تریلر رسمی انتقامجویان: روز رستاخیز (Avengers: Doomsday) تقریباً هر چیزی را که از یک رویداد بزرگ مارولی انتظار داریم در خود جای داده است: بازگشت انتقامجویان قدیمی، ورود چهار شگفتانگیز، حضور چهرههای کلاسیک مردان ایکس و البته رابرت داونی جونیور که اینبار نه در نقش تونی استارک، بلکه در قالب ویکتور دووم (Victor von Doom) مقابل قهرمانان قرار میگیرد.
فهرست رسمی بازیگران نیز نشان میدهد که مارول قصد ندارد چیزی را برای این کراساوور کم بگذارد. کریس ایوانز، کریس همسورث، آنتونی مکی، تام هیدلستون، پدرو پاسکال، ونسا کربی، فلورنس پیو، پاتریک استوارت، ایان مککلن و چندین بازیگر دیگر از گوشههای مختلف جهان سینمایی مارول در این پروژه حضور دارند. فیلم به کارگردانی آنتونی و جو روسو ساخته شده، استیفن مکفیلی نویسندگی آن را بر عهده دارد و برای اکران در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ برابر با ۲۷ آذر ۱۴۰۵ برنامهریزی شده است.
اما سؤال اصلی این نیست که چه تعداد شخصیت در فیلم حضور دارند. پرسش مهمتر این است که مارول با جمعکردن این همه چهره آشنا دقیقاً چه هدفی را دنبال میکند: آیا انتقامجویان: روز رستاخیز فقط یک دورهمی عظیم و نوستالژیک برای تکرار موفقیت انتقامجویان: پایان بازی (Avengers: Endgame) است، یا قرار است زمینه را برای بازتنظیم و بازسازی دنیای سینمایی مارول فراهم کند؟
سه جهان در آستانه برخورد
خلاصه داستان و اطلاعات منتشرشده درباره فیلم نشان میدهد که داستان تنها به گردهمآیی چند تیم محدود نخواهد بود. قهرمانانی از سه جهان سینمایی متفاوت وارد یک بحران چندجهانی میشوند: جهان اصلی دنیای سینمایی مارول، جهان چهار شگفتانگیز و دنیایی که نسخههای قدیمی مردان ایکس در آن حضور دارند. این شخصیتها باید در برابر تهدیدی وجودی قرار بگیرند که برخورد جهانها و فروپاشی مرز میان واقعیتها را به همراه دارد.
این ساختار از یک جهت هیجانانگیز است. مارول سرانجام میتواند شخصیتهایی را که سالها به دلیل مالکیت استودیوهای مختلف از یکدیگر جدا بودند، در یک قاب قرار دهد. دیدن رید ریچاردز با بازی پدرو پاسکال در کنار پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت و اعضای انتقامجویان، همان تصویری است که طرفداران کمیک سالها در انتظارش بودهاند.

با این حال، همین ایده خطر بزرگی نیز دارد. حضور همزمان شخصیتهای متعدد از چند جهان ممکن است فیلم را به مجموعهای از ورودیهای پرسروصدا، شوخیهای آشنا و لحظات تشویقبرانگیز تبدیل کند؛ بدون اینکه فرصت کافی برای شکلگیری یک داستان منسجم باقی بماند. مارول پیشتر نیز از مولتیورس برای بازگرداندن بازیگران و نسخههای قدیمی شخصیتها استفاده کرده است. بنابراین صرف دیدن چهرههای آشنا دیگر بهاندازه چند سال قبل غافلگیرکننده نیست.
بازگشت رابرت داونی جونیور؛ حرکت جسورانه یا تکیه بر گذشته؟
بازگشت رابرت داونی جونیور یکی از روشنترین نمونههای این دوگانگی است. مارول بهجای معرفی بازیگری تازه برای دکتر دووم، یکی از نمادینترین چهرههای تاریخ خود را به جهان سینمایی بازگردانده است. داونی جونیور که در ده فیلم نقش تونی استارک و مرد آهنی را ایفا کرد، اکنون رسماً در نقش دکتر دووم ظاهر میشود.
این انتخاب از نظر تبلیغاتی تقریباً بینقص است. چهره او بلافاصله توجه مخاطبانی را جلب میکند که شاید در سالهای پس از پایان بازی ارتباط کمتری با پروژههای مارول داشتهاند. اما در سطح داستانی، موفقیت این تصمیم به نحوه استفاده از گذشته بستگی دارد.

مشکل اینجاست که مارول برای احیای بزرگترین تهدید تازه خود، دوباره به چهرهای از موفقترین دوران گذشته تکیه کرده است. همین موضوع نگرانی درباره تکراریشدن فرمول این مجموعه را جدیتر میکند.
آیا مارول در حال تکرار فیلمهای گذشته است؟
ساختار کلی انتقامجویان: روز رستاخیز شباهت آشکاری به فرمولی دارد که پیشتر در جنگ ابدیت (Avengers: Infinity War) و پایان بازی جواب داده بود: یک دشمن عظیم، گروههای پراکنده قهرمانان، تهدیدی جهانی و گردهمآیی شخصیتهایی که تا پیش از آن هرکدام مسیر مستقلی داشتند.
تفاوت اینجاست که فیلمهای قبلی پس از یک دهه جهانسازی نسبتاً منظم ساخته شدند. مخاطب پیش از دیدن تانوس، روابط میان تونی استارک، استیو راجرز، ثور و دیگر قهرمانان را میشناخت. در مقابل، دوران چندجهانی مارول خطوط داستانی پراکندهتری داشته است. شخصیتهایی در فیلمها و سریالهای مختلف معرفی شدهاند، اما بسیاری از آنها هنوز ارتباط عاطفی یا روایی قدرتمندی با یکدیگر ندارند.
در نتیجه، روز رستاخیز باید هم شخصیتها را به یکدیگر معرفی کند، هم چند جهان را به هم پیوند بزند، هم دکتر دووم را بهعنوان تهدید اصلی بسازد و هم زمینه را برای انتقامجویان: جنگهای مخفی (Avengers: Secret Wars) آماده کند. این حجم از مسئولیت میتواند فیلم را به رویدادی بزرگ اما سطحی تبدیل کند.
بازگشت برادران روسو و استیفن مکفیلی نیز همین نگرانی را دوچندان میکند. حضور سازندگان موفق جنگ ابدیت و پایان بازی اطمینانبخش است، اما از سوی دیگر نشان میدهد مارول برای عبور از بحران فعلی بار دیگر به همان تیمی بازگشته که بزرگترین موفقیت گذشته را رقم زده بود. این تصمیم ممکن است نتیجهای قدرتمند داشته باشد، ولی نشانهای از محافظهکاری استودیویی هم محسوب میشود.

ریبوت یا بازتنظیم؛ مارول دقیقاً چه برنامهای دارد؟
کوین فایگی درباره آینده دنیای سینمایی مارول از واژه ریبوت فاصله گرفته و بیشتر از یک بازتنظیم (Reset) صحبت کرده است. برنامه فعلی این است که انتقامجویان: جنگهای مخفی جهانهای پراکنده را به یک خط زمانی واحد نزدیک کند و آغاز دورهای تازه را رقم بزند. فایگی تأکید کرده که این تغییر لزوماً به معنای پاکشدن همه اتفاقات گذشته و آغاز دوباره از نقطه صفر نیست.
بنابراین احتمالاً قرار نیست تمام داستانهای قبلی بیاعتبار شوند. مدل محتملتر، نوعی ریبوت نرم است؛ ساختاری که در آن برخی شخصیتها و بازیگران باقی میمانند، بعضی خطوط داستانی کنار گذاشته میشوند و نسخههای جدیدی از قهرمانان قدیمی بهتدریج وارد جهان واحد مارول خواهند شد.
فایگی همچنین تأیید کرده که مردان ایکس پس از جنگهای مخفی با گروهی تازه از بازیگران وارد دوره جدید MCU خواهند شد. او درباره بازنقشدهی شخصیتهایی مانند تونی استارک و استیو راجرز نیز گفته است که چنین شخصیتهایی در آینده میتوانند با بازیگران دیگری بازگردند؛ همانطور که نقشهایی مانند بتمن، سوپرمن و جیمز باند در دورههای مختلف به بازیگران تازه سپرده شدهاند.
از این منظر، روز رستاخیز خودِ ریبوت نیست. این فیلم بیشتر مرحله نخست یک فرایند انتقالی است؛ بحرانی که جهانهای مختلف را در برابر یکدیگر قرار میدهد و در نهایت به بازسازی واقعیت در جنگهای مخفی منتهی خواهد شد.
نوستالژی؛ راه نجات یا نشانه کمبود ایده؟
بازگرداندن مردان ایکس قدیمی، استیو راجرز، رابرت داونی جونیور و چندین شخصیت محبوب، تضمین میکند که روز رستاخیز از نظر رسانهای به رویدادی عظیم تبدیل شود. اما نوستالژی زمانی مؤثر است که در خدمت یک داستان تازه قرار بگیرد، نه اینکه جای داستان را بگیرد.
مارول در سالهای اخیر بارها از بازگشت چهرههای قدیمی بهعنوان نقطه اصلی فروش پروژههایش استفاده کرده است. این روش در ابتدا هیجانانگیز بود، اما با تکرار مداوم، اثر غافلگیرکننده خود را از دست میدهد. مخاطب دیگر تنها با دیدن یک بازیگر قدیمی راضی نمیشود؛ او میخواهد بداند بازگشت این شخصیت چه معنایی برای داستان دارد.
حضور پاتریک استوارت، ایان مککلن و دیگر بازیگران فیلمهای قدیمی مردان ایکس زمانی ارزشمند خواهد بود که پایانی شایسته برای آن نسل بسازد و راه را برای نسخه جدید جهشیافتهها باز کند. بازگشت استیو راجرز نیز باید چیزی به مفهوم میراث کاپیتان آمریکا اضافه کند، نه اینکه جایگاه سام ویلسون را تضعیف کند. همین مسئله درباره دکتر دووم با بازی رابرت داونی جونیور نیز صدق میکند.


