هشدار اسپویلر: متن پیش رو حاوی جزئیات مهمی از پایان فیلم سوپرگرل (Supergirl) است. اگر قصد دارید فیلم را با بهترین کیفیت و بدون اطلاع از اتفاقات پایانی تماشا کنید، بهتر است ادامه این مطلب را به بعد از دیدن فیلم موکول کنید.

فیلم سوپرگرل (Supergirl) به کارگردانی کریگ گیلسپی (Craig Gillespie) به تازگی اکران شده و یکی از مهمترین آثار فصل نخست دنیای سینمایی جدید دی سی (DCU) به شمار میرود. این فیلم با الهام از کمیک سوپرگرل: زن فردا (Supergirl: Woman of Tomorrow) نوشته تام کینگ (Tom King) و با طراحی بلقیس اولوی (Bilkiss Evely) ساخته شده، اما در مهمترین بخش داستان، یعنی پایانبندی، مسیر متفاوتی را نسبت به منبع اصلی انتخاب میکند.
در کمیک، محور داستان بر سفر انتقام جویانه کارا زور ال (Kara Zor-El) و همراه جوانش روثی مری نول (Ruthye Marye Knoll) است. با این حال، در پایان داستان، کرم از تپه های زرد (Krem of the Yellow Hills) کشته نمیشود و به منطقه فانتوم (Phantom Zone) تبعید میشود. این پایان، بر مفهوم عدالت، بخشش و شکستن چرخه انتقام تأکید دارد و اجازه میدهد شخصیتها بدون عبور از مرز قتل، به بلوغ برسند.
فیلم اما تصمیم دیگری میگیرد. این بار کارا با شمشیر، کرم را میکشد؛ تغییری که طبق گفته کریگ گیلسپی، از همان ابتدا با اصرار جیمز گان (James Gunn)، رئیس دی سی استودیوز (DC Studios)، در فیلمنامه وجود داشته است.

گیلسپی در گفت و گو با رسانه CBR توضیح داده است که جیمز گان اعتقاد داشت با توجه به مسیری که شخصیت کارا در طول فیلم طی میکند، پایان دیگری از نظر احساسی و روایی منطقی نیست. حتی نسخهای جایگزین برای این سکانس نیز در نظر گرفته شده بود، اما هرگز به مرحله اجرا نرسید.
این تغییر، فقط یک تفاوت ساده با کمیک نیست، بلکه میتواند نشانهای از رویکرد تازه دی سی در ساخت جهان سینمایی جدیدش باشد. کارا زور ال در این نسخه، دیگر صرفاً قهرمانی آرمان گرا نیست؛ او شخصیتی است که زیر فشار فقدان، خشم و رنج، تصمیمی میگیرد که پیامدهای اخلاقی سنگینی دارد. همین موضوع، شخصیت او را خاکستریتر و انسانیتر از بسیاری از نسخههای قبلی سوپرگرل نشان میدهد.
از سوی دیگر، این پایان میتواند مسیر فیلمهای آینده دی سی را نیز مشخص کند. اگر شخصیتهای اصلی این دنیا قرار باشد بیش از گذشته با انتخابهای دشوار اخلاقی روبه رو شوند، احتمالاً در آثار بعدی مانند مرد فردا (Man of Tomorrow) نیز شاهد قهرمانانی خواهیم بود که همیشه پاسخهای ساده و مطلق برای مشکلاتشان ندارند.
واکنش مخاطبان نیز به این تغییر دو دسته بوده است. بسیاری از منتقدان رسانههایی مانند ورایتی (Variety) و آی جی ان (IGN)، این پایان را در راستای شخصیت پردازی فیلم ارزیابی کردهاند، اما بخشی از طرفداران قدیمی کمیک معتقدند این تصمیم با فلسفه شخصیت سوپرگرل فاصله دارد. در شبکههایی مانند ردیت (Reddit) نیز بحثهای زیادی درباره این موضوع شکل گرفته و برخی این پایان را نشانه بلوغ شخصیت کارا میدانند، در حالی که عدهای دیگر آن را مغایر با هویت اصلی او توصیف کردهاند.
در تاریخ کمیکهای ابرقهرمانی، عبور قهرمانان از خط قرمز قتل همیشه یکی از بحث برانگیزترین موضوعات بوده است. از سوپرمن (Superman) گرفته تا بتمن (Batman)، بارها داستانهایی روایت شده که شخصیتها را در برابر انتخابی غیرممکن قرار دادهاند؛ انتخابی که معمولاً بیش از آنکه درباره شکست دادن یک دشمن باشد، درباره هزینه قهرمان بودن است.
گیلسپی در این باره میگوید:
“از همان ابتدا برای ما روشن بود که کارا باید به این نقطه تاریک برسد. جیمز گان بارها تأکید میکرد که پایان منطقی دیگری برای این داستان وجود ندارد.”
این پایان، صرف نظر از اینکه با آن موافق باشیم یا نه، یکی از مهمترین تفاوتهای فیلم با کمیک اصلی است و احتمالاً تا مدتها درباره آن بحث خواهد شد. حالا باید دید این تصمیم، در آینده دنیای سینمایی دی سی چه پیامدهایی برای شخصیت کارا زور ال و مسیر کلی DCU خواهد داشت.


