ریوندل یکی از شناختهشدهترین مکانهای سرزمین میانه است؛ جایی که بخش مهمی از هویت تصویری آن برای مخاطبان سینما با سهگانه ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) پیتر جکسون شکل گرفت. اما فصل سوم حلقههای قدرت (The Rings of Power) قرار است ما را به زمانی بسیار پیشتر ببرد؛ دورانی که ریوندل هنوز آن پناهگاه باشکوه و آرامی نیست که هزاران سال بعد فرودو و یارانش وارد آن میشوند.
برای ساخت این نسخه از ریوندل، سازندگان سریال تصمیم جالبی گرفتهاند: رفتن به سوئیس و استفاده از دره لاوتربرونن؛ منطقهای که سفر تالکین به آن در سال ۱۹۱۱ تأثیر مهمی بر تصور او از جغرافیای سرزمین میانه داشت.
این تصمیم، ریوندل فصل سوم را در موقعیت جالبی قرار میدهد. سریال آمازون بهجای تلاش برای بازسازی مستقیم ریوندل فیلمهای پیتر جکسون، به عقب برگشته و سراغ یکی از ریشههای واقعی شکلگیری آن رفته است.
ریوندلی که پیتر جکسون ساخت
برای بسیاری از مخاطبان، تصور ریوندل بدون نسخه سینمایی پیتر جکسون دشوار است. در یاران حلقه (The Fellowship of the Ring)، ریوندل با معماری ظریف الفی، آبشارها، جنگلهای انبوه و نور گرم خود به مکانی خارج از زمان شباهت داشت. این همان جایی بود که فرودو پس از فرار از نزگولها دوباره امنیت را تجربه میکرد و اعضای یاران حلقه برای نخستین بار کنار یکدیگر قرار میگرفتند.
بخشهایی از نماهای خارجی ریوندل در Kaitoke Regional Park نیوزیلند فیلمبرداری شدند، اما آنچه در فیلم نهایی میبینیم حاصل ترکیب طبیعت واقعی با طراحی صحنه، معماری ساختهشده و جلوههای بصری است. این ترکیب یکی از ویژگیهای اصلی زبان بصری سهگانه جکسون بود. سرزمین میانه تقریباً همیشه ریشهای واقعی در طبیعت نیوزیلند داشت، اما طراحی تولید آن طبیعت را به چیزی بزرگتر و اسطورهایتر تبدیل میکرد. ریوندل یکی از بهترین نمونههای همین رویکرد بود.
حلقههای قدرت به سراغ جایی رفته که تالکین دیده بود
رویکرد فصل سوم حلقههای قدرت کمی متفاوت است. جی.دی. پین (J. D. Payne) و پاتریک مککی (Patrick McKay) اعلام کردهاند که برای بخشهایی مرتبط با ریوندل در فصل سوم، فیلمبرداری به دره لاوتربرونن سوئیس رفته است.
اهمیت این انتخاب فقط به زیبایی منظره مربوط نمیشود. تالکین در سال ۱۹۱۱، زمانی که ۱۹ سال داشت، در جریان سفری پیاده از این منطقه عبور کرد. او سالها بعد در نامهای توضیح داد که سفر بیلبو از ریوندل به سوی آن سوی کوههای مهآلود بر اساس تجربههای همان سفر شکل گرفته بود.


صخرههای عظیم، دره باریک، آبشارها و کوههایی که لاوتربرونن را احاطه کردهاند نیز مدتهاست با تصاویر و توصیفات ریوندل مقایسه میشوند. بنابراین سریال برای ساخت ریوندل فقط به متن تالکین مراجعه نکرده؛ به بخشی از طبیعتی برگشته که در شکلگیری تخیل او نقش داشته است.
تفاوت اصلی دو ریوندل در زمان آنهاست
اما تفاوت مهمتر میان نسخه جکسون و حلقههای قدرت، محل فیلمبرداری نیست؛ زمانی است که ریوندل را میبینیم. در فیلمهای ارباب حلقهها، ریوندل هزاران سال قدمت دارد. خانه الروند یکی از آخرین پناهگاههای بزرگ الفها در سرزمین میانه است؛ مکانی که تاریخ در معماری، آثار هنری و حتی سکوت آن احساس میشود.
اما حلقههای قدرت در دوران دوم جریان دارد و فصل سوم به دوره شکلگیری این مکان نزدیک میشود. در متون تالکین، الروند پس از جنگ اریادور و سقوط ارگیون در سال ۱۶۹۷ دوران دوم، ریوندل را بنیان میگذارد. بنابراین نسخهای که سریال نمایش میدهد نباید همان ریوندلی باشد که در دوران فرودو میشناسیم.
این ریوندل هنوز باید در حال تبدیل شدن به آن مکان باشد و همین موضوع فرصت بصری بسیار خوبی در اختیار سریال قرار میدهد.
این بار طبیعت میتواند از معماری مهمتر باشد
ریوندل پیتر جکسون با معماری الفی خود شناخته میشد. بالکنها، طاقها، پلها و ساختمانهایی که تقریباً با جنگل ادغام شده بودند، تصویری از تمدنی بسیار قدیمی و تکاملیافته ارائه میکردند.
اما ریوندل جوان حلقههای قدرت میتواند این رابطه را برعکس کند. در ابتدای شکلگیری آن، طبیعت میتواند بر معماری غلبه داشته باشد. بهجای اینکه ساختمانهای عظیم نخستین چیزی باشند که توجه مخاطب را جلب میکنند، کوهها، صخرهها و آبشارها میتوانند هویت اصلی محیط را بسازند.
لاوتربرونن برای چنین تصویری انتخاب مناسبی است. دیوارههای تقریباً عمودی دره و آبشارهایی که از ارتفاع وارد آن میشوند، به محیط مقیاسی میدهند که ساخت آن حتی با بهترین جلوههای دیجیتال دشوار است.
اگر سریال از این ویژگی استفاده کند، ریوندل فصل سوم میتواند بهجای نسخهای کوچکتر از ریوندل جکسون، هویت بصری مستقلی پیدا کند.
رقابت با یکی از ماندگارترین تصاویر سینمای فانتزی
مشکل حلقههای قدرت این است که تقریباً هر مکان معروفی که به سراغش میرود، قبلاً یک نسخه سینمایی بسیار مشهور دارد. موردور، نومهنور، خزد-دوم و حالا ریوندل دائماً با تصاویری مقایسه میشوند که سهگانه پیتر جکسون بیش از دو دهه قبل در ذهن مخاطبان تثبیت کرد.
تلاش برای بازسازی همان تصاویر احتمالاً مسابقهای است که سریال نمیتواند در آن برنده شود. اما رفتن به لاوتربرونن راه دیگری پیش پای سازندگان قرار میدهد. آنها میتوانند بهجای پرسیدن اینکه «پیتر جکسون ریوندل را چگونه ساخته بود؟»، سؤال متفاوتی مطرح کنند:
تالکین هنگام تصور این مکان چه منظرهای در ذهن داشت؟
البته پاسخ دقیق به چنین سؤالی ممکن نیست و لاوتربرونن را هم نمیتوان نسخه واقعی و قطعی ریوندل نامید. اما سفر سال ۱۹۱۱ تالکین به سوئیس و تأثیر آن بر توصیف مسیرهای اطراف ریوندل، ارتباط تاریخی محکمی میان این جغرافیا و شکلگیری سرزمین میانه ایجاد میکند.
بازگشت از نیوزیلند به ریشههای اروپایی سرزمین میانه
فیلمهای پیتر جکسون باعث شدند نیوزیلند برای یک نسل تقریباً مترادف با سرزمین میانه شود. کوهها، دشتها و جنگلهای این کشور آنقدر با تصاویر فیلمها پیوند خوردند که بسیاری از لوکیشنهای آنها امروز خود به مقصد گردشگری طرفداران تالکین تبدیل شدهاند.
اما سرچشمههای جغرافیایی دنیای تالکین بسیار گستردهتر بودند. انگلستان، آلپ و تجربه سفرهای شخصی او همگی در شکلگیری مناظر داستانهایش نقش داشتند. سفر ۱۹۱۱ به سوئیس یکی از واضحترین نمونههاست؛ خود تالکین سالها بعد تأثیر این سفر بر ماجراجویی بیلبو در کوههای مهآلود را تأیید کرد.
انتخاب لاوتربرونن برای فصل سوم حلقههای قدرت از این جهت اهمیت دارد که سریال را برای لحظهای از میراث تصویری فیلمها جدا و به بخشی از تاریخ شخصی خود نویسنده نزدیک میکند.
ریوندلی پیش از ریوندلی که میشناسیم
مهمترین فرصت فصل سوم این نیست که ریوندلی «واقعیتر» از نسخه پیتر جکسون بسازد. اصلاً چنین رقابتی لازم نیست. فیلمهای ارباب حلقهها ریوندل را در پایان عمر طولانی خود نشان میدادند؛ مکانی کامل، باستانی و سرشار از خاطرات چند هزار ساله.
حلقههای قدرت فرصت دارد نقطه مقابل آن را نمایش دهد: ریوندلی که هنوز در حال متولد شدن است. اگر سازندگان بتوانند طبیعت لاوتربرونن را به بخشی از این روایت تبدیل کنند، برای نخستین بار میتوانیم مکانی را ببینیم که هنوز به آن تصویر آشنای فیلمها تبدیل نشده است.
و شاید جذابترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه برای پیدا کردن نسخه تازهای از ریوندل، سریال این بار بهجای نگاه کردن به فیلمهای پیتر جکسون، به منظرهای نگاه کرده که خود تالکین بیش از یک قرن پیش از میان آن عبور کرده بود.


