صفحه اصلی > کامیک و ابر قهرمان‌های مارول : کاپیتان آمریکا روحش را به مفیستو فروخت!

کاپیتان آمریکا روحش را به مفیستو فروخت!

کاپیتان آمریکا روحش را به مفیستو فروخت، و اسپایدرمن دلیلش را خوب می‌داند

کاپیتان آمریکا روحش را فروخت. نه استعاری، نه در یک رویای تب‌آلود؛ در شماره‌ی پانزدهم سری جدید کمیکش، نوشته‌ی چیپ زدارسکی و طراحی والریو اسکیتی، مرد بی‌عیب و نقص مارول معامله‌ای با مفیستو بست که هیچ‌کس از او انتظارش را نداشت.

این اتفاق در دل رویداد بزرگ «انتقام‌جویان: آرماگدون» رخ می‌دهد، جایی که کاپیتان برای متوقف‌کردن حمله‌ی ژنرال راس به لاتوریا با رد هالک درگیر شد و به‌ظاهر مرد. واقعیت تلخ‌تر بود: او نه مرده، بلکه در کما گیر افتاده و روحش میان زندگی و مرگ در نوسان بود، تا دکتر دووم با قدرت‌های جادویی‌اش همان روح را به قلمرو مفیستو بکشاند و از کاپیتان به‌عنوان قهرمانی برای سرنگونی خود مفیستو استفاده کند.

چرا کار کاپیتان آمریکا به اینجا کشید؟

نقشه از همان لحظه‌ای که کاپیتان و دکتر دووم دوشادوش هم وارد قلمرو مفیستو شدند، بی‌فایده بود. آن‌جا خانه‌ی مفیستوست و او در سرزمین خودش شکست‌ناپذیر است. مفیستو حتی از دیدن این دو هم‌پیمانه خنده‌اش گرفت؛ یکی آن‌قدر گناهکار و مغرور که فکر می‌کند جهنم برای او ساخته شده، دیگری آن‌قدر پاک که لمسش به مفیستو آسیب می‌زند. او همان‌جا فاش کرد که کاپیتان اصلا نمرده، فقط مرگ در حال بردن این نبرد بی‌صداست، و بعد به هر دو پیشنهاد داد راهی برای بازگشت باز کند، به قیمتی سنگین.

معامله‌ی دووم قابل‌پیش‌بینی‌تر بود. مفیستو گفت او را زنده نگه می‌دارد، اما بار بعدی که دووم بمیرد، بازگشتی در کار نخواهد بود؛ روحش برای همیشه مال مفیستو می‌شود، بی‌حق شورش، بی‌حق حتی قدم‌زدن آزادانه در آن قلمرو. بخشی از همین معامله عذاب والریا، عشق قدیمی دووم، بود که او هم آزادی رفت‌وآمد در آن دنیا را از دست می‌دهد. دووم قبول کرد، چون این دقیقا همان کاری‌ست که از او انتظار می‌رود.

معامله‌ی کاپیتان چیز دیگری بود. مفیستو آزادی تمام زمین را روی میز گذاشت، به‌جز خود کاپیتان: دنیایی بدون دیکتاتوری، بدون حاکمان مستبد، پر از دموکراسی‌هایی که در آن‌ها هر انسانی واقعا آزاد زندگی می‌کند. تنها شرط، قهرمان‌بودن ابدی کاپیتان برای مفیستو بود. کاپیتان نگفت نه. گفت: «لعنت بر تو، مفیستو. قبول می‌کنم. روحم مال تو.»

این‌جا فرق اساسی با معامله‌ی دووم پیداست. دووم برای نجات جان خودش و والریا مذاکره کرد؛ کاپیتان برای نجات کل مردم زمین معامله کرد، بی‌آن‌که هیچ‌کدامشان بدانند چنین معامله‌ای بسته شده. او تصمیمی گرفته که به هیچ‌کس نگفته، به نام همه. برای شخصیتی که همیشه شعارش دموکراسی و حق انتخاب مردم بوده، این خودش تناقضی‌ست که کمیک عمدا زیر نور می‌اندازد.

مفیستو به کاپیتان یادآوری می‌کند او اولین قهرمان نیست که این معامله را می‌بندد

مرد عنکبوتی بدون ماسک روبه‌روی مفیستو در میان دود قرمز
پنلی از «یک روز دیگر»؛ همان معامله‌ای که مفیستو به کاپیتان آمریکا یادآوری می‌کند

درست همان لحظه‌ای که کاپیتان تصمیمش را می‌گیرد، مفیستو جمله‌ای می‌گوید که کمیک یک پنل کامل را به آن اختصاص می‌دهد تا اهمیتش از چشم هیچ‌کس دور نماند: تو اولین مرد خوبی نیستی که با من معامله می‌کند. در پنل بعدی هم مرد عنکبوتی را بدون ماسک می‌بینیم که بیرون اتاقی نشسته و پزشکان درون آن مشغول نجات جان کسی هستند. اشاره‌ای مستقیم به یکی از بحث‌برانگیزترین اتفاقات تاریخ مارول کامیکس.

در داستان یک روز دیگر، مرد عنکبوتی و مری جین واتسون برای نجات جان خاله می با مفیستو معامله کردند. بهایی که مفیستو طلب کرد، ازدواج آن‌ها بود. او تاریخ را بازنویسی کرد تا این ازدواج اساساً هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده باشد؛ تغییری که با گذشت سال‌ها هنوز به حالت قبل برنگشته است. یک روز دیگر از همان زمان انتشار با واکنش منفی گسترده طرفداران روبه‌رو شد و هنوز هم یکی از منفورترین داستان‌های مرد عنکبوتی به شمار می‌رود.

مارول پیش از این هم تصمیم‌های جنجالی مشابهی درباره قهرمانان بزرگش گرفته است. وقتی کاپیتان آمریکا در امپراتوری مخفی گفت هیل هایدرا، تقریباً مشخص بود که این تغییر قرار نیست همیشگی باشد. اما معامله تازه او با مفیستو کمی متفاوت و نگران‌کننده‌تر است؛ چون مارول یک بار با معامله مرد عنکبوتی نشان داده که بعضی از این تغییرات می‌توانند برای سال‌ها باقی بمانند.

نمای نزدیک از کاپیتان آمریکا با نور قرمز و آبی در یک پنل کمیک

با این حال، بعید است معامله کاپیتان آمریکا برای همیشه دوام بیاورد. دنیای مارول نمی‌تواند برای همیشه در وضعیتی باقی بماند که مفیستو بر سرنوشت آن سایه انداخته است و احتمالاً این معامله جایی در ادامه داستان شکسته خواهد شد. اینکه کاپیتان چگونه از آن رهایی پیدا می‌کند و آیا در نهایت روحش را پس می‌گیرد یا نه، سؤالی است که پاسخ آن را باید در ادامه رویداد آرماگدون و مسیر دکتر دووم به سمت Doomsday دنبال کرد؛ مسیری که می‌تواند سرنوشت این خط داستانی را به‌کلی تغییر دهد.

سامان مرادی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید