این روزها کافی است گوشی را باز کنید تا با موجی از خبرهای بد روبهرو شوید؛ برای همین، شاید حالا بهترین وقت برای خواندن داستانی باشد که قرار نیست کسی در آن به هر بهایی که شده، دنیا را نجات دهد. بوک رایت (Book Riot) در فهرست تازهی خود سراغ پنج رمان فانتزی آرام و کمتنش رفته است؛ از جنگجویی که ترجیح میدهد مرغداری کند تا جادوگری که بهجای مبارزه با نیروهای شر، در آشپزخانهی یک قصر نان میپزد.
این نوع داستانها را گاهی «فانتزی روزمره» (Mundane Fantasy) مینامند و بسیاری از آنها در محدودهی «فانتزی کوزی» (Cozy Fantasy) قرار میگیرند. جادو و جهانهای خیالی همچنان سر جایشان هستند، اما خبری از نبردی برای نجات جهان نیست. داستان به اتفاقهای کوچک زندگی شخصیتها میپردازد؛ راه انداختن یک کافه، آشپزی در قصر یا سروکله زدن با کارهای یک مزرعه. محبوبیت این جنس فانتزی در سالهای اخیر هم بیدلیل نیست؛ گاهی آدم از یک دنیای خیالی فقط جایی میخواهد که بتواند در آن کمی نفس راحت بکشد.
چرا فانتزی معمولی اینروزها اینقدر خواننده دارد؟
پاسخش خیلی پیچیده نیست: خستگی از اخبار. وقتی هر روز باید نگران جنگ و بحرانهای اقتصادی بود، رمانی که در آن بزرگترین خطر داستان سوختن یک کیک یا شکایت یک همسایه است، خودش نوعی درمان میشود. همین نیاز به فرار از اضطراب روزمره، فانتزی معمولی را از یک زیرژانر گمنام به یکی از پررونقترین قفسههای نشر فانتزی تبدیل کرده است.
این اتفاق درست وقتی میافتد که فانتزیهای حماسی و پرکشمکش همچنان مخاطب خودشان را دارند و بار دیگر یادآوری میکنند، جهان چقدر میتواند بیرحم باشد. فانتزی معمولی دقیقاً در نقطهی مقابل همین بیرحمی نشسته است؛ این نگاه به فانتزیِ کوچک و انسانی البته سابقهی طولانی دارد و فانتزیمگ هم پیشتر در یادبودی برای اورسولا کی. لوگویین به همین سنتِ دنیاهایی پرداخته بود که قهرمانشان لزوماً شمشیر نمیزند.
نمونههای شناختهشدهی ژانر

Legends & Lattes نوشتهی تراویس بالدری (Travis Baldree) یکی از شناختهشدهترین نمونههای فانتزی روزمره است؛ داستان یک اورک بازنشسته که شمشیر را کنار میگذارد و تصمیم میگیرد کافهای برای خودش باز کند. The Very Secret Society of Irregular Witches نوشتهی سانگو ماندانا (Sangu Mandanna) و The Spellshop از سارا بث دورست (Sarah Beth Durst) هم در همین مسیر قرار میگیرند؛ داستانهایی که جادو در آنها حضور دارد، اما بیشتر از جنگ و قدرت، روی زندگی روزمره، دوستی و عشق تمرکز میکنند.
این سبک در دنیای کمیک و مانگا هم نمونههای محبوبی دارد؛ از Witch Hat Atelier اثر کامومه شیراهاما (Kamome Shirahama) تا The Tea Dragon Society از کی. اونیل (K. O’Neill).
پنج رمان فانتزی برای روزهایی که کمی آرامش میخواهید
این پنج کتاب قرار نیست رتبهبندی بهترین آثار فانتزی باشند؛ انتخابهای شخصی Book Riot برای خوانندهای هستند که بهجای نبردهای بزرگ و ماجراهای پرتنش، دلش چند ساعت آرام با یک کتاب و نوشیدنی گرم میخواهد.
Beware of Chicken نوشتهی Casualfarmer

جین رو استاد هنرهای رزمی بود تا اینکه مرد؛ قهرمان داستان بهجای او در همان بدن از خواب بیدار میشود، اما برخلاف جین، هیچ علاقهای به جنگیدن ندارد. او زمین میخرد، دام میگیرد و مزرعهداری میکند، فقط بخشی از آموزشهای جین همچنان در بدنش باقی مانده، آنقدر که حتی حیوانات مزرعه هم کمکم هنرهای رزمی یاد میگیرند.
The House Witch نوشتهی Delemhach

فینلی اشووان جادوگری است که قدرتش را برای خیر به کار میگیرد؛ مشخصاً در آشپزخانهی قصر داخاریا. گاهی پایش به دسیسههای سیاسی و درگیریهای کوچک هم باز میشود، اما بیشتر داستان دربارهی نانپزی، دوستی، کمی عاشقی، کمی جادوی سبک و ماجراهای فینلی با بچهگربهی همراهش میگذرد.
Temple Alley Summer نوشتهی ساچیکو کاشیواباوا

یک فانتزی روزمرهی دلنشین و مناسب هر سنی. وقتی دختری شبحمانند یک روز در خانهی کازو ظاهر میشود و روز بعد انگار همیشه در مدرسه بوده، کازو تصمیم میگیرد بفهمد ماجرا از چه قرار است. مشخص میشود این دختر، آکاری، پیوندی با معبد محلی دارد و ظهورش شاید فقط آغاز سر و کله زدن با موجوداتی از دنیایی دیگر در همان شهر کوچک باشد.
The Keeper of Magical Things نوشتهی جولی لیانگ

جولی لیانگ (Julie Leong) پیش از این با The Teller of Small Fortunes هم در همین ژانر آرام قلم زده بود، اما رمان تازهاش حتی دلنشینتر از کار قبلی است. داستان دربارهی جادوگری تازهکار است که باید همراه یکی از موفقترین جادوگرهای همان گیلد، محمولهای از اشیای جادویی را به کسلکنندهترین روستای سرزمین برساند.
The Crèche Keeper’s Guild نوشتهی Ware Wilkins و Faith Anthony

رمانی سبک و بامزه، درست برای وقتی که دلت چیزی بیآزار و سرگرمکننده میخواهد. آناه و هیلی دو ماجراجویند که دنبال عضو خائن گروهشان هستند، همان که با غنیمت فرار کرده. جستوجو آنها را به یک معبد میکشاند، جایی که بهاشتباه معلمهای جدید فرض میشوند و ناچار میشوند سختترین چالش زندگیشان را پشت سر بگذارند: چند بچهی کوچک.
آنچه این پنج کتاب و آن سه نمونهی معروفتر را به هم وصل میکند یک چیز است: هیچکدام قرار نیست دنیا را نجات دهند. قهرمانشان بیشتر دنبال یک زندگی خوب است تا یک سرنوشت بزرگ، و برای خوانندهای که اینروزها از هر خبر تازه دلش میلرزد، همین کافی است.


