اقتباس از اودیسه (The Odyssey)، شاهکار جاودانه هومر (Homer)، همیشه کاری پرریسک بوده است. این منظومه که بیش از ۲۷۰۰ سال قدمت دارد، نه فقط داستان بازگشت اودیسئوس (Odysseus) از جنگ تروا، بلکه یکی از ستونهای اصلی ادبیات جهان به شمار میرود. اکنون کریستوفر نولان (Christopher Nolan) تصمیم گرفته این اثر را با زبان سینمای خودش بازآفرینی کند؛ تصمیمی که از همان ابتدا این سؤال را مطرح کرد: آیا او به متن هومر وفادار میماند یا مانند آثار پیشینش، روایت را از نو خواهد ساخت؟
با اطلاعات رسمی منتشرشده تا امروز، پاسخ این سؤال بیشتر به گزینه دوم نزدیک است.
روایتی که دیگر کاملاً شبیه شعر هومر نیست
خود اودیسه نیز اثری کاملاً خطی نیست. هومر بخش زیادی از سفر اودیسئوس را از طریق خاطره و روایت شخصیتها بازگو میکند. با این حال، نشانههای اولیه از فیلم نولان نشان میدهد او این ساختار را بیش از پیش پیچیده کرده و روایت را با سبک همیشگی خود، یعنی جابهجایی زمانی و کنار هم قرار دادن چند خط داستانی، بازسازی کرده است.
اگر این رویکرد تا نسخه نهایی فیلم حفظ شود، مخاطب بیش از آنکه صرفاً شاهد یک سفر ماجراجویانه باشد، وارد ذهن آشفته قهرمانی خواهد شد که سالها جنگ، شکست و دوری از خانه او را تغییر داده است.
حضور شخصیتی که در اودیسه وجود نداشت
یکی از جالبترین تفاوتهای فیلم، اضافه شدن شخصیت سینون (Sinon) است؛ شخصیتی که نامش در خود اودیسه دیده نمیشود.
سینون در واقع یکی از شخصیتهای مهم اسطوره جنگ تروا و منظومه انهاید (Aeneid) اثر ویرژیل (Virgil) است؛ همان سربازی که با فریب دادن مردم تروا، آنها را متقاعد کرد اسب چوبی را وارد شهر کنند و زمینه سقوط تروا را فراهم آورد.

اضافه شدن چنین شخصیتی نشان میدهد نولان قصد ندارد تنها به متن هومر محدود بماند، بلکه میخواهد عناصر مختلف اساطیر یونان را در قالب یک روایت واحد کنار هم قرار دهد.
اودیسئوس؛ قهرمانی انسانیتر از اسطورهها
در شعر هومر، اودیسئوس شخصیتی باهوش، سیاستمدار و گاهی حیلهگر است؛ قهرمانی که بیش از قدرت بدنی، با نیرنگ و خرد از موانع عبور میکند.
اما انتخاب مت دیمون (Matt Damon) و صحبتهای عوامل فیلم نشان میدهد نولان بیش از هر چیز به جنبه انسانی این شخصیت علاقه دارد. احتمالاً تمرکز فیلم نه بر شکست دادن هیولاها، بلکه بر تأثیر جنگ، تنهایی، احساس گناه و تلاش برای بازگشت به خانه خواهد بود؛ مضامینی که در بیشتر آثار نولان نیز دیده میشوند.

اسطورهها همچنان حضور دارند، اما نگاه فیلم متفاوت است
سیرسه (Circe)، کالیپسو (Calypso)، پولیفموس (Polyphemus)، آتنا (Athena) و دیگر چهرههای مشهور اساطیر یونان همچنان در فیلم حضور دارند، اما انتظار نمیرود نولان آنها را صرفاً موجوداتی افسانهای به تصویر بکشد.
سابقه فیلمسازی او نشان میدهد حتی در روایتهای بزرگ و حماسی نیز تلاش میکند شخصیتها را تا حد امکان ملموس و باورپذیر نشان دهد. به همین دلیل، احتمال دارد موجودات اسطورهای فیلم نیز بیش از آنکه بر جلوههای ویژه تکیه داشته باشند، بخشی از سفر روانی و درونی اودیسئوس را بازتاب دهند.
آیا این اقتباس به هومر وفادار خواهد ماند؟
وفاداری در اقتباس همیشه به معنای بازسازی صحنه به صحنه متن اصلی نیست. بسیاری از بزرگترین اقتباسهای تاریخ سینما، با وجود تغییر شخصیتها، ترتیب رویدادها یا حتی پایان داستان، توانستهاند روح اثر اصلی را حفظ کنند.
به نظر میرسد نولان نیز چنین مسیری را انتخاب کرده است؛ او نه میخواهد شعر هومر را بازگو کند و نه قصد دارد آن را کنار بگذارد. هدف او بازخوانی یکی از مهمترین اسطورههای جهان با زبان سینمای مدرن است؛ زبانی که در آن، زمان، حافظه، هویت و انتخاب، به اندازه نبرد با سیکلوپها و خدایان اهمیت دارند.

فیلم The Odyssey قرار نیست نسخهای تصویری از شعر هومر باشد. حضور شخصیتهایی خارج از متن اصلی، ساختار روایی متفاوت و تمرکز بیشتر بر روانشناسی قهرمان، نشان میدهد کریستوفر نولان در حال خلق تفسیری تازه از این حماسه کلاسیک است.
همین تفاوتهاست که فیلم را به یکی از موردانتظارترین آثار سال تبدیل کرده است؛ اقتباسی که احتمالاً هم طرفداران هومر و هم علاقهمندان سینمای نولان، پس از تماشای آن بحثهای زیادی درباره مرز میان وفاداری و بازآفرینی خواهند داشت.


