گاهی یک کتاب، نه به خاطر زبان شاعرانهاش و نه به خاطر پیچیدگی روایتش، بلکه به دلیل جسارتش در شکستن قواعد شناختهشده ادبیات فانتزی به پدیدهای جهانی تبدیل میشود. Dungeon Crawler Carl (که عنوان آن را میتوان بهصورت تحتاللفظی «کارلِ سیاهچالهنورد» ترجمه کرد) از همین دست آثار است؛ رمانی که در نگاه نخست شاید تنها داستانی درباره سیاهچالهها، هیولاها و مبارزه برای بقا به نظر برسد، اما در لایههای زیرین خود، تصویری هجوآمیز از جامعه، رسانه، سرمایهداری و عطش انسان برای تماشا کردن رنج دیگران ارائه میدهد.
حالا این مجموعه که طی سالهای اخیر به یکی از موفقترین آثار ژانر لیتآرپیجی (LitRPG) تبدیل شده، قرار است راه خود را به تلویزیون باز کند. سرویس استریم پیکاک (Peacock) بهصورت رسمی سفارش ساخت اقتباس لایو اکشن Dungeon Crawler Carl را صادر کرده؛ پروژهای که ست مکفارلن (Seth MacFarlane) و استودیوی Fuzzy Door تهیهکنندگی آن را بر عهده دارند و کریستوفر یوست (Christopher Yost)، نویسنده آثاری مانند Thor: Ragnarok، وظیفه نگارش فیلمنامه را بر عهده گرفته است.

وقتی فانتزی، آیینه جهان امروز میشود
رمانهای مت دینیمن (Matt Dinniman) در روزگاری منتشر شدند که ادبیات فانتزی بیش از هر زمان دیگری به بازیهای ویدیویی نزدیک شده بود. اما نویسنده تنها از سازوکار بازیها وام نگرفت؛ او از منطق آنها برای روایت جهان استفاده کرد.
در دنیای Dungeon Crawler Carl، زمین نابود میشود و بازماندگان بشر ناچارند در مسابقهای مرگبار شرکت کنند؛ مسابقهای که موجوداتی فرازمینی آن را همچون یک برنامه تلویزیونی برای میلیونها بیننده در سراسر کهکشان پخش میکنند.
قهرمان داستان، کارل (Carl)، همراه با گربهای به نام پرنسس دونات (Princess Donut)، باید از هجده طبقه سیاهچالهای عظیم عبور کند؛ جایی که هر مرحله قوانین خودش را دارد و مرگ، بخشی عادی از سرگرمی مخاطبان است.
در ظاهر، همهچیز یادآور بازیهای نقشآفرینی است؛ امتیازها، ارتقای شخصیت، آیتمها و باسفایتها. اما در پس این ساختار آشنا، نویسنده پرسشی قدیمی را دوباره مطرح میکند: وقتی رنج انسان به سرگرمی تبدیل شود، مرز میان تماشاگر و شریک جنایت کجاست؟
چرا این مجموعه چنین محبوب شد؟
محبوبیت Dungeon Crawler Carl را نمیتوان تنها با موفقیت تجاری آن توضیح داد. این مجموعه در سالهای اخیر میلیونها خواننده پیدا کرده، نسخههای صوتی آن به یکی از موفقترین آثار Audible تبدیل شدهاند و در میان علاقهمندان ژانر LitRPG جایگاهی کمنظیر پیدا کرده است.
علت این استقبال را باید در تعادلی جستوجو کرد که مت دینیمن میان طنز و تراژدی برقرار میکند. او جهانی خلق کرده که در آن، خنده و وحشت همزمان حضور دارند. خواننده ممکن است در یک صفحه از شوخیهای گزنده شخصیتها لبخند بزند و چند صفحه بعد، با صحنهای مواجه شود که خشونت و اندوه را بیپرده پیش چشمش قرار میدهد.
همین دوگانگی است که رمان را از بسیاری از آثار همژانرش متمایز میکند.
اقتباسی که کار آسانی پیش رو ندارد
با وجود اعلام رسمی ساخت سریال، اقتباس از Dungeon Crawler Carl مأموریتی ساده نخواهد بود.
بخش بزرگی از جذابیت کتاب، نه در نبردها، بلکه در لحن روایت، شوخیهای تلخ، کنایههای اجتماعی و رابطه شکلگرفته میان کارل و پرنسس دونات نهفته است؛ عناصری که انتقال آنها به زبان تصویر، بیش از جلوههای ویژه، به درک درست جهانبینی اثر نیاز دارد.
از سوی دیگر، ساختار LitRPG این مجموعه نیز چالش دیگری پیش روی سازندگان قرار میدهد. در ادبیات، خواننده بهسادگی میتواند منطق ارتقای شخصیتها، قوانین بازی و سازوکار جهان را بپذیرد، اما در تلویزیون، این عناصر باید به گونهای بازآفرینی شوند که برای مخاطبی که هرگز با این ژانر آشنا نبوده نیز قابل فهم و باورپذیر باشند.
بیش از یک اقتباس
شاید مهمترین نکته درباره Dungeon Crawler Carl این باشد که این اثر صرفاً داستانی درباره هیولاها و سیاهچالهها نیست. همانگونه که بسیاری از آثار بزرگ فانتزی، از ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) تا تلماسه (Dune)، جهانهای خیالی را به بستری برای گفتوگو درباره انسان تبدیل کردند، مت دینیمن نیز از دل یک بازی مرگبار، تصویری از جهان معاصر ارائه میدهد؛ جهانی که در آن، مرز میان سرگرمی، خشونت، شهرت و بقا هر روز مبهمتر میشود.
به همین دلیل، خبر ساخت این سریال تنها برای علاقهمندان آثار فانتزی اهمیت ندارد؛ بلکه میتواند آغاز ورود یکی از متفاوتترین رمانهای سالهای اخیر به مدیومی باشد که فرصت دارد مخاطبان بسیار گستردهتری را با این جهان آشنا کند.
اگر اقتباس پیکاک بتواند روح اثر را حفظ کند، Dungeon Crawler Carl این شانس را خواهد داشت که همان مسیری را طی کند که پیشتر آثاری مانند The Expanse، Silo و The Witcher پیمودند؛ آثاری که ابتدا در قفسه کتابفروشیها متولد شدند و سپس راه خود را به حافظه تصویری مخاطبان سراسر جهان باز کردند. در نهایت، موفقیت یا شکست این پروژه نه به عظمت جلوههای ویژه، بلکه به وفاداری آن به مهمترین ویژگی کتاب وابسته است؛ اینکه در دل پرهیاهوترین نبردها نیز، هرگز انسان را از یاد نبرد.


