سیرک شبانه (The Night Circus) پانزدهساله شد. نخستین رمان ارین مورگنشترن (Erin Morgenstern) امروز یکی از شناختهشدهترین رمانهای فانتزی قرن حاضر به شمار میرود و همچنان یکی از آثار شاخص فانتزیهایی است که داستانشان میان چادرهای سیرک، شعبدهبازها و اجراهای شبانه میگذرد. به همین مناسبت، فهرستی از پنج رمان فانتزی دیگر منتشر شده که داستانشان در سیرک یا کارناوال جریان دارد.
در ابتدا تأکید میکنیم که هیچکدام از این پنج کتاب را نباید جایگزینی دقیق برای سیرک شبانه دانست. اگر کسی واقعاً دنبال حالوهوایی نزدیک به آن باشد، بهترین گزینه احتمالا رمان دوم خود مورگنشترن، یعنی دریای بیستاره (The Starless Sea) است. بااینحال، این پنج پیشنهاد هرکدام داستانی مستقل و خواندنی دارند و وجه مشترکشان فضایی آشناست: چادرهای سیرک، نورهای شبانه و آدمهایی که پشت ظاهر پرزرقوبرق اجرا، زندگی دیگری دارند.
چرا سیرک شبانه الگوی این زیرژانر شد؟

داستان مورگنشترن در دل یک سیرک جادویی میگذرد، و همین ایده کافی بود تا کتاب به یکی از پرخوانندهترین و ماندگارترین رمانهای فانتزی قرن بیستویکم بدل شود. موفقیت پایدارش باعث شده هر رمان تازهای که پسزمینهاش را به یک سیرک یا کارناوال میسپارد، خواهناخواه کنار آن گذاشته شود؛ درست همان اتفاقی که برای هر رمان پرپیچوخم با یک غافلگیری بزرگ در برابر «دختر گمشده» میافتد. در معرفی این فهرست همین نکته را یادآوری میکنیم: مقایسهی هر رمان سیرکمحور تازه با سیرک شبانه بیشتر یک عادت رایج در نقدهاست تا نشانهی شباهت واقعی داستانها.
فهرست پیش رو هم از همین قاعده پیروی میکند: پنج کتاب زیر را باید پنج رمان مستقل خواند، نه پنج نسخهی دیگر از یک داستان. هرکدام دورهای متفاوت را روایت میکند، از لندن عصر ویکتوریا تا جزیرهای خیالی در کارائیب، و تنها سر یک نقطه به هم میرسند: صحنهی سیرک یا کارناوال.
پنج رمان فانتزی دیگر با پسزمینهی سیرک و کارناوال
کارناوال کنجکاویها نوشتهی امی گیبس

رمان کارناوال کنجکاویها (The Carnival of Curiosities) داستان آش (Ash) و پرتوریوس (Pretorius) را روایت میکند که در لندن عصر ویکتوریا نمایشی مرموز و بسیار محدود برپا کردهاند؛ نمایشی که تنها عدهی کمی فرصت تماشای آن را پیدا میکنند. اما راز اصلی کارناوال پس از پایان اجرا آشکار میشود؛ جایی که گفته میشود آش توانایی برآورده کردن آرزوها را دارد.
ماجرا زمانی رنگ تاریکتری به خود میگیرد که یکی از بدنامترین مردان لندن، آش را برای امضای قراردادی تحت فشار قرار میدهد. قراردادی که او و دیگر اعضای کارناوال را وارد مسیری خطرناک میکند و زندگی همهی آنها را تغییر میدهد.
کارناوال فنتستیکو نوشتهی آنجلا مونتویا
اسمرالدا (Esmeralda) دختری فراری است که برای پشت سر گذاشتن گذشتهاش، به کارناوال فنتستیکو پناه میبرد و آنجا بهعنوان فالگیر مشغول به کار میشود. زندگی تازهی او زمانی به هم میریزد که یگناسیو (Ignacio)، پسری که روزگاری قلبش را شکسته بود، دوباره سر راهش قرار میگیرد. یگناسیو از ارتش پادشاه فرار کرده و بهدنبال مدرکی است که بتواند با آن فرماندهی ارتش، یعنی پدر خودش، را افشا کند.
این دو با یکدیگر معامله میکنند: اسمرالدا برای پیدا کردن مدرک به یگناسیو کمک میکند و در مقابل، او باید راهی برای حضور اسمرالدا روی صحنهی اصلی کارناوال پیدا کند. اما احساساتی که هنوز میان آنها باقی مانده، این همکاری را پیچیدهتر از چیزی میکند که انتظارش را داشتند.
جانوران کارناوال نوشتهی رزالیا رودریگو

در جزیرهی کارائیبی ایسلا بستیا (Isla Bestia)، با فرارسیدن شب کارناوال د بستیاس (Carnaval de Bestias) آغاز میشود؛ کارناوالی اسرارآمیز که سوفیا (Sofía) برای پیدا کردن برادر گمشدهاش راهی آن میشود. او پنج سال پیش در همین کارناوال ناپدید شده و سوفیا حالا امیدوار است سرانجام بفهمد چه اتفاقی برایش افتاده است.
اما جستوجوی سوفیا خیلی زود او را با واقعیت تاریکتری روبهرو میکند: کارناوال فرهنگ و مردم سرزمینش را به بخشی از نمایش خود تبدیل کرده است. مواجهه با چیزهایی که هم آشنا و هم دردناکاند، سوفیا را بیش از پیش به رازهای کارناوال نزدیک میکند؛ تا جایی که خودش نیز کمکم گرفتار جادوی آن میشود.
بانوان سیرک مخفی نوشتهی کنستانس سایرز

در روز عروسی لارا بارنز (Lara Barnes)، نامزدش ناگهان ناپدید میشود. جستوجوی لارا برای فهمیدن دلیل این اتفاق، او را به دفترچههای خاطرات یکی از اجدادش میرساند و پرده از نفرینی خانوادگی برمیدارد که نسلهاست زنان خانوادهی او را دنبال میکند.
ریشهی این نفرین به رازهای تاریک یک سیرک مرموز در پاریس، بیش از یک قرن پیش، بازمیگردد. لارا با دنبال کردن سرنخهای گذشته، کمکم متوجه میشود که ناپدید شدن نامزدش هم ممکن است با همین تاریخچهی تاریک ارتباط داشته باشد.
مکانیک: قصهی سیرک ترسائولتی نوشتهی جنویو ولنتاین

در نخستین رمان جنویو ولنتاین، سیرک ترسائولتی (Circus Tresaulti) در دنیایی پساآخرالزمانی از شهری به شهر دیگر سفر میکند؛ سیرکی عجیب با هنرمندانی که بدنهایشان با اجزای برنزی و مسی پیوند خورده و در میان ویرانهها و جنگهای بیپایان به اجرای نمایش ادامه میدهند.
اما با نزدیک شدن خطرهای دنیای بیرون، جادویی که سیرک را زنده نگه داشته نیز تهدید میشود. در این میان، رئیس سیرک باید تصمیم بگیرد که برای محافظت از گروهش تا کجا حاضر است پیش برود و آیا میتواند به اتحادی تازه اعتماد کند یا نه.


