جرج آر.آر. مارتین (George R.R. Martin)، خالق نغمه یخ و آتش (A Song of Ice and Fire) که اقتباس تلویزیونیاش با نام بازی تاج و تخت (Game of Thrones) یکی از پرمخاطبترین تولیدات تاریخ HBO از آب درآمد، پیش از آنکه بتواند فقط با نوشتن امرار معاش کند سالها میان چند شغل کاملا بیربط به ادبیات فانتزی جابهجا شد؛ از داوری مسابقات شطرنج در اوج تب فیشر و اسپاسکی گرفته تا تدریس روزنامهنگاری در یک کالج کاتولیک در آیووا. به گزارش Mental Floss، نخستین رمان این مجموعه سال ۱۹۹۶ منتشر شد، درست حدود بیست سال پس از آنکه او اولین داستانهایش را در نوجوانی فروخته بود.
مارتین در ۲۰ سپتامبر ۱۹۴۸ در بایون نیوجرسی به دنیا آمد. پدرش در بارانداز بندر کار میکرد، و خانوادهی مادریاش که زمانی صاحب یک کسبوکار ساختمانی پررونق بودند، همه چیز را در رکود بزرگ از دست داده بودند. نخستین درآمد نویسندگی او هم از همان دوران کودکی به دست آمد؛ داستانهای وحشت کوتاهی که به بچههای محله میفروخت، سالها پیش از آنکه نامش روی جلد هیچ کتابی بیفتد.
برای طرفدارانی که مارتین امروز را فقط در قامت خالق وستروس میشناسند، این پیشینه چیز دیگری هم نشان میدهد؛ مسیر او به نویسندگی حرفهای، مثل خیلی از نویسندههای فانتزی و علمیتخیلی نسلش، از دل چند شغل کاملا غیرادبی گذشت، نه از یک قرارداد ناگهانی.
از داستانهای وحشت تا میزهای شطرنج
مارتین در دانشگاه روزنامهنگاری خواند و هم مدرک کارشناسی و هم کارشناسی ارشدش را در همین رشته گرفت. او که بهعنوان از اعزام به جنگ خودداری کرده بود، بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴ برای برنامهی داوطلبانهی VISTA (داوطلبان در خدمت آمریکا) در بنیاد کمک حقوقی کانتی کوک کار کرد. در همین سالها هم دست از نوشتن نکشید و چند داستان کوتاه هم فروخت، اما نیاز به درآمد ثابت همیشه اولویت داشت.
اوایل دههی هفتاد میلادی، آمریکا درگیر یک تب واقعی شطرنج بود. مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۷۲ در ریکیاویک ایسلند، با رویارویی بابی فیشر نابغهی آمریکایی و بوریس اسپاسکی قهرمان روس، توجه همهی کشور را جلب کرده بود. پیروزی فیشر که به دههها برتری روسها در این رشته پایان داد، محبوبیت شطرنج را در آمریکا بهشدت بالا برد. مارتین که خودش شطرنجبازی جدی و آگاه بود، توانست شغل مدیر مسابقات را در انجمن شطرنج کانتیننتال به دست بیاورد.
«آخر هفتهها مسابقات شطرنج برگزار میکنم. شغل نسبتا خوبی است، آخر هفتهها را پر میکند. از همین راه به قدر کافی درمیآورم که زندگیام بگذرد، و در طول هفته آزادم که بنویسم.»
جرج آر.آر. مارتین، در گفتوگو با Tangent Online
این وضعیت دیر نپایید. تا سال ۱۹۷۵ هم دورهی حضورش در VISTA تمام شده بود و هم تب شطرنج فروکش کرده بود، و آن شغل داوری مسابقات که رویش حساب کرده بود از بین رفت. با درآمد فروش داستان کوتاه هم نمیشد شهریهی دانشگاه را پرداخت، پس باید سراغ یک شغل تماموقت میرفت. او بعدها روی وبلاگ شخصیاش نوشت که پس از فرستادن چند صد درخواست کاری، سرانجام کالج کلارک، یک کالج کوچک کاتولیک دخترانه در دوبیوک آیووا، او را بهعنوان مدرس روزنامهنگاری استخدام کرد.
ورود به دنیای سرگرمی و شهرت جهانی
بعد از دوران تدریس، مارتین راهش را به سمت تلویزیون کج کرد و در سال ۱۹۸۶ بهعنوان ویراستار داستان برای سریال منطقهی گرگومیش مشغول شد، پیش از آنکه برای چند سریال دیگر شبکهی CBS هم بنویسد و تهیهکنندگی کند. موفقیت خیرهکنندهی رمان بازی تاج و تخت در سال ۱۹۹۶ بود که سرانجام او را برای یک مسیر طولانی و پردرآمد در نویسندگی تماموقت جا انداخت، پس از حدود بیست سالی که میان همین مشاغل جابهجا شده بود.

حالا طرفدارانش منتظر بادهای زمستان (The Winds of Winter) هستند، رمان بعدی مجموعهی نغمه یخ و آتش که مارتین حدود چهارده سال است روی آن کار میکند. تا آن روز برسد، همان مارتینی که زمانی داور شطرنج و مدرس روزنامهنگاری بود، همچنان کتابهای موردعلاقهاش را به طرفدارانش پیشنهاد میدهد و حتی فیلمهای فانتزی و علمیتخیلی محبوبش را فهرست کرده است. در همین حال، تأخیر تازه در اسپینآف جدید بازی تاج و تخت نشان میدهد که دنیای وستروس، چه روی کاغذ و چه روی صفحه، همچنان با همان صبر چندینسالهای پیش میرود که سرگذشت خالقش را هم شکل داده است.


