هشدار اسپویل: این مطلب حاوی اسپویلهایی از فصل سوم سریال خاندان اژدها و همچنین بخشهایی از کتاب آتش و خون است.
سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) از همان فصل اول نشان داده که علاقه زیادی به روایت غیرمستقیم دارد. بسیاری از اتفاقات مهم داستان، پیش از وقوع با دیالوگها، خوابها یا جزئیات بصری به بیننده گوشزد میشوند؛ جزئیاتی که شاید در نگاه اول بیاهمیت به نظر برسند، اما بعدها معنای واقعی خود را نشان میدهند.
حالا پس از پخش قسمت سوم فصل سوم، بسیاری از طرفداران و رسانهها معتقدند که سازندگان یکی دیگر از همین سرنخها را در دل روایت پنهان کردهاند؛ سرنخی که این بار به سرنوشت یکی از غمانگیزترین شخصیتهای خاندان تارگرین، یعنی هلینا تارگرین (Helaena Targaryen)، اشاره میکند.
هلینا؛ شخصیتی که همیشه آینده را میدید
از نخستین حضور هلینا در سریال، مشخص بود که او با دیگر اعضای خاندان تارگرین تفاوت دارد. او بارها جملاتی بر زبان آورده که در ابتدا نامفهوم به نظر میرسیدند، اما بعدها مشخص شد پیشبینیهایی از آینده بودهاند.
پیش از ماجرای «خون و پنیر» (Blood and Cheese)، هلینا با جملات کوتاه و پراکنده به اتفاقاتی اشاره کرده بود که بعداً به واقعیت تبدیل شدند. همین سابقه باعث شده هر دیالوگ یا حرکت او در فصل سوم نیز با دقت بیشتری از سوی مخاطبان بررسی شود.
چرا همه درباره پنجرهها صحبت میکنند؟
در قسمت سوم فصل سوم، هلینا چندین بار کنار پنجرههای قلعه دیده میشود؛ قاببندیهایی که به شکل محسوسی با دیگر شخصیتها تفاوت دارند.
در یکی از صحنهها نیز او جملهای میگوید که توجه بسیاری را جلب کرده است:
«نمیخواهم در این اتاق بمانم.»
اگر این جمله را جدا از بقیه داستان ببینیم، شاید تنها نشانهای از وضعیت روحی هلینا باشد. اما وقتی آن را در کنار قاببندیهای مکرر کنار پنجره قرار میدهیم، برای بسیاری از مخاطبان معنای دیگری پیدا میکند؛ گویی سریال از همین حالا در حال آماده کردن بیننده برای یکی از تلخترین اتفاقات آینده است.

در کتاب آتش و خون چه اتفاقی برای هلینا میافتد؟
در کتاب آتش و خون (Fire & Blood) نوشته جورج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin)، هلینا یکی از بزرگترین قربانیان جنگ رقص اژدهایان (Dance of the Dragons) است.
پس از قتل پسرش جاهاریس (Jaehaerys) در ماجرای خون و پنیر، وضعیت روحی او بهشدت رو به وخامت میرود. با ادامه جنگ و از دست دادن اعضای خانواده، هلینا بیش از پیش منزوی و افسرده میشود.
در نهایت، او از پنجره اقامتگاه میگورز هولدفست (Maegor’s Holdfast) خود را به پایین پرت میکند و جانش را از دست میدهد؛ یکی از تراژیکترین مرگهای خاندان تارگرین که پیامدهای سیاسی و اجتماعی مهمی نیز در کینگزلندینگ (King’s Landing) به دنبال دارد.
همین اتفاق باعث شده بسیاری از طرفداران، حضور مکرر هلینا کنار پنجرهها را یک پیشآگاهی مستقیم به این سرنوشت بدانند.
آیا سریال دقیقاً از کتاب پیروی خواهد کرد؟
با وجود این شباهتها، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که سریال همان مسیر کتاب را دنبال میکند.
خاندان اژدها تاکنون چندین بار جزئیات روایت آتش و خون را تغییر داده یا برخی رویدادها را با ترتیب متفاوتی به تصویر کشیده است. حتی بعضی شخصیتها و خطوط داستانی نیز نسبت به کتاب دستخوش تغییر شدهاند.
به همین دلیل، هرچند استفاده از پنجرهها، دیالوگهای هلینا و وضعیت روحی او میتواند نوعی فورشدوئینگ (Foreshadowing) یا پیشآگاهی روایی باشد، اما هنوز تضمینی وجود ندارد که پایان داستان او دقیقاً مانند کتاب رقم بخورد.
یکی از ظریفترین پیشآگاهیهای فصل سوم
اگر این برداشت درست باشد، قسمت سوم فصل سوم یکی از هوشمندانهترین نمونههای استفاده از زبان تصویر در خاندان اژدها خواهد بود. بدون آنکه سریال مستقیماً به سرنوشت هلینا اشاره کند، تنها با چند قاب، چند دیالوگ و نحوه قرار گرفتن شخصیت در فضای قلعه، بینندهای را که کتاب را خوانده است به آینده ارجاع میدهد و در عین حال، برای مخاطبانی که از داستان کتاب خبر ندارند، هیچ چیز را آشکار نمیکند.
این همان شیوهای است که خاندان اژدها بارها در روایت خود از آن استفاده کرده است؛ کاشتن نشانههایی کوچک که معنای واقعی آنها تنها با پیشرفت داستان مشخص میشود. حالا باید دید این نشانهها واقعاً مقدمهای برای یکی از تلخترین لحظات داستان هستند یا سازندگان این بار تصمیم گرفتهاند سرنوشت هلینا تارگرین را متفاوت از کتاب رقم بزنند.


