شمارهی نخست مینیسری Marvel Zombies : War Zone به قلم تام والتز و با طراحی جیمی اینفانته منتشر شده و ساختاری دارد که آن را از تمام شمارههای قبلیِ این فرنچایز جدا میکند. نیویورک اینبار نه با نبردِ تنبهتنِ قهرمانان، بلکه با یک نقشهی از پیشطراحیشده نجات پیدا میکند، و مغز متفکرِ آن نقشه رید ریچاردز است.
شیوع را ویلنی جهشیافته به نام گورگون به راه انداخت؛ او هوردی از نینجاهای دستِ (Hand) زامبیشده را به خیابانهای نیویورک فرستاد تا هرکس سرِ راهشان بود را بکشند و به زامبی تبدیل کنند. قهرمانانی مثل ثور، آیرونمن و شانگ-چی در همین موج نخست به شکلی دردناک جان باختند، پیش از آنکه یک میدان نیروی غولآسا کل شهر را از باقیِ جهان جدا کند.
مثل هر داستانِ دیگری در این فرنچایز، هر قهرمان یا شروری که اینجا زامبی میشود قدرتها و حتی شخصیتِ خودش را حفظ میکند؛ همین است که ثورِ زامبیشده هنوز میتواند در خدمتِ گورگون بجنگد. اما تفاوتِ اصلیِ این شماره جای دیگری است: برخلافِ اغلبِ داستانهای قبلیِ فرنچایز، اینبار عفونت از مرزهای نیویورک بیرون نمیرود.
گورگون چطور شیوع را در نیویورک آغاز کرد؟
شماره از همان جایی شروع میشود که اغلب داستانهای زامبیهای مارول شروع میشوند؛ نمایشِ لحظهی سقوط قهرمانان. اما اینبار عامل مشخصی پشتِ شیوع است. کاپیتان آمریکا، اعضای Fantastic Four، واسپ و انتمن از میدان جنگ میگریزند و روی یک هلیکریر شیلد بالای شهر پناه میگیرند. وقتی کاپیتان از رید ریچاردز توضیح میخواهد، جواب او همه را غافلگیر میکند؛ همهی اینها از قبل نقشه بوده است.
فقط دو نفرِ دیگر از این نقشه باخبر بودند. انتمن توضیح میدهد که میدان نیرو اساسا یک برنامهی احتیاطی بوده که او و رید ریچاردز همراه با شیلد از قبل، برای روزی که قهرمانان از پسِ خودِ بحران در نیویورک برنیایند، طراحی کرده بودند.
رید ریچاردز نیویورک را نجات داد، نه با مشت
رید ریچاردز از قبل نقشهی محاصرهی کل شهر در یک میدان نیرو را آماده کرده بود، دقیقا برای همین سناریو؛ تا اگر روزی عفونتی از کنترل قهرمانان خارج شد، دستِکم دامنهاش به فراتر از نیویورک نرسد و شهرهای دیگر درگیر نشوند. در آن لحظهی اول، تقریبا هیچکس از وجود این نقشه خبر نداشت؛ همین غافلگیری است که رید ریچاردز را در این شماره از یک دانشمند پشتِ صحنه به تصمیمگیرندهی اصلیِ سرنوشتِ شهر تبدیل میکند.
آیرونمن هم از نقشه خبر داشت. تونی استارک درست همان لحظهای که گاز گرفته شده بود، دکمهی فعالسازیِ میدان نیرو را زد و شهر را قفل کرد، پیش از آنکه خودش کاملا زامبی شود. نیک فیوری بعدتر توضیح میدهد که رید همان کسی بود که راهِ نجات باقیِ جهان را طراحی کرد، اما یک مهرهی دیگر هم داخل شهر داشت تا از پسِ خودِ نیویورک بربیاید؛ کسی که هیچ راهی برای نفوذ به داخلِ میدان نیرو وجود نداشت و اگر کسی میخواست آن را بشکند، یک مکانیزم ایمنی تمامِ ساکنانِ شهر را میکشت.

پانیشر، تنها انسانِ در امانِ نیویورک
آن مهرهی دیگر فرانک کستل است؛ همان پانیشر. فیوری او را یک «دارایی» داخلِ شهر مینامد، و دلیلش زود روشن میشود. پانیشر تمام عمرش را صرفِ کمین کردن و پنهان ماندن کرده، همین حالا هم از دیدِ گورگون مخفی مانده، حتی وقتی ثورِ زامبیشده یکی از خدمهی گورگون است.
در شمارههای قبلیِ این فرنچایز، معمولا شخصیتهایی مثل بلکپنتر یا اسپایدرمن محورِ روایت بودند؛ کسانی که تلاش میکردند بقیهی جامعه را نجات دهند یا در برابر کشتنِ دوستانِ زامبیشدهشان دچار تردید میشدند. همانطور که در اولین حضور مرد عنکبوتی در یک اثر بزرگسالِ مارول هم دیده شد، این تردید همیشه بخشی از داستان بوده. پانیشر اما از این جنس تردیدها خالی است؛ او آیرونمن زامبیشده را همان اول کشت، بدون کوچکترین مکثی، و در تمامِ این شماره یک بار هم برای گلوله خالیکردن روی یک قهرمانِ سابق مکث نمیکند.

نامِ این مینیسری هم بیدلیل انتخاب نشده. Punisher: War Zone یکی از شناختهشدهترین کمیکهای انفرادیِ فرانک کستل است، و War Zone در اینجا او را دوباره به همان جنگ برمیگرداند، فقط اینبار در خیابانهای نیویورکِ زامبیزده و با هدفی روشنتر از همیشه. کستل همان شخصیتی نیست که در سالهای اخیر مارول تلاش کرده قهرمانان خیابانی را دوباره به مرکز داستانهایش برگرداند؛ او همیشه همینجا بوده، فقط اینبار حریفش زامبی است نه جنایتکار.
ترکیبِ نقشهی مهارِ رید ریچاردز و شکارِ بیرحمانهی پانیشر همان چیزی است که Marvel Zombies: War Zone را از باقیِ آثار این فرنچایز جدا میکند؛ داستانی که بهجای نبردِ حماسیِ قهرمانان، روی مهندسیِ یک بحران و اجرای سردِ آن تمرکز دارد. تمرکزی که خودِ نامِ شماره هم به روشنی از آن حرف میزند.


