساراچو نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. آثار او همواره بر شخصیتهایی استوار بودهاند که در مسیر شناخت خویش، ناچار به عبور از بحرانهای اجتماعی و عاطفی میشوند. اگر این نگاه در اقتباس تلویزیونی نیز حفظ شود، شاه گرگ میتواند فراتر از یک داستان عاشقانه درباره گرگینهها ظاهر شود و به روایتی درباره بلوغ، انتخاب و کشمکش میان وظیفه و خواست قلبی بدل شود.
البته مسیر اقتباس چنین آثاری همواره با چالش همراه است. وفاداری به رمان، طراحی موجودات فراطبیعی، ایجاد تعادل میان صحنههای اکشن و روابط احساسی، و همچنین بازآفرینی جهانی که میلیونها خواننده آن را در ذهن خود ساختهاند، مسئولیتی سنگین برای گروه سازنده خواهد بود. تجربه نشان داده است که موفقترین اقتباسهای فانتزی، آنهایی هستند که به جای تقلید صرف از متن، روح اثر را به زبان سینما و تلویزیون ترجمه میکنند.
در حال حاضر، استارز هنوز اطلاعاتی درباره بازیگران، زمان آغاز فیلمبرداری یا تاریخ پخش سریال منتشر نکرده است و تمامی اخبار رسمی به مرحله توسعه پروژه محدود میشود. با این حال، انتخاب این مجموعه از میان صدها رمان فانتزی معاصر، نشان میدهد شبکه امیدوار است شاه گرگ به یکی از آثار شاخص آینده آن تبدیل شود؛ جایگاهی که بسیاری آن را ادامه مسیر موفق سریال غریبه (Outlander) در حوزه فانتزی عاشقانه میدانند.
شاید راز ماندگاری چنین روایتهایی در همین باشد که هرچند جهانشان سرشار از جادو، گرگینه و افسانه است، اما در نهایت از دغدغههایی سخن میگویند که همواره با انسان همراه بودهاند؛ عشق، آزادی، قدرت و انتخاب. اگر اقتباس تلویزیونی شاه گرگ بتواند این لایههای انسانی را در کنار شکوه جهان فانتزی آن حفظ کند، استارز ممکن است بار دیگر یکی از مهمترین آثار رمانتسی سالهای اخیر را به مخاطبان تلویزیون معرفی کند.


