اگر سالها کمیکهای مارول را دنبال کرده باشید، احتمالاً با دیدن لباس دکتر دووم (Doctor Doom) درانتقامجویان: روز قیامت (Avengers: Doomsday) اولین واکنشتان این بوده که مارول بالاخره فهمیده این شخصیت قرار نیست نسخه سبزرنگ آیرون من باشد. شنل، هود، زره و مهمتر از همه ماسک فلزی، همگی به طراحی کلاسیکی نزدیک هستند که جک کربی دههها پیش برای یکی از مهمترین شرورهای تاریخ مارول خلق کرد.
اما مارول یک غافلگیری دیگر هم داشت: لباس دومی برای ویکتور وان دووم با بازی رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr.) که تفاوت محسوسی با نسخه زرهپوش و آماده نبردی دارد که پیشتر از فیلم دیده بودیم. و برای کسی که تاریخچه کمیکی دووم را میشناسد، این تفاوت کمی مشکوک است.
دو لباس برای دکتر دووم؛ چرا؟
لباسی که مارول به نمایش گذاشت، همچنان تمام نشانههای اصلی دکتر دووم را دارد، اما ظاهر آن سادهتر و کمزرهتر است. خبری از صفحات سنگین زره روی سینه و شانهها نیست، دستکشها و چکمههای فلزی جای خود را به نمونههای سادهتر دادهاند و حتی فرم ماسک نیز نسبت به طراحی جنگی دووم نرمتر به نظر میرسد.
در مقابل، لباس دیگری که پیشتر از Avengers: Doomsday دیده بودیم، بسیار به ظاهر کلاسیک دووم در کمیکها نزدیک است: زره فلزی، ماسک آهنی و شنل سبزی که تقریباً بلافاصله شخصیت را قابل شناسایی میکند.
بنابراین به نظر میرسد با دو وضعیت متفاوت از یک شخصیت روبهرو هستیم؛ یکی دوومی که کاملاً برای نبرد آماده شده و دیگری ویکتور فون دوومی که هنوز آن ظاهر سنگین و تهدیدآمیز را به تن نکرده است.

اما اینجا باید مرز بین اطلاعات رسمی و تئوری را مشخص کنیم. مارول تا امروز اعلام نکرده که لباس دوم متعلق به گذشته دووم یا دوران پیش از تبدیل شدن او به آنتاگونیست اصلی فیلم است. با این حال، اگر کمی به تاریخ کمیکی ویکتور برگردیم، دلیل جذاب شدن این نظریه مشخص میشود.
برای شناخت دووم باید به Fantastic Four Annual #2 برگردیم
دووم از همان اولین حضورش در Fantastic Four #5 در سال ۱۹۶۲ یکی از دشمنان اصلی چهار شگفتانگیز بود، اما بخش بزرگی از گذشتهای که امروز برای این شخصیت میشناسیم، دو سال بعد در Fantastic Four Annual #2 توسط استن لی و جک کربی شکل گرفت.
ویکتور وان دووم صرفاً یک دانشمند دیوانه نبود که یک روز تصمیم گرفته باشد دنیا را فتح کند.
او در جامعهای از مردم روما در لاتوریا بزرگ شد و کودکیاش با سرکوب و فقدان گره خورد. مادرش، سینتیا فون دووم، جادوگری بود که سرنوشتش با مفیستو پیوند خورد و پدرش، ورنر، نیز هنگام فرار از حاکم لاتوریا جان خود را از دست داد.
ویکتور از همان ابتدا میان دو جهان قرار داشت: علم و جادو.
همین ترکیب بعدها یکی از ویژگیهایی شد که او را از بسیاری از شرورهای مارول جدا کرد. دووم فقط دانشمندی در سطح رید ریچاردز نیست؛ او یکی از جادوگران قدرتمند دنیای مارول نیز محسوب میشود. اما مهمتر از تمام اینها، یک ویژگی از همان دوران جوانی همراه ویکتور بود: غرور.
بزرگترین دشمن دووم همیشه رید ریچاردز نبوده است
یکی از مشهورترین بخشهای داستان منشأ دووم به دوران دانشگاه او بازمیگردد. ویکتور دستگاهی میسازد که هدفش برقراری ارتباط با مردگان است. رید ریچاردز متوجه ایرادی در محاسبات او میشود و تلاش میکند درباره آن هشدار بدهد، اما ویکتور حاضر نیست احتمال اشتباه خودش را بپذیرد.
آزمایش شکست میخورد، انفجاری رخ میدهد و صورت ویکتور آسیب میبیند. از این نقطه به بعد، یکی از بنیادیترین ویژگیهای دکتر دووم شکل میگیرد: او تقریباً همیشه برای شکستهای خودش مقصری بیرونی پیدا میکند.
رید ریچاردز برای دووم فقط یک رقیب باهوش نیست. او یادآور چیزی است که ویکتور بیش از هر چیز از پذیرفتنش متنفر است؛ اینکه ممکن است کامل نباشد.
همین نکته است که دووم را از یک شرور معمولی بسیار جذابتر میکند. او واقعاً نابغه است. واقعاً جادوگری قدرتمند است. واقعاً در کودکی قربانی ظلم شده و حتی در مقاطعی واقعاً معتقد است که اگر جهان تحت فرمان او قرار بگیرد، وضعیت بهتری خواهد داشت. مشکل اینجاست که خودش هم این داستان را باور کرده است.
Books of Doom؛ وقتی دووم داستان خودش را تعریف میکند
اگر قرار باشد قبل از تماشای Avengers: Doomsday فقط یک کمیک درباره این شخصیت بخوانیم، مینیسری ششقسمتی Books of Doom نوشته اد بروبیکر و با طراحی پابلو ریموندی احتمالاً یکی از بهترین انتخابهاست.
اما یک نکته درباره این کمیک وجود دارد که در بسیاری از معرفیهای آن فراموش میشود: داستان را خود دکتر دووم تعریف میکند.
این تفاوت کوچکی نیست. ویکتور در این داستان گذشتهاش را برای یک روزنامهنگار روایت میکند و طبیعتاً خودش را آنطور میبیند که همیشه دوست داشته دیده شود؛ مردی نابغه که جهان بارها به او ظلم کرده و تصمیمهای سختش نتیجه اجتنابناپذیر همان ظلمها بودهاند.

اما روایت شاهدان دیگر همیشه با روایت او مطابقت ندارد. همین مسئله Books of Doom را جذاب میکند. قرار نیست بعد از خواندنش به این نتیجه برسیم که «دووم در واقع آدم خوبی بوده است». برعکس، کمیک نشان میدهد چگونه رنج واقعی، جاهطلبی، غرور و نیاز بیمارگونه ویکتور به کنترل، کمکم از او مردی میسازند که حتی دیکتاتوری خودش را نیز کاملاً موجه میداند.
دووم خودش را شرور داستان نمیبیند و این احتمالاً مهمترین چیزی است که MCU باید درباره او درست بفهمد.
آیا لباس دوم متعلق به گذشته ویکتور است؟
اینجا دوباره به لباس جدید میرسیم. یکی از نظریههایی که پس از نمایش این لباس مطرح شده، این است که شاید Avengers: Doomsday گذشته ویکتور را نیز نشان دهد و لباس سادهتر متعلق به مقطعی باشد که او هنوز به دکتر دوومی که میشناسیم تبدیل نشده است.
از نظر بصری، چنین برداشتی چندان عجیب نیست. نسخه سادهتر لباس میتواند برای ویکتوری باشد که هنوز نیاز ندارد خودش را پشت چندین لایه فلز پنهان کند؛ در حالی که زره سنگینتر میتواند نسخهای از شخصیت را نشان دهد که کاملاً هویت «Doctor Doom» را پذیرفته است.
اما فعلاً هیچ تأیید رسمی برای این نظریه وجود ندارد. حتی احتمال سادهتری هم مطرح است: ممکن است این فقط لباس غیرجنگی دووم باشد و او بسته به موقعیت از پوششهای متفاوتی استفاده کند؛ چیزی که برای فرمانروای لاتوریا اصلاً عجیب نیست.
با این حال، وجود دو طراحی متفاوت به مارول اجازه میدهد تحول شخصیت را از طریق ظاهر او نیز روایت کند.
یک نکته مهم: دووم قرار نیست «قهرمانی باشد که شرور شد»
اینجا جایی است که باید نسبت به بعضی تئوریهای مطرحشده درباره فیلم محتاط بود. تبدیل کردن ویکتور فون دووم به قهرمانی پاک که یک اتفاق تلخ او را ناگهان به شرور تبدیل میکند، در واقع ساده کردن شخصیتی است که جذابیتش دقیقاً در خاکستری بودن گذشتهاش قرار دارد.
ویکتور قربانی بوده، اما خودش هم قربانی ساخته است. او مردمش را از حاکمان پیشین لاتوریا رها کرد، اما در نهایت خودش فرمانروایی مستبد شد. بارها جهان را نجات داده، اما بارها برای تسلط بر همان جهان تلاش کرده است. میتواند در برابر تهدیدی بزرگ در کنار قهرمانان قرار بگیرد و کمی بعد دوباره برای شکست رید ریچاردز نقشه بکشد.
حتی زمانی که قدرتی تقریباً خدایی در اختیار دارد، مسئله اصلی دووم همچنان همان چیزی است که دههها قبل بود: ویکتور نمیتواند جهانی را تحمل کند که در آن شخص دیگری از او برتر باشد.
به همین دلیل، دووم نیازی به یک «لحظه تبدیل شدن به شرور» ندارد. او محصول مجموعهای از انتخابهاست.
لباس جدید میتواند بهترین نشانه درباره دووم MCU باشد
هنوز نمیدانیم Avengers: Doomsday چقدر از گذشته ویکتور فون دووم را نشان خواهد داد و مارول نیز توضیح رسمی درباره دلیل وجود دو لباس متفاوت ارائه نکرده است.
اما همین که طراحی شخصیت فقط به یک زره CGI عظیم محدود نشده، نشانه امیدوارکنندهای است.
دکتر دووم زمانی بهترین عملکردش را دارد که پشت ماسک فلزیاش هنوز بتوانیم ویکتور را ببینیم؛ پسری که خانوادهاش را از دست داد، نابغهای که حاضر نبود اشتباه خودش را بپذیرد، فرمانروایی که واقعاً تصور میکند تنها شخص شایسته برای اداره جهان است و مردی که احتمالاً تا آخرین لحظه زندگیاش باور خواهد داشت قهرمان داستان خودش بوده است.
اگر Avengers: Doomsday بتواند همین تناقض را در نسخه رابرت داونی جونیور حفظ کند، آن وقت دو لباس متفاوت او فقط دو طراحی برای فروش اکشنفیگور نخواهند بود.
ممکن است دو مرحله متفاوت از یک شخصیت را ببینیم. فقط یک نکته را نباید فراموش کرد: فعلاً این یک تئوری کمیکی جذاب است، نه چیزی که مارول رسماً تأیید کرده باشد.


